پاتریک کارول
دولتگرا موجودی پیچیده است، که از بخشهای بسیاری تشکیل شده، و برخی از این بخشها آشکارتر از دیگر بخشهاست. هیچ دو نفر دولتگرا دقیقاً یکسان نیستند، ولی بسیاری از آنها مجموعهای از عناصر مشترک دارند. مطالعهی این عناصر میتواند روشن کند که چرا دولتگرایان تا این حد با دولتگرایی خود پیوند خوردهاند، و نیز میتواند روشن کند که برای تبدیل آنها به یک انسان متمدّن چه میتوان کرد.
فهرست عناصر زیر به هیچروی دقیق یا کامل نیست. بههرحال، این هنوز علمی در حال رشد است و مطمئنّاً در سالها و دهههای آینده پیشرفتهایی برای تصحیح و افزودن به این فهرست حاصل خواهد شد. با اینوجود، نخستین گام باید برداشته شود؛ نخستین تلاش برای واقعهنگاری و طبقهبندی عناصری که احتمالاً در دولتگرایان یافت میشود. این فهرست میتواند نخستین تلاش قلمداد شود.
بشردوستی
یکی از بخشهای آناتومی که تقریباً همهی دولتشناسان در آن اشتراک دارند، جنبهی بشردوستانه است. انساندوست میگوید: «ما باید برای کمک به مستضعفان از زور استفاده کنیم. دولت باید یک شبکهی تأمین اجتماعی برای افراد نیازمند فراهم کند.»
مسلّماً، بشردوستی در ذات خود دولتگرا نیست. نکته اینجاست که بسیاری از دولتگرایان بهواسطهی انساندوستی درونی خود انگیزهی دولتگرایی دارند. همین امر دربارهی بسیاری از عناصر ذکرشده در زیر صدق میکند.
نمونههای بسیاری از عنصر بشردوستی را میتوان در عمل دید. از برنامههای رفاهی گرفته تا سیاست حدّاقل دستمزد و کمکهای خارجی و موارد دیگر، انگیزههای بشردوستانه در پس پردهی بسیاری از ایدههای محبوب دولتگرایانه قرار دارد.
برای مبارزه با امور بشردوستانه، دانستن برخی مسائل اقتصادی مفید است. اگر بتوانیم به مردم نشان دهیم که چگونه بازار آزاد برای کمک به فقرا نسبت به کمکهای دولتی بهتر عمل میکنند، در مسیر خوبی قرار خواهیم گرفت تا از انساندوستی درونی مردم در جهت امور خیر استفاده کنیم تا در جهت شر.
برابریطلبی
بسیاری از دولتگرایان نیز دارای حسّ برابریطلبی درونی هستند، شخصیّتی که بیعدالتی را صرفاً در نابرابری میبیند و دولت را راهحل میداند. بنابراین، آنها برای انواع برنامههای بازتوزیع ثروت و همچنین برای ابتکارات «فراگیر» مانند آموزشوپرورش، جادهسازی و مراقبتهای بهداشتی پافشاری میورزند. آنها دوست دارند بگویند: «همه باید دسترسی یکسانی به خدمات اوّلیّه داشته باشند، تنها این عادلانه است.»
برخلاف مورد انساندوستی، بهتر است که با توسّل به احساس دادگری به برابریخواهی حمله کنیم. اگر برخی افراد ارزش بیشتری نسبت به دیگران تولید کنند، آیا نابرابری در ثروت، منصفانه نیست؟ همانطور که توماس ساول ماهرانه بیان کرده، «سهم منصفانه»ی شما از چیز که شخص دیگری برای آن کوشیده است چقدر است؟
قیّممآبی
قیّممآبی درونی چندان شناخته شده نیست، ولی برای بسیاری از دولتگرایان عامل محرّک مهمّی است. قیّممآب کسی است که پیوسته میگوید: «به خاطر خودت، نمیتوانم اجازه دهم این کار را بکنی.» چرا مصرف داروهایی که مورد تأیید سازمان غذا و دارو نیست غیرقانونی است؟ به نفع خودته. چرا برخی از تخممرغهای شکلاتی عید پاک ممنوع هستند؟ به نفع خودته. چرا نمیتوانم بدون کمربند ایمنی رانندگی کنم؟ به نفع خودته.
عضو گروه نورچشمی
این شخصی است که بهخاطر منافع شخصی خواهان الطاف حکومت برای گروه خود است. این لطف میتواند یک لابی تجاری برای حمایت از حقّ ثبت اختراع، لابی یک تولیدکنندهی داخلی برای تعرفهها جهت محافظت از آنها در برابر رقابت، یا حتّی صاحبخانههای محلّی باشند که نمیخواهند ساختمانهای مرتفع سیمای جامعهی آنها را خراب کند. منافع و گروهها بسیار متنوّعاند، ولی ویژگی مشترک آنها این باور است که دولت باید به هزینهی دیگران به نفع گروه من عمل کند.
فایدهگرایی
برای برخی افراد، اخلاق تا حدّ زیادی بهمعنی بهحدّاکثر رساندن شادی است. بنابراین، اگر بازار آزاد «رفاه اجتماعی» را، به ظنّ ایشان، به حدّاکثر نمیرساند، دولت باید وارد شود و مشکلات را «رفع» کند. بسیاری از مدافعان تأمین دولتی کالاهای عمومی یا مقرّرات دولتی در زمینهی «انحصارهای طبیعی»، در این دسته قرار میگیرند.
تئوکراسی
تئوکرات کسی است که میخواهد دین خود را به قانون یا حدّاقل بخشی از قانون تبدیل کند. قوانینی همچون ممنوعیّت رذایل مختلف مانند مصرف موادّ مخدر و الکل یا مقرّرات مربوط به زندگی جنسی افراد در همین راستا هستند.
تئوکرات احتمالاً شخصیّتی است که متقاعد کردنش سختتر است، زیرا اعتقادات سیاسی افراد با اعتقادات مذهبی ژرف آنها گره خورده است. بهنظر میرسد تنها راه رهایی از ایشان این است که آنها را به یک جهانبینی متفاوت رهنمون سازید.
دنبالهرو تسلیمشده
کسی است که میگوید حکومت «ضروری» یا «اجتنابناپذیر» است. آنها در برابر پرسش دربارهی جامعهی بیدولت اصرار دارند که: «چنین جامعهای هرگز نمیتواند عملی باشد. ما باید نظامی را که داریم بپذیریم و برای بهبود آن تلاش کنیم.»
متقاعد کردن تسلیمشدگان اینگونه نیست که نشان دهیم دولت در واقع ضروری یا اجتنابناپذیر نیست. باید به آنها نشان داد که چگونه نهادهای خصوصی و داوطلب در گذشته چیزهای زیادی را که اکنون از سوی دولت تأمین میشود، فراهم کردهاند. به آنها نشان دهید که چگونه حتّی امروز جایگزینهای خصوصی برای اقدامات دولتی، از جمله جادهسازی، امنیّت، و قضاوت وجود دارد.
کاهشدهندهی خطر
کسی است که نقض حقوق پیشگیرانه را توجیه میکند. زیرا آزادی خطرناک است. کنترل اسلحه نمونهی کلاسیک است. کاهشدهندهی خطر معتقد است که اگر نقض آزادی باعث شود که زندگی ایمنتری در جامعه داشته باشیم پس آزادی باید نقض شود.
خودبزرگپنداری
دیکشنری کمبریج فرد خودبزرگبین را اینگونه تعریف میکند: «کسی که بهطور غیرطبیعی سخت آرزوی قدرت و کنترل دارد.»
شاید این نابترین شکل دولتگرایی باشد. او کسی است که واقعاً میخواهد دیگران را کنترل کند، تقریباً بهخاطر خودش.
انواع سیاستهایی که نشاندهندهی این عنصر هستند، سیاستهاییاند که به اساسیترین آزادیهای ما، مانند آزادی بیان، آزادی حرکت، و استقلال بدنی حمله میکنند. افرادی دلبستهی چنین عنصری هستند، زندگی شما را بازیچهی خود میبینند. تو یک سرباز پیاده در صفحهی شطرنج آنها هستی، تکّهای سفال در دستانشان که هرطور که صلاح میدانند شکل دهند.
قلب دولتگرا
اگرچه برخی از دولتگرایان تعداد بیشتری از این عناصر و برخی دیگر تعداد کمتری را در بطن خود خواهند داشت، یک عنصر وجود دارد که قلب دولتگرا را میسازد، یک ویژگی تشریحی که همهی آنها بدون استثنا در آن مشترکاند. این عنصر نامهای زیادی دارد، ولی نامی که من ترجیح میدهم عدم تحمّل (تعصّب یا نارواداری) است.
دولتگرا کسی است که از تحمّل چیزهایی که برخلاف ترجیحات او است، سر باز میزند. انگیزههای او ممکن است انساندوستانه، برابریطلبانه یا هر یک از موارد ذکرشده باشد، ولی نتیجه، همیشه زور، همیشه اجبار، همیشه استفاده از تهدید و اسلحه برای کنترل دیگران براساس میل خود است.
لازم نیست پیچیدگیهای جامعهی بیدولت را درک کنید. مجبور نیستید مدرک کارشناسی ارشد در فلسفهی اخلاق بگیرید. فقط باید بگویید: «بیا زندگی کنیم و بگذار زندگی کنیم. تو کار خودت را میکنی، من کار خودم را میکنم، و تا زمانیکه همدیگر را به حال خود بگذاریم، دوست هم هستیم.»
- آناتومی دولتگرا - 04/06/2026
- رابطه آزادی و حکومت - 04/04/2026
- شەڕ نیعمەتە - 04/02/2026
