د. پژواک کوکبیان
تحلیلی بر نقش رضا پهلوی به عنوان عامل تفرقه در جنبشهای انقلابی ایران
در ادامه، استدلالهایی مبنی بر اینکه رضا پهلوی عاملی تفرقهانگیز در جنبشهای انقلابی ایران است، ارائه شده و هر مورد در چندین بند تشریح میگردد:
۱. تضاد میان نقش «پدر» و «شهروند»
منابع موجود بر یک شکاف ایدئولوژیک بنیادین در خصوص جایگاه پهلوی تأکید دارند. هواداران اغلب او را به عنوان چهرهای «پدرانه» برای تمام ایرانیان مینگرند؛ نمادی که هدفش متحد ساختن گروههای قومی مختلف همچون کوردها، عربها و بلوچهاست. این نگاه قیممآبانه از سوی برخی به عنوان یک مرجعیت اخلاقی ضروری برای التیام زخمهای یک ملت ازهمگسیخته تلقی میشود.
با این حال، منتقدان استدلال میکنند که این چارچوببندی «پدرانه» ذاتاً تفرقهانگیز است، زیرا القا میکند که مردم ایران نه شهروندانی توانمند و صاحبحق، بلکه «رعیت» هستند. این نوع رابطه اربابرعیتی، همان پویاییای است که قرار بود در انقلاب ١٣٥٧ برای همیشه طرد شود. پهلوی با اشغال جایگاهی که برتر از یک فرد عادی تلقی میشود، آن دسته از مردمی را که خواهان یک ساختار کاملاً افقی و دموکراتیک هستند، از خود میراند.
در نهایت، واقعیات نشان میدهند مادامی که پهلوی خود را یک شهروند عادی یا یک چهره سیاسی برابر با دیگران نبیند، او تنها رهبر یک جناح خاص باقی خواهد ماند. این مسئله مانع از آن میشود که وی بتواند حمایت فراگیر و گستردهای را که برای یک انقلاب دموکراتیک ضروری است، کسب کند؛ چرا که بسیاری از بخشهای جامعه حاضر نیستند به رابطهای بازگردند که مبتنی بر تسلیم شدن در برابر یک قدرت مرکزی باشد.
۲. تمرکز قدرت در «دفترچه اضطرار»
یکی از نقاط اختلافبرانگیز مهم، مربوط به «دفترچه اضطرار» است که به برنامههای منتسب به پهلوی اشاره دارد. بر اساس منابع، ماده ٤ این سند به او قدرت یکجانبهای میدهد تا در دوره گذار، رؤسای هر سه قوه را منصوب کند. این تمرکز قدرت، بازتابدهنده همان ساختارهای استبدادی است که بسیاری از انقلابیون به دنبال برچیدن آن هستند.
علاوه بر این، در این دفترچه تصریح شده است که پهلوی شخصاً اعضای «شورای ملی قیام» را انتخاب خواهد کرد؛ نهادی که قرار است کارکردی مشابه شورای انقلاب داشته باشد. این کنترل بر چارچوبهای قانونگذاری و اجرایی در دوران گذار، نشاندهنده رویکردی از بالا به پایین در حکمرانی است.
منتقدان بر این باورند که این چارچوب هیچ تضمینی برای توزیع دموکراتیک قدرت ارائه نمیدهد. به جای تقویت یک رهبری جمعی، منابع حاکی از آن است که چنین طرحی قدرت سیاسی عظیمی را در دستان یک فرد قرار میدهد و بدین ترتیب، سوءظن عمیقی را در میان سایر گروههای اپوزیسیون ایجاد میکند که از بازگشت دوران جدیدی از استبداد هراس دارند.
۳. کنترل بر دستگاه اطلاعاتی و امنیتی
منابع، مدیریت پیشنهادی امنیت ملی را به عنوان یکی از منابع اصلی اصطکاک شناسایی کردهاند. در «دفترچه اضطرار» ذکر شده است که سازمان جدید اطلاعات و امنیت ملی تنها در برابر پهلوی پاسخگو خواهد بود. این ساختار به صراحت با ساواک سابق یا وزارت اطلاعات کنونی مقایسه میشود.
این طرح به دلیل ترومای تاریخی ناشی از پلیس مخفی و خشونت دولتی در ایران، تفرقهانگیز است. از سال ۱۳٠٤ (١٩٢٥ میلادی)، ایران توسط رژیمهایی اداره شده که از خشونت و سرویسهای اطلاعاتی برای سرکوب جمعیت استفاده کردهاند. احیای یک نهاد امنیتی که تنها به یک رهبر گزارش میدهد، به جای اصلاحات، به عنوان یک عقبگرد تلقی میشود.
از آنجا که هیچ تضمین روشنی وجود ندارد که این قدرت به مردم یا یک نهاد نمایندگی واگذار شود، بسیاری از فعالان این مسئله را به عنوان یک هشدار جدی (پرچم قرمز) میبینند. فقدان نظارت نهادی و توازن قوا بر دستگاه امنیتی، دشواری بسیاری ایجاد میکند تا پهلوی بتواند به عنوان یک چهره وحدتبخش برای کسانی که تحت رژیمهای اطلاعاتی گذشته رنج بردهاند، دیده شود.
٤. ساختار رفراندوم پیشنهادی
روشی که پهلوی برای تعیین حکومت آینده ایران پیشنهاد میدهد نیز محل مناقشه است. «دفترچه اضطرار» مقرر میدارد که نهاد مسئول برگزاری رفراندوم ملی، توسط خود پهلوی تعیین خواهد شد. این مسئله سوالاتی را درباره بیطرفی و سلامت رأیگیری نهایی ایجاد میکند.
گزینهای که در این رفراندوم پیشنهادی ارائه میشود — یعنی انتخاب بین «سلطنت دموکراتیک» و «جمهوری دموکراتیک» — به دلیل محدود بودن بیش از حد، مورد انتقاد قرار گرفته است. این انتخاب دوگانه با ساختار رفراندوم سال ١٣٥٨ مقایسه میشود که بسیاری احساس میکنند اجازه یک گفتگوی دموکراتیک واقعاً باز را نداد.
با کنترل همزمان بر سازماندهی رفراندوم و گزینههای ارائهشده، پهلوی به عنوان کسی دیده میشود که نتیجه را به نفع منافع خود هدایت میکند. این فقدان شفافیت و عدم شمولگرایی در طرح «اضطرار»، اپوزیسیون را دچار تفرقه میکند، زیرا ملتها و گروههای مختلف خواهان روشی ارگانیکتر و متکثرتر برای تصمیمگیری درباره آینده کشور هستند.
٥. اقدامات یکجانبه و نشست جرجتاون
سابقهی همکاری — یا عدم همکاری — پهلوی با دیگر چهرههای اپوزیسیون به عنوان نمونهای عملی از ماهیت تفرقهانگیز او عمل میکند. منابع به نشست «جرجتاون» اشاره میکنند که پهلوی به دلیل عدم حرفنشنوی سایر اعضای نشست، به صورت یکجانبه گروه را ترک کرد. این خروج توسط منتقدان به عنوان نشانهای تفسیر میشود که او مایل به کار در ائتلافی نیست که در آن رهبر بلامنازع نباشد.
آگاهان اعتقاد دارند که خروج پهلوی ناشی از این واقعیت بود که دیگران نسبت به دستورات او «مطیع» یا «تسلیم» نبودند. این الگوی رفتاری، تصویری از پهلوی را تقویت میکند که انتظار دارد رهبری کند نه همکاری؛ مسئلهای که مانعی بزرگ برای ایجاد یک جبهه واحد علیه رژیم فعلی است.
تا زمانی که او در موقعیتی قرار داشته باشد که نسبت به سایر بازیگران سیاسی «برتر» دیده شود، او رهبر تنها یک «رگ» یا شاخه از جنبش انقلابی باقی خواهد ماند. این ناتوانی در حفظ ائتلاف، جذابیت او را محدود کرده و مانع از دستیابی وی به اجماع عمومی مورد نیاز برای یک گذار دموکراتیک موفق میشود.
۶. میراث استبداد تاریخی
منابع، تفرقه کنونی را در بستر تاریخ مدرن حکومتهای خودکامه در ایران، که با ظهور رضا شاه در سال ١٣٠٤ آغاز شد، قاببندی میکنند. منتقدان استدلال میکنند که نام پهلوی بهطور جداییناپذیری با سنت خشونت دولتی و سرکوب شهروندان پیوند خورده است.
در حالی که هواداران، دوران پهلوی را زمان پیشرفت یا ثبات میدانند، دیگران خاطرنشان میکنند که این دولتها اقتدارگرا بودند و قدرت را از طریق زور حفظ میکردند. این بار سنگین تاریخی باعث میشود که پهلوی نتواند به عنوان پلی میان جناحهای سیاسی مختلف عمل کند، زیرا حضور او یادآور «سم» اختلافات گذشته است که رژیم فعلی برای بیاعتبار کردن اپوزیسیون از آن استفاده میکند.
در نهایت، این تفرقه ناشی از فقدان سازوکارهای دموکراتیک تضمینشده در پلتفرم فعلی پهلوی است. بدون تعهد روشن به اینکه یک شهروند برابر باشد و بدون رد تمرکز قدرت، سایه استبداد قرن بیستم همچنان او را به چهرهای قطبیساز در چشم کسانی تبدیل میکند که به دنبال جدایی کامل از گذشته هستند.
گروهی از مردم را تصور کنید که تلاش میکنند خانهای را که در آتش سوخته است، بازسازی کنند. یک نفر پیشنهاد میکند که رهبری تلاشها را بر عهده بگیرد، اما اصرار دارد که تنها کلید انبار ابزار و نقشههای ساختمان را در جیب خود نگه دارد و قول میدهد که آنها را تنها پس از ریختن فونداسیون به اشتراک بگذارد. در حالی که، دیگران میترسند که پس از اتمام کار خانه، این رهبر به سادگی بقیه را بیرون نگه دارد و در را قفل کند، درست همانطور که ممکن است اجدادش انجام داده باشند. این عدم دسترسی مشترک به کلیدها و کنترل انحصاری بر نقشهها، شکافی را میان سازندگان ایجاد میکند، حتی پیش از آنکه چکشی به دست گیرند.
سرچشمه
نشست جرجتاون
دفترچه اضطرار
مصاحبه بیبیسی
- پارادۆکسی پەهلەوی - 01/12/2026
- پارادوکس پهلوی - 01/12/2026
- سلطنت موروثی همان ژن برتر است - 01/10/2026
