سفیدشویی سیم‌کارت سفید

مسعود سلطانی

عمادالدین باقی قصد وارد شدن به بلوای مجازی اینترنت سفید را نداشته و می‌خواسته ما مردم مغرض را به حال خودمان بگذارد تا در بازی‌های شوم‌مان غوطه بخوریم اما دلش نیامده نیک‌سیرتان گرفتار در گرداب فضاسازی‌های مغرضانه را به حال خود بگذارد.
اول از همه روشن‌ کرده‌اند که اصلن چیزی به نام سیم‌کارت سفید وجود ندارد و مسئله اکنون حذف ناقص فیلتر از بعضی شماره تلفن‌هاست. واقعا از جایی که آنها به ما مردم نگاه می‌کنند تا این حد ابله به نظر می‌رسیم که خیال کرده‌ایم رنگ  سیم‌کارت سفید است.
پایین کشیدن فتیله فیلتر شماره خط هم به انتخاب خودشان نبوده است و فقط هم شماره‌ای که با آن به شبکه‌های اجتماعی وصل می‌شوند مشمول عنایت ویژه شده است و خط شخصی‌شان همچنان مثل بقیه مردم است و لاید ما باید بابت این که فقط یک خط‌شان رفع ناقص فیلتر شده و سفید کامل هم نیست، عذرخواهی کنیم.
یک ننه‌ من غریبم بازی دیگرش هم تاکید چندباره بر وب‌سایت فیلترشده‌اش است که با تداعی فیلتر بودن وب‌سایت، فیلتر نبودن خطش را بشورد. این مظلوم‌نمایی در حالی است که همین یادداشتش را رسانه‌های رسمی بازنشر کرده‌اند.  همه حرف ما این بود و هست که شما اپوزیسیون‌نمای دست‌ساز جمهوری اسلامی هستی. خب فیلتر بودن سایت بخشی از همان پروژه است تا وقتی رییس قضاییه جمهوری اسلامی می‌گوید ما زندانی سیاسی نداریم؛ زیدآبادی از کج‌فهمی ما مردمان عادی از این کلمات شفاف بگوید و شما را مرجع معرفی زندانیان سیاسی بداند که تفاوت زندانی سیاسی از زندانی امنیتی را خوب بلدید. 
حالا چرا خط شبکه اجتماعی باقی رفع ناقص فیلتر شده است. خودش گفته در جنگ ۱۲ روزه اینترنت آن قدر کند شد که فیلترشکن وصل نمی‌شد و برای روزنامه‌نگاران و روشنفکران و دولت‌مردان فیلتر را برداشتند تا فضای رسانه‌ای به افراد بیگانه واگذار نشود و مخالفان این تدبیر دولت را مدافع چیرگی مهاجمان می‌داند. در آخر هم اضافه می‌کند که اگر ضمن رعایت ملاحظات امنیتی در شرایط جنگی این کاهش فیلتر عمومیت پیدا می‌کرد، قابل دفاع‌تر بود. خب ما هم همین را گفته‌ایم که افرادی رفع فیلتر شده‌اند که در راستای ملاحظات امنیتی نظام فعالیت می‌کنند.


گل‌سرسبد شفاف‌سازی‌اش این است که از منظر واقع‌گرایی سیاسی باید به دنبال رفع تدریجی فیلتر برای روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان و بازرگانان و برخی از وکلا (برخی برای وکلا را خود عمادالدین باقی به کار برده) بود. چرا؟ چون این افراد با اطلاعات به مفهوم فنی و حرفه‌ای آن سروکار روزمره دارند‌. سطح استدلال را می‌بینید. و در آخر هم فتوا می‌دهد که ما باید از رفع فیلتر خط عمادالدین باقی و فیلتر ماند باقی مردم خوشحال هم باشبم؛ چون “اگر کسی با روند [تدریجی و در واقع انتخابی] حذف فیلتر و آزادسازی اینترنت [برای نورچشمی‌ها] مخالفت ‌کند نگاهش خودخواهانه است نه ملی زیرا به جای اینکه این روند را تشویق کند تا حذف فیلتر توسعه پیدا کند از منطق اگر همین امروز برای من سودی ندارد نبودنش بهتر است، پیروی می‌کند. (کلمات داخل کروشه افزوده من است)
در آخر هم تکلیفش را با ما روشن کرده است و با تضمین شعر حافظ که گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم، ما را در شمار احمق‌ها آورده و مخاطبش را محدود به  نیک‌سیرتانی می‌کند که تفاوت سیم‌کارت سفید و حذف ناقص فیلتر از بعضی شماره تلفن‌ها را می‌فهمند.
طنز ماجرا اینجاست که خودش هم نتوانسته به همین فتوا عمل کند و دو روز بعد از نوشتن این توضیحات در یادداشتی خواسته رفع ناقص فیلترش را بردارند و به توصیه خودش که از دولت در کاهش تدریجی و طبقاتی فیلتر حمایت کنیم، پشت کرده است. همچنین اقرار کرده که تازه متوجه شده چیزی که بلوای اینترنت سفید خوانده، سابقه‌ای چند ساله دارد و به جنگ ۱۲ روزه که بنیان استدلالش برای اینترنت سفید بوده، ربطی ندارد. اما نیازی نمی‌بیند که مقاله دو روز پیشش را اصلاح کند و داستانی را که از اینترنت سفید بافته است، در پرتو این یافته جدیدش بازنگری کند.