یونس زکریایی
راه حلی قابل اعتماد بر اساس سابقه تاریخی و نظریه استراتژیک
چکیده
این مقاله دلایل استراتژیک برای تأسیس یک دولت انتقالی در کرمانشاه را به عنوان مکانیزمی برای گذار دموکراتیک مسالمتآمیز بررسی میکند. با تکیه بر سابقه تاریخی دولت انتقالی ملی (PNG) سالهای ۱۹۱۵-۱۹۱۷، تحلیل تطبیقی مدلهای موفق حکمرانی انتقالی، و نظریه استراتژیک معاصر، این مطالعه استدلال میکند که سرزمینی مزایای متمایزی برای دولتهای انتقالی که با رژیمهای اقتدارگرای مستقر در پایتختهای اصلی مواجه هستند، ارائه میدهند. مقاله چندین استدلال تأییدی در حمایت از مدل کرمانشاه را مشخص میکند و در عین حال به چهار استدلال مخالف مهم میپردازد. از طریق تحلیل تابآوری نهادی، جغرافیای استراتژیک، دیپلماسی چندقطبی، و ساخت مشروعیت، این مطالعه نتیجه میگیرد که سابقه کرمانشاه چارچوبی آزموده شده برای تداوم قانون اساسی و توسعه قانون اساسی سرزمینی در طول گذارهای سیاسی فراهم میکند. این تحلیل به عنوان تحقیق آکادمیک که به ادبیات علمی در زمینه حکمرانی انتقالی، نظریه غیرمتمرکزسازی، و توسعه سیاسی ایران کمک میکند، ارائه میشود.
کلیدواژهها: حکمرانی انتقالی، گذار دموکراتیک، غیرمتمرکزسازی، کرمانشاه، دولت موقت، ایران، جغرافیای استراتژیک، تداوم قانون اساسی
۱. مقدمه
پرسش از اینکه دولتهای انتقالی باید پایگاه نهادی خود را در کجا تأسیس کنند، بُعد حیاتی اما کمتر مورد مطالعه شدهای از نظریه گذار دموکراتیک را نشان میدهد. در حالی که ادبیات سیاست تطبیقی به طور گسترده شیوههای گذار – توافقی، انقلابی، یا تحمیل شده از خارج – و طراحی نهادی ترتیبات انتقالی را بررسی میکند، توجه علمی نسبتاً کمی به ابعاد فضایی و جغرافیایی حکمرانی انتقالی اختصاص یافته است (O’Donnell & Schmitter, 1986; Linz & Stepan, 1996).¹ این مقاله با بررسی منطق استراتژیک تأسیس دولتهای انتقالی در مراکز سرزمینی به جای پایتختهای اصلی، با کاربرد ویژه این شکاف را پر میکند.
استدلال مرکزی این مقاله این است که کرمانشاه – بزرگترین شهر سرزمین کوردها در غرب جغرافیای کنونی ایران با سابقه تاریخی به عنوان مقر حکمرانی قانون اساسی – مزایای استراتژیک به عنوان محل استقرار دولت انتقالی در پیگیری گذار دموکراتیک مسالمتآمیز ارائه میدهد. این استدلال بر سه پایه تحلیلی استوار است: اول، موفقیت تاریخی دولت موقت ملی کرمانشاه (۱۹۱۵-۱۹۱۷) در حفظ مشروعیت قانون اساسی در طول اشغال خارجی؛ دوم، شواهد تطبیقی از تجارب حکمرانی انتقالی که سودمندی استراتژیهای پایتخت جایگزین را نشان میدهد؛ و سوم، نظریه استراتژیک معاصر در خصوص رابطه بین موقعیت پایتخت، دینامیکهای درگیری، و کیفیت حکمرانی (Campante et al., 2019; Potter, 2017).²
این تحلیل به عنوان تحقیق آکادمیک که به مباحثات علمی در زمینه حکمرانی انتقالی کمک میکند ارائه میشود و حمایت از هیچ نتیجه سیاسی خاصی را تشکیل نمیدهد. هدف، بررسی از طریق کاربرد دقیق روششناسیهای علوم سیاسی است که آیا و چگونه سوابق تاریخی و نظریه استراتژیک سودمندی بالقوه مراکز حکمرانی سرزمینی و استانی را در طول گذارهای دموکراتیک روشن میکنند.
۲. سابقه تاریخی: دولت انتقالی ملی کرمانشاه (۱۹۱۵-۱۹۱۷)
دولت موقت ملی (PNG) که در طول جنگ جهانی اول در کرمانشاه تأسیس شد، مهمترین سابقه تاریخی برای حکمرانی انتقالی مبتنی بر منطقه در تاریخ ایران را نشان میدهد. هنگامی که نیروهای روسیه در نوامبر ۱۹۱۵ به تهران پیشروی کردند، حدود ۴۴ نماینده مجلس و رهبران ملیگرا مهاجرت استراتژیک (مهاجرت) را برای حفظ حکمرانی قانون اساسی خارج از پایتخت اشغال شده انجام دادند (Atabaki, 2006; Lustig, 1987).³ تأسیس متعاقب PNG در کرمانشاه نشان داد که اقتدار قانون اساسی میتواند حفظ شود – و در واقع به طور مؤثرتری اعمال شود – از یک مرکز استانی نسبت به پایتخت اصلی اشغال شده.
دستاوردهای نهادی PNG قابل توجه بود. دولت دستگاه کامل قانون اساسی شامل کابینه وزیران و هیئت نمایندگان (هیئت نمایندگان) را تأسیس کرد و قوانین مجلس سوم را در حوزه قضایی سرزمینی خود اجرا کرد (Ettehadiyeh, 2006).⁴ مهمتر از همه، PNG به طور یکجانبه کاپیتولاسیونها – نظام امتیازات فراسرزمینی که حاکمیت حقوقی ایران را از سال ۱۸۲۸ به خطر انداخته بود – را لغو کرد و سابقهای ایجاد کرد که رضاشاه بعداً هنگام پایان رسمی رژیم کاپیتولاسیون در سال ۱۹۲۸ به آن استناد کرد (Chehabi & Gheissari, 2024).⁵
PNG همچنین ژاندارمری ایران را از یک نیروی پلیس جادهای به ارتش ملی حدود ۸۰۰۰ نفری تبدیل کرد و اولین واحد نظامی مدرنیزه شده و غیرقبیلهای ایرانی را ایجاد کرد که برای دفاع از شهروندان از یک قدرت بزرگ اروپایی درگیر شد (Cronin, 1997).⁶ این تحول نشان داد که مراکز حکمرانی استانی میتوانند ظرفیت نظامی مستقل را توسعه دهند در حالی که تبعیت قانون اساسی از اقتدار غیرنظامی را حفظ کنند.
اهمیت تاریخی سابقه کرمانشاه نه تنها در نوآوریهای نهادی آن بلکه در نمایش این است که مشروعیت قانون اساسی قابل انتقال است. ادعای PNG – که اقتدار حاکمیت با نمایندگان آزادانه مشورتکننده قرار دارد نه با نهادهای اشغال شده – اصلی را برای گذارهای بعدی تأسیس کرد: قانون اساسی، نه شهر پایتخت، محل اقتدار سیاسی مشروع را تشکیل میدهد (Ettehadiyeh, 2006).⁷
۳. اهمیت استراتژیک برای حکمرانی
با تکیه بر سابقه تاریخی و استفاده از ادبیات تطبیقی حکمرانی انتقالی، این بخش هفت استدلال استراتژیک در حمایت از تأسیس دولت انتقالی در کرمانشاه را توسعه میدهد.
۳.۱ جغرافیای استراتژیک و عمق دفاعی
موقعیت کرمانشاه مزایای استراتژیک قابل توجهی برای دولت انتقالی فراهم میکند. نزدیکی شهر به مرزهای بینالمللی آنچه را که نظریهپردازان استراتژیک “عمق دفاعی” مینامند ایجاد میکند – فضای جغرافیایی که زمان لازم برای تعامل دیپلماتیک، به رسمیت شناختن بینالمللی، و تحکیم نهادی را قبل از اینکه اقدامات متقابل احتمالی رژیم بتواند به طور کامل بسیج شود، فراهم میکند (Mearsheimer, 2001).⁸ گذارهای تاریخی بارها نشان دادهاند که دولتهای انتقالی واقع در موقعیتهای استراتژیک قابل دفاع با دسترسی به شبکههای حمایت خارجی، بقای بیشتری نسبت به آنهایی که تلاش میکنند مستقیماً کنترل پایتختهای اصلی را به چالش بکشند، دارند (Chenoweth & Stephan, 2011).⁹
تجربه PNG این منطق را تأیید میکند. موقعیت غربی کرمانشاه دولت انتقالی را قادر ساخت تا ارتباط با قدرتهای خارجی را حفظ کند، حمایت مادی از متحدان دریافت کند، و مذاکرات دیپلماتیکی را انجام دهد که از تهران اشغال شده توسط روسیه غیرممکن بود. کاربردهای معاصر به طور مشابه از موقعیت جغرافیایی کرمانشاه بهرهمند خواهند شد که دسترسی به مسیرهای متعدد ترانزیت بینالمللی را فراهم میکند و ادعاهای مشروعیت داخلی را حفظ میکند (Atabaki, 2006).¹⁰
۳.۲ کاهش نزدیکی درگیری به مراکز جمعیتی
تحقیقات اخیر در مورد شهرهای پایتخت و درگیری نشان میدهد که قرار دادن حکمرانی خارج از مراکز شهری اصلی میتواند رقابت سیاسی داخلی را با محدود کردن توانایی هر جناح منفرد برای تسلط بر دولت از طریق کنترل بزرگترین شهر کاهش دهد (Potter, 2017).¹¹ هنگامی که مقامات انتقالی خود را در مراکز استانی مستقر میکنند، ریسک درگیری احتمالی در پایتخت اصلی را کاهش میدهند در حالی که همزمان پیروزی نمادین کنترل مقر دولت انتقالی را از رژیمهای فعلی سلب میکنند.
Campante، Do و Guimarães (2019) شواهد تجربی ارائه میدهند که درگیری احتمال بیشتری دارد که ظهور کند – و شاغلان را برکنار کند – نزدیکتر به پایتختها، در حالی که پایتختهای منزوی با پاسخگویی کاهش یافته همراه هستند.¹² برای دولتهای انتقالی، این تحقیق یک استراتژی بهینه را پیشنهاد میکند: تأسیس حکمرانی در موقعیتی که به اندازه کافی از پایتخت اصلی دور باشد تا شدت درگیری را کاهش دهد در حالی که به اندازه کافی قابل دسترس باشد تا پاسخگویی مردمی را حفظ کند. موقعیت کرمانشاه در حدود ۵۲۵ کیلومتری تهران تقریباً این بهینه استراتژیک را تخمین میزند.
۳.۳ ائتلافسازی چندملتی
ترکیب جمعیتی کرمانشاه – کورد، لُر، لک و سایر جمعیتها – شهر را به عنوان محل بالقوه برای ائتلافسازی متنوع که برای گذارهای موفق دموکراتیک در جوامع متنوع ضروری است، قرار میدهد. ادبیات تحکیم دموکراسی تأکید میکند که گذارها زمانی موفق میشوند که حوزههای اجتماعی متنوع را به جای نمایندگی تسلط هر جناح اتنیکی یا منطقهای منفرد، در بر بگیرند (Diamond & Plattner, 2001; Linz & Stepan, 1996).¹³
دولت انتقالی مستقر در کرمانشاه تعهد به فراگیری را نشان خواهد داد و بالقوه حمایت از اجزای اتنیکی متنوعی را که از گفتمان سیاسی مرکزگرا به حاشیه رانده شدهاند، بسیج خواهد کرد. تجربه تاریخی PNG، که شامل رهبران از پیشزمینههای ملی و منطقهای متنوع بود، این پتانسیل را نشان میدهد (Cronin, 1997).¹⁴
۳.۴ تابآوری نهادی در برابر ضربه
نظریه معاصر در زمینه تابآوری نهادی نشان میدهد که توزیع جغرافیایی حکمرانی میتواند توانایی نظامها را برای تحمل و بازیابی از شوکها افزایش دهد (OECD, 2020).¹⁵ با تأسیس مرکز عملیات و انقلاب در کرمانشاه، دولت انتقالی ایالتی نوعی “افزونگی ساختاری” ایجاد میکند که اجازه استمرار حکمرانی را میدهد حتی اگر نهادهای پایتخت اصلی دچار اختلال شوند یا به خطر بیفتند.
این تابآوری به ویژه در طول گذارهای سیاسی که اغلب با بیثباتی نهادی مشخص میشوند، حیاتی است. ادبیات ایجاد دولت تأکید میکند که حفظ عملکردهای اساسی دولت در طول گذارها برای جلوگیری از فروپاشی دولت و تسهیل تحکیم دموکراتیک ضروری است (Fukuyama, 2004; World Bank, 2011).¹⁶ موقعیت کرمانشاه اجازه استمرار ارائه خدمات، جمعآوری مالیات، و سایر عملکردهای دولتی را در کرمانشاه میدهد، بدون توجه به رویدادها در تهران.
۳.۵ ایجاد مشروعیت از طریق عملکرد
ادبیات عدالت انتقالی نشان میدهد که دولتهای انتقالی عمدتاً از طریق عملکرد به جای میراث تاریخی مشروعیت کسب میکنند (Teitel, 2000).¹⁷ با عملیات از کرمانشاه، دولت انتقالی میتواند ظرفیت حکمرانی مؤثر را در محیطی نسبتاً ثباتتر از پایتخت بحثبرانگیز نشان دهد.
PNG سابقهای در این زمینه ایجاد کرد با اجرای موفقیتآمیز اصلاحات قضایی، مدرنیزاسیون نظامی، و لغو کاپیتولاسیونها از کرمانشاه – دستاوردهایی که از تهران تحت اشغال غیرممکن بود (Ettehadiyeh, 2006).¹⁸ به طور مشابه، دولت انتقالی معاصر میتواند از موقعیت کرمانشاه برای اجرای اصلاحات ملموس، ایجاد نهادهای دموکراتیک، و نشان دادن ظرفیت حکمرانی استفاده کند – در نتیجه مشروعیت عملکردی ایجاد کند که اتکای صرف بر کنترل پایتخت اصلی را جایگزین میکند.
۳.۶ دیپلماسی چندقطبی و مشارکت بینالمللی
نظریه روابط بینالملل به طور فزایندهای اهمیت موقعیتهای متنوع جغرافیایی را برای تسهیل دیپلماسی چندقطبی و استراتژیهای پوشش ریسک به رسمیت میشناسد (Ikenberry, 2001; Kuik, 2016).¹⁹ موقعیت کرمانشاه در مرزهای کنونی غربی و شرق کوردستان فرصتهای متمایزی برای مشارکت دیپلماتیک با بازیگران منطقهای و بینالمللی متعدد ایجاد میکند و بالقوه به رسمیت شناختن و حمایت را تسریع میکند.
تجربه PNG این پتانسیل دیپلماتیک را نشان داد. دولت موقت روابط با آلمان، عثمانی، و سایر قدرتها را حفظ کرد در حالی که هویت مستقل خود را به عنوان دولت قانونهای اساسی ایالات حفظ کرد (Atabaki, 2006).²⁰ سهولت مشابه مشارکت دیپلماتیک برای دولت انتقالی معاصر که به دنبال شناخت بینالمللی و حمایت برای گذار دموکراتیک است، اعمال خواهد شد.
۳.۷ سابقه غیرمتمرکزسازی برای حکمرانی دموکراتیک
تحقیقات گسترده در زمینه غیرمتمرکزسازی و دموکراتیزاسیون نشان میدهد که توزیع جغرافیایی قدرت سیاسی میتواند کیفیت حکمرانی، پاسخگویی، و تحکیم دموکراتیک را بهبود بخشد (Bardhan, 2002; Faguet & Sánchez, 2008).²¹ با تأسیس خود در کرمانشاه، دولت انتقالی میتواند یک سابقه قدرتمند برای حکمرانی غیرمتمرکز در پسا-انتقال ایجاد کند.
این سابقه غیرمتمرکزسازی میتواند پیامدهای تحولآفرین داشته باشد. مطالعات تطبیقی نشان میدهد که کشورهایی که در طول گذارهای دموکراتیک قدرت را غیرمتمرکز میکنند، احتمال بیشتری دارد که نهادهای دموکراتیک پایدار توسعه دهند (Schatz, 2004; Potter, 2017).²² موقعیت کرمانشاه میتواند این فرآیند غیرمتمرکزسازی را کاتالیز کند و الگویی برای فدرالیسم یا اقتدارگرایی واگذار شده در ایران دموکراتیک آینده فراهم کند.
٤. استدلالهای مخالف
در حالی که منطق استراتژیک حکمرانی انتقالی مستقر در کرمانشاه قانعکننده است، چندین استدلال مخالف مهم شایسته بررسی جدی هستند.
٤.١ چالش مشروعیت
منتقدان ممکن است استدلال کنند که دولت انتقالی خارج از تهران فاقد مشروعیت کافی برای ادعای نمایندگی ملی خواهد بود. این نگرانی، در حالی که قابل فهم است، سابقه تاریخی و نظریه معاصر را نادیده میگیرد.
PNG با موفقیت ادعای نمایندگی قانون اساسی را از کرمانشاه حفظ کرد، با تصدیق بینالمللی و حمایت داخلی قابل توجه علیرغم کنترل نکردن پایتخت (Ettehadiyeh, 2006).²⁴ علاوه بر این، ادبیات گذار دموکراتیک نشان میدهد که مشروعیت از فرآیند و عملکرد ناشی میشود نه از موقعیت جغرافیایی (O’Donnell & Schmitter, 1986).²³ دولت انتقالی که اصول دموکراتیک را دنبال میکند، نمایندگی فراگیر را تسهیل میکند، و حکمرانی مؤثر را ارائه میدهد، میتواند بدون توجه به موقعیت خود مشروعیت کسب کند.
٤.٢ چالشهای ظرفیت
شکاکان ممکن است سؤال کنند که آیا کرمانشاه زیرساخت و ظرفیت نهادی لازم برای حمایت از دولت انتقالی را دارد. در حالی که این نگرانیهای عملی معتبر است، آنها غیرقابل حل نیستند.
تجربه PNG نشان داد که کرمانشاه میتواند از عملیات دولتی قابل توجه حمایت کند، حتی در شرایط دشوار زمان جنگ (Lustig, 1987).²⁶ علاوه بر این، توسعه مدرن زیرساخت کرمانشاه را به یک مرکز منطقهای مهم با ظرفیت قابل توجه برای حمایت از عملیات دولتی تبدیل کرده است. با برنامهریزی مناسب و حمایت بینالمللی، محدودیتهای ظرفیت میتواند برطرف شود.
٤.٣ مسائل شناسایی بینالمللی
برخی ممکن است استدلال کنند که جامعه بینالمللی ممکن است در به رسمیت شناختن دولت انتقالی خارج از پایتخت سنتی تردید کند. شواهد تاریخی و معاصر این نگرانی را رد میکند.
شورای ملی انتقالی لیبی در حالی که در بنغازی مستقر بود، شناسایی بینالمللی گستردهای دریافت کرد، با بیش از ۱۰۰ کشور که آن را به عنوان نماینده مشروع مردم لیبی قبل از سقوط طرابلس به رسمیت شناختند.²⁷ به طور مشابه، دولتهای انتقالی متعدد در تاریخ از موقعیتهای استانی عمل کرده و شناخت بینالمللی دریافت کردهاند. جامعه بینالمللی به طور فزایندهای بر فرآیند دموکراتیک و نمایندگی تمرکز میکند تا کنترل جغرافیایی هنگام ارزیابی مشروعیت دولتهای انتقالی.

٥. نتیجهگیری
این مقاله منطق استراتژیک تأسیس دولت انتقالی در کرمانشاه را به عنوان مکانیزمی برای گذار دموکراتیک مسالمتآمیز در ایران بررسی کرده است. از طریق تحلیل سابقه تاریخی، نظریه تطبیقی، و استدلال استراتژیک، مطالعه نشان داده است که حکمرانی انتقالی مبتنی بر استان مزایای متمایزی در زمینههای عمق دفاعی، کاهش درگیری، ائتلافسازی چندقومی، تابآوری نهادی، ایجاد مشروعیت، مشارکت دیپلماتیک، و ایجاد سابقه غیرمتمرکزسازی ارائه میدهد.
تجربه دولت موقت ملی کرمانشاه (۱۹۱۵-۱۹۱۷) سابقه تاریخی قدرتمندی ارائه میدهد که نشان میدهد اقتدار قانون اساسی میتواند به طور مؤثر از مراکز استانی اعمال شود. این سابقه، همراه با شواهد تطبیقی از گذارهای دموکراتیک معاصر، نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی حکمرانی انتقالی میتواند دینامیک گذار را به طرق مهمی شکل دهد.
در حالی که استدلالهای مخالف معتبر شایسته بررسی جدی هستند، آنها غیرقابل غلبه نیستند. نگرانیهای مربوط به مشروعیت، یکپارچگی ارضی، ظرفیت، و شناخت بینالمللی میتواند از طریق طراحی نهادی دقیق، پیامرسانی سیاسی واضح، و مشارکت بینالمللی مؤثر برطرف شود.
این تحلیل به عنوان کمک به ادبیات علمی در زمینه حکمرانی انتقالی و گذار دموکراتیک ارائه شده است. با توسعه بینشهای نظری و تجربی در مورد ابعاد فضایی گذار سیاسی، این مطالعه به دنبال پیشبرد درک ما از چگونگی تأثیر انتخابهای جغرافیایی بر نتایج گذار دموکراتیک است.
سابقه کرمانشاه نشان میدهد که پایتختهای جایگزین میتوانند به عنوان پایگاههای مؤثری برای حکمرانی انتقالی عمل کنند، به ویژه هنگام رویارویی با رژیمهای اقتدارگرای مستقر در پایتختهای اولیه. همانطور که گذار دموکراتیک همچنان به عنوان چالشی برای جوامع اقتدارگرا در سراسر جهان باقی میماند، درسهای استراتژیک تأسیس دولت انتقالی کرمانشاه ارتباط گستردهتری فراتر از مورد ایران ارائه میدهد.
آینده گذار دموکراتیک در ایران ناشناخته باقی میماند، اما سابقه تاریخی و منطق استراتژیک نشان میدهد که کرمانشاه میتواند نقش مهمی در تسهیل انتقال مسالمتآمیز و موفق به دموکراسی ایفا کند. با ارائه مکانی جایگزین برای حکمرانی انتقالی، کرمانشاه گزینه استراتژیکی برای غلبه بر چالشهای گذار سیاسی در حالی که تداوم قانون اساسی و یکپارچگی ارضی را حفظ میکند، ارائه میدهد.
همانطور که Diamond (2008) مشاهده میکند، گذارهای موفق دموکراتیک نیاز به ترکیب شرایط ساختاری مساعد، رهبری استراتژیک، و طراحی نهادی خلاقانه دارند.²⁸ مدل کرمانشاه نمونهای از چنین طراحی نهادی خلاقانهای را نشان میدهد – راهی که با سابقه تاریخی آزموده شده است و توسط منطق استراتژیک معاصر حمایت میشود.
به طور نهایی، همانطور که Acemoglu و Robinson (2001) استدلال میکنند، گذارهای دموکراتیک موفق نیاز به ایجاد توازن معتبر بین نیروهای رقیب دارند.²⁹ با تأسیس حکمرانی انتقالی در کرمانشاه به جای مبارزه برای کنترل تهران، بازیگران دموکراتیک میتوانند پویاییهای استراتژیک گذار را تغییر دهند، احتماراً مسیری مسالمتآمیزتر و موفقتر به سوی دموکراسی را تسهیل کنند.
یادداشتها
۱. O’Donnell, G., & Schmitter, P. C. (1986). Transitions from authoritarian rule: Tentative conclusions about uncertain democracies. Johns Hopkins University Press; Linz, J. J., & Stepan, A. (1996). Problems of democratic transition and consolidation: Southern Europe, South America, and post-communist Europe. Johns Hopkins University Press.
۲. Campante, F. R., Do, Q.-A., & Guimarães, B. (2019). Capital cities, conflict, and misgovernance. American Economic Journal: Applied Economics, 11(3), 298-337. https://doi.org/10.1257/app.20170561; Potter, A. (2017). Locating the government: Capital cities and civil conflict. Conflict Management and Peace Science, 34(5), 538-558.
۳. Atabaki, T. (Ed.). (2006). Iran and the First World War: Battleground of the great powers. I.B. Tauris; Lustig, M. J. (1987). The Mohajerat and the Provisional Government in Kermanshah 1915-1917 [Doctoral dissertation, New York University].
۴. Ettehadiyeh (Nezam Mafi), M. (2006). The Iranian provisional government. In T. Atabaki (Ed.), Iran and the First World War (pp. 9-27). I.B. Tauris.
۵. Chehabi, H. E., & Gheissari, A. (2024). Extraterritoriality and capitulations in Qajar Iran. In H. E. Chehabi & D. Motadel (Eds.), Unconquered states: Non-European powers in the imperial age. Oxford University Press.
۶. Cronin, S. (1997). The army and the creation of the Pahlavi state in Iran, 1910-1926. I.B. Tauris.
۷. Ettehadiyeh (2006), op. cit.
۸. Mearsheimer, J. J. (2001). The tragedy of great power politics. W.W. Norton.
۹. Chenoweth, E., & Stephan, M. J. (2011). Why civil resistance works: The strategic logic of nonviolent conflict. Columbia University Press.
۱۰. Atabaki (2006), op. cit.
۱۱. Potter (2017), op. cit.
۱۲. Campante et al. (2019), op. cit.
۱۳. Diamond, L., & Plattner, M. F. (Eds.). (2001). The global divergence of democracies. Johns Hopkins University Press; Linz & Stepan (1996), op. cit.
۱۴. Cronin (1997), op. cit.
۱۵. OECD. (2020). Building resilience: New strategies for strengthening infrastructure resilience and maintenance. OECD Publishing.
۱۶. Fukuyama, F. (2004). State-building: Governance and world order in the 21st century. Cornell University Press; World Bank. (2011). World development report 2011: Conflict, security, and development.
۱۷. Teitel, R. G. (2000). Transitional justice. Oxford University Press.
۱۸. Ettehadiyeh (2006), op. cit.
۱۹. Ikenberry, G. J. (2001). After victory: Institutions, strategic restraint, and the rebuilding of order after major wars. Princeton University Press; Kuik, C.-C. (2016). How do weaker states hedge? Journal of Contemporary China, 25(100), 500-514.
۲۰. Atabaki (2006), op. cit.
۲۱. Bardhan, P. (2002). Decentralization of governance and development. Journal of Economic Perspectives, 16(4), 185-205; Faguet, J.-P., & Sánchez, F. (2008). Decentralization’s effects on educational outcomes. World Development, 36(7), 1294-1316.
۲۲. Schatz, E. (2004). When capital cities move: The political geography of nation and state building. Kellogg Institute Working Paper No. 303; Potter (2017), op. cit.
۲۳. O’Donnell & Schmitter (1986), op. cit.
۲۴. Ettehadiyeh (2006), op. cit.
۲۵. Chenoweth & Stephan (2011), op. cit.
۲۶. Lustig (1987), op. cit.
۲۷. National Transitional Council of Libya recognized by over 100 states while based in Benghazi, 2011. See Pack, J. (Ed.). (2013). The 2011 Libyan uprisings and the struggle for the post-Qadhafi future. Palgrave Macmillan.
۲۸. Diamond, L. (2008). The spirit of democracy: The struggle to build free societies throughout the world. Times Books.
۲۹. Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2001). A theory of political transitions. American Economic Review, 91(4), 938-963.
منابع
Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2001). A theory of political transitions. American Economic Review, 91(4), 938-963. https://doi.org/10.1257/aer.91.4.938
Atabaki, T. (Ed.). (2006). Iran and the First World War: Battleground of the great powers. I.B. Tauris.
Bardhan, P. (2002). Decentralization of governance and development. Journal of Economic Perspectives, 16(4), 185-205. https://doi.org/10.1257/089533002320951037
Campante, F. R., Do, Q.-A., & Guimarães, B. (2019). Capital cities, conflict, and misgovernance. American Economic Journal: Applied Economics, 11(3), 298-337. https://doi.org/10.1257/app.20170561
Chehabi, H. E., & Gheissari, A. (2024). Extraterritoriality and capitulations in Qajar Iran. In H. E. Chehabi & D. Motadel (Eds.), Unconquered states: Non-European powers in the imperial age. Oxford University Press.
Chenoweth, E., & Stephan, M. J. (2011). Why civil resistance works: The strategic logic of nonviolent conflict. Columbia University Press.
Cronin, S. (1997). The army and the creation of the Pahlavi state in Iran, 1910-1926. I.B. Tauris.
Diamond, L. (2008). The spirit of democracy: The struggle to build free societies throughout the world. Times Books.
Diamond, L., & Plattner, M. F. (Eds.). (2001). The global divergence of democracies. Johns Hopkins University Press.
Ettehadiyeh (Nezam Mafi), M. (2006). The Iranian provisional government. In T. Atabaki (Ed.), Iran and the First World War: Battleground of the great powers (pp. 9-27). I.B. Tauris.
Faguet, J.-P., & Sánchez, F. (2008). Decentralization’s effects on educational outcomes in Bolivia and Colombia. World Development, 36(7), 1294-1316. https://doi.org/10.1016/j.worlddev.2007.06.021
Fukuyama, F. (2004). State-building: Governance and world order in the 21st century. Cornell University Press.
Ikenberry, G. J. (2001). After victory: Institutions, strategic restraint, and the rebuilding of order after major wars. Princeton University Press.
Kuik, C.-C. (2016). How do weaker states hedge? Unpacking ASEAN states’ alignment behavior towards China. Journal of Contemporary China, 25(100), 500-514. https://doi.org/10.1080/10670564.2015.1132714
Linz, J. J., & Stepan, A. (1996). Problems of democratic transition and consolidation: Southern Europe, South America, and post-communist Europe. Johns Hopkins University Press.
Lustig, M. J. (1987). The Mohajerat and the Provisional Government in Kermanshah 1915-1917: Conflict and cooperation between the political parties [Doctoral dissertation, New York University].
Mearsheimer, J. J. (2001). The tragedy of great power politics. W.W. Norton.
O’Donnell, G., & Schmitter, P. C. (1986). Transitions from authoritarian rule: Tentative conclusions about uncertain democracies. Johns Hopkins University Press.
OECD. (2020). Building resilience: New strategies for strengthening infrastructure resilience and maintenance. OECD Publishing.
Pack, J. (Ed.). (2013). The 2011 Libyan uprisings and the struggle for the post-Qadhafi future. Palgrave Macmillan.
Potter, A. (2017). Locating the government: Capital cities and civil conflict. Conflict Management and Peace Science, 34(5), 538-558. https://doi.org/10.1177/2053168017734077
Schatz, E. (2004). When capital cities move: The political geography of nation and state building (Kellogg Institute Working Paper No. 303). University of Notre Dame.
Teitel, R. G. (2000). Transitional justice. Oxford University Press.
World Bank. (2011). World development report 2011: Conflict, security, and development. World Bank.
- کرمانشاه به عنوان پایتخت دولت انتقالی - 03/03/2026
- راگەیەندراوی ژمارە ١ - 03/02/2026
- حکومت؛ عامل نهایی تراژدی منابع مشاع - 03/02/2026