امپراتوری، نفت و بازآرایی خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول

صلحی ناتمام در خاورمیانه

پژواک کوکبیان

مقدمه: آناتومی یک صلح تحمیلی و میراث جنگ بزرگ

در ژانویه ۱۹۱۹، نمایندگان قدرت‌های پیروز در «تفاهم مثلث» (Entente) در پاریس گرد هم آمدند تا به ظاهر صلح را برقرار سازند.1 این گردهمایی عظیم دیپلماتیک که قرار بود سرنوشت جهان پس از جنگ را تعیین کند، در فضایی آکنده از امیدهای واهی و واقعیت‌های تلخ برگزار شد. اگرچه هدف اعلام‌شده کنفرانس، برقراری صلحی پایدار بود، اما از منظر فنی و حقوقی، این نشست اساساً یک مذاکره صلح به معنای کلاسیک آن محسوب نمی‌شد. دلیل این امر، ممنوعیت حضور تمامی اتباع قدرت‌های شکست‌خورده (آلمان، اتریش-مجارستان، عثمانی و بلغارستان) در خاک فرانسه در طول ماه‌های ابتدایی و حیاتی کنفرانس بود.1 در نتیجه، آنچه در پاریس رخ داد، بیشتر شبیه به یک مشاوره درون‌گروهی میان فاتحان برای تقسیم غنایم بود تا یک دیالوگ دوجانبه برای پایان دادن به خصومت‌ها.

در طول این مشاورات طولانی، ده‌ها گروه کاری و کمیته تخصصی تشکیل شد که صدها ساعت را صرف شنیدن «مواضع» و بررسی دعاوی مختلف کردند.1 با این حال، تنها تعامل مستقیم میان پیروزمندان و شکست‌خوردگان، تنها در قالب دو جلسه عمومی و تشریفاتی کنفرانس خلاصه شد: در جلسه نخست، پیش‌نویس معاهده به آلمانی‌ها ابلاغ گردید و در جلسه دوم، چند هفته بعد، به آن‌ها اجازه داده شد تا آن را امضا کنند.1 این رویکرد دیکته‌کردن صلح (Diktat)، نه تنها در قبال آلمان، بلکه با شدت و پیچیدگی بیشتری در قبال خاورمیانه و بقایای امپراتوری عثمانی اعمال شد؛ منطقه‌ای که سرنوشت آن نه بر اساس اصول اعلامی «حق تعیین سرنوشت» ویلسونی، بلکه بر مبنای معادلات پنهان نفت و استراتژی‌های امپریالیستی رقم خورد.

هدف این نوشتار، ارائه یک تحلیل جامع و چندلایه است که ترکیبی از یک رویکرد کلان‌تاریخی (Macro-historical) به استراتژی‌های غرب در خاورمیانه قرن بیستم و یک ریزتاریخ (Microhistory) دقیق از وقایع خاص (مانند مسئله موصل) را در بر می‌گیرد.1 این بررسی نشان می‌دهد که چگونه تعاملات پیچیده میان جاه‌طلبی‌های امپراتوری، ظهور نفت به عنوان خون حیات صنعت مدرن، و سیاست‌های مالی جهانی، نقشه‌ای را ترسیم کرد که خطوط آن هنوز هم منشاء تنش‌های منطقه‌ای است.

چارچوب نظری: امپریالیسم نوین و اقتصاد سیاسی رانت

برای درک عمیق تحولات خاورمیانه در این دوره، لازم است که این وقایع را در بستر وسیع‌تر «امپریالیسم نوین» (New Imperialism) قرار دهیم؛ پدیده‌ای که از دهه ۱۸۶۰ تا جنگ جهانی اول توسط قدرت‌های غربی اجرا شد و جان ای. هابسون (John A. Hobson)، اقتصاددان و روزنامه‌نگار بریتانیایی، در اوایل قرن بیستم به دقت آن را تئوریزه کرد.1 هابسون در اثر دوران‌ساز خود، «امپریالیسم: یک مطالعه» (۱۹۰۲)، استدلال کرد که این شکل جدید از توسعه‌طلبی با امپریالیسم‌های پیشین تفاوت‌های بنیادین دارد.

در حالی که ماجراجویی‌های استعماری قدیمی‌تر اروپا عمدتاً بر پایه فتح نظامی مستقیم، غارت منابع و استثمار تجاری استوار بود، امپریالیسم نوین ضمن حفظ این ویژگی‌های منفی، مکانیسم‌های پیچیده‌تری را به کار گرفت.1 پیشرفت‌های تکنولوژیک در حمل‌ونقل و تسلیحات به دولت‌های اروپایی اجازه داد تا بر مناطق دورافتاده (Hinterlands) که پیش‌تر غیرقابل دسترس بودند، مسلط شوند و مدل‌های حکمرانی بریتانیا در هند را در مقیاسی جهانی بازتولید کنند.1

جدول ۱: مقایسه ویژگی‌های امپریالیسم سنتی و امپریالیسم نوین

ویژگیامپریالیسم سنتی (قرن ۱۶۱۸)امپریالیسم نوین (۱۸۷۰۱۹۱۴)
محرک اصلیتجارت کالا (ادویه، طلا، برده)سرمایه‌گذاری مالی و کنترل منابع خام استراتژیک (نفت، لاستیک)
روش نفوذپایگاه‌های تجاری ساحلیکنترل کامل سیاسی و نظامی بر سرزمین‌های داخلی (Hinterlands)
بازیگران کلیدیشرکت‌های تجاری انحصاری (مانند کمپانی هند شرقی)ائتلاف بانک‌های مالی بزرگ، کارتل‌های صنعتی و دولت
توجیه ایدئولوژیکتبلیغ مذهبی و تمدنمأموریت تمدن‌ساز، ناسیونالیسم افراطی و داروینیسم اجتماعی
رابطه با دولتدولت حامی شرکت استدولت ابزار دست منافع مالی خصوصی است (رانت‌جویی)

یکی از ویژگی‌های کلیدی امپریالیسم نوین، تغییر در فرآیند مداخله بود. این فرآیند معمولاً با فعالیت افراد خصوصی در میدان عمل آغاز می‌شد؛ ماجراجویان، مبلغان مذهبی یا کارآفرینانی که به دنبال منافع تجاری یا فرهنگی بودند. زمانی که امنیت یا منافع این افراد به خطر می‌افتاد، آن‌ها با استпеدلال‌هایی مبنی بر منافع ملی، خواستار مداخله دولت‌های متبوع خود می‌شدند. دولت‌ها نیز به بهانه «حفاظت از اتباع» یا «بازگرداندن نظم»، نیروهای نظامی اعزام کرده و پرچم خود را در منطقه می‌کاشتند.1

علاوه بر مداخله نظامی، ابزار قدرتمند دیگری نیز در زرادخانه امپریالیسم نوین وجود داشت: دستکاری مالی (Financial Manipulation). این روش به‌ویژه در جوامعی که دارای ساختارهای دولتی مدرن‌تر اما اقتصادهای ضعیف بودند (مانند مصر، تونس و امپراتوری عثمانی) به کار گرفته می‌شد.1 الگوی عمل معمولاً شامل اعطای وام‌های کلان با بهره‌های سنگین به حاکمان محلی برای پروژه‌های زیربنایی یا مصارف تجملی بود. زمانی که دولت بدهکار در بازپرداخت وام‌ها ناتوان می‌شد (Default)، قدرت‌های اروپایی با تحمیل «کمیسیون‌های بدهی» (Public Debt Administrations) کنترل شریان‌های مالی کشور را در دست می‌گرفتند. این نظارت مالی که در ابتدا «موقت» جلوه داده می‌شد، به سرعت به سلطه سیاسی تمام‌عیار تبدیل می‌گردید.1 نمونه بارز این فرآیند در مصر رخ داد، جایی که بدهی‌های ناشی از ساخت کانال سوئز و مدرن‌سازی‌های خدیو اسماعیل، نهایتاً منجر به اشغال نظامی بریتانیا در سال ۱۸۸۲ شد.3

سیاست‌مداران و ایدئولوژی: لیبرال‌های ملی و امپراتوری

این سیاست‌های توسعه‌طلبانه عمدتاً توسط جناح‌های سیاسی خاصی در اروپا هدایت می‌شدند که مورخ برجسته، کارلتون جی. اچ. هیز (Carlton J. H. Hayes)، آن‌ها را «لیبرال‌های ملی» (National Liberals) نامید.1 این گروه، ترکیبی متناقض از اصول لیبرالیسم (مانند پارلمانتاریسم و آزادی اقتصادی داخلی) و دولت‌گرایی (Statism) در سیاست خارجی بودند. آن‌ها «دموکراسی» و «امپراتوری» را دو روی یک سکه و موتورهای دوقلوی عظمت ملی می‌پنداشتند.1

  • در بریتانیا: این جریان با نام «لیبرال یونیونیست‌ها» (Liberal Unionists) شناخته می‌شد. چهره‌هایی مانند جوزف چمبرلین (Joseph Chamberlain) که از حزب لیبرال جدا شدند تا سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری در حفظ یکپارچگی امپراتوری (به‌ویژه در قبال ایرلند) و توسعه مستعمرات اتخاذ کنند.1
  • در آلمان: آن‌ها صراحتاً «لیبرال‌های ملی» (Nationalliberale Partei) نامیده می‌شدند و متحدان اصلی بیسمارک در یکپارچه‌سازی آلمان و بعداً حامیان سیاست‌های جهانی (Weltpolitik) و گسترش نیروی دریایی قیصر بودند.1

در مقابل این جریان، «لیبرال‌های کلاسیک» (Classical Liberals) قرار داشتند؛ کسانی که به دولت کوچک، تجارت آزاد واقعی و صلح بین‌المللی معتقد بودند و با امپریالیسم نوین مخالفت می‌ورزیدند.1 از دیدگاه آن‌ها، امپریالیسم نوین نوعی «رفاه شرکتی» (Corporate Welfare) عظیم بود که در آن، هزینه لشکرکشی‌ها و اداره مستعمرات از جیب مالیات‌دهندگان عادی پرداخت می‌شد، در حالی که سود حاصله تنها به جیب گروه‌های خاصی از سرمایه‌داران، بانکداران و صنایع تسلیحاتی می‌رفت.1 این همان مفهومی است که در اقتصاد سیاسی مدرن به عنوان «رانت‌جویی» (Rent-seeking) شناخته می‌شود؛ تلاش برای کسب ثروت از طریق دستکاری محیط سیاسی و اقتصادی به جای خلق ارزش جدید.9

خاورمیانه در آستانه طوفان: نفت و استراتژی

خاورمیانه تا پیش از جنگ جهانی اول، تا حد زیادی به لطف وجود امپراتوری عثمانی از استعمار مستقیم اروپایی (به سبک آفریقا یا هند) مصون مانده بود.1 اگرچه عثمانی‌ها خود یک قدرت امپریالیستی سنتی بودند و فساد و ناکارآمدی در ارکان حکومتشان رخنه کرده بود، اما وجود «باب عالی» (Sublime Porte – نامی که دیپلماسی اروپایی به دولت عثمانی اطلاق می‌کرد 11) به عنوان یک سپر حائل عمل می‌کرد. با این حال، مناطقی که در حاشیه کنترل عثمانی قرار داشتند یا از آن جدا شده بودند، زودتر طعم امپریالیسم نوین را چشیدند.

مصر و ایران دو نمونه بارز این وضعیت بودند. مصر عملاً تحت‌الحمایه بریتانیا شده بود تا امنیت کانال سوئز به‌عنوان «شاهرگ حیاتی امپراتوری» تضمین شود. ایران نیز که تحت حکومت ضعیف قاجارها تلاش می‌کرد استقلال خود را حفظ کند، قربانی رقابت‌های ژئوپلیتیک شد. در سال ۱۹۰۷، بریتانیا و روسیه در چارچوب «تفاهم مثلث»، ایران را بدون اطلاع دولت این کشور به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه نفوذ روسیه در شمال، منطقه نفوذ بریتانیا در جنوب و یک منطقه بی‌طرف در مرکز.1 دیپلمات‌هایی مانند ایر کرو (Eyre Crowe) در وزارت خارجه بریتانیا، این تقسیم‌بندی را با ادبیاتی خیرخواهانه توجیه می‌کردند و مدعی بودند که این کار برای «بهبود نظم و دولت خوب» در ایران ضروری است، اما هدف واقعی، سد کردن نفوذ روسیه به سمت خلیج فارس و هند بود.1

ظهور نفت و تغییر پارادایم استراتژیک

نقطه عطف واقعی در تاریخ خاورمیانه با کشف نفت و تغییر منبع انرژی نیروی دریایی بریتانیا رقم خورد. اکتشاف نفت در ایران از سال ۱۹۰۱ با امتیاز ویلیام ناکس دارسی (William Knox D’Arcy) آغاز شده بود. در سال ۱۹۰۸، یک سال پس از تقسیم ایران، بریتانیا به یکی از بزرگترین میادین نفتی جهان در مسجدسلیمان دست یافت.1

دولت بریتانیا بلافاصله وارد عمل شد و به تأسیس «شرکت نفت انگلیس و ایران» (Anglo-Persian Oil Company – APOC) کمک کرد. امنیت این عملیات به طور مستقیم توسط ارتش بریتانیا تأمین می‌شد. یک واحد از «نیزه‌داران بنگال» (Bengal Lancers) از هند به خوزستان اعزام شد تا تحت فرماندهی ستوان آرنولد ویلسون (Arnold Wilson)، از دکل‌های حفاری در برابر قبایل محلی عرب، کورد و لر محافظت کند.1 این حضور نظامی، ماهیت استعماری و نظامی پروژه نفت را از همان ابتدا آشکار ساخت.

در سال ۱۹۱۱، وینستون چرچیل (Winston Churchill) به عنوان لرد اول دریاداری (First Lord of the Admiralty) منصوب شد. او با دوراندیشی استراتژیک، دریافت که سرعت و برد کشتی‌های جنگی آینده به سوخت مایع وابسته است و برنامه تبدیل نیروی دریایی سلطنتی از زغال‌سنگ به نفت را تسریع کرد.1 مقامات APOC به چرچیل هشدار دادند که بدون حمایت دولتی، غول‌های نفتی دیگر مانند «رویال داچ شل» (Royal Dutch Shell) یا «استاندارد اویل» (Standard Oil) ممکن است این منبع حیاتی را ببلعند. در نتیجه، در سال ۱۹۱۴ و تنها چند روز پیش از آغاز جنگ، چرچیل پارلمان را متقاعد کرد تا ۵۱ درصد سهام شرکت نفت انگلیس و ایران را خریداری کند.1 بدین ترتیب، دولت بریتانیا نه تنها ناظر، بلکه مالک اصلی و بزرگترین مشتری نفت خاورمیانه، یعنی ایران شد و امنیت چاه‌های نفت ایران به یک اولویت امنیت ملی تبدیل گردید.

جنگ جهانی اول و دیپلماسی فریب

با آغاز جنگ جهانی اول و پیوستن امپراتوری عثمانی به قدرت‌های مرکزی در نوامبر ۱۹۱۴، خاورمیانه به صحنه نبردی عظیم و خونین تبدیل شد. بریتانیا با استراتژی‌های چندلایه و بعضاً متناقض وارد میدان شد. از یک سو، نیروی اعزامی بزرگی از هند برای اشغال بصره و حفاظت از تأسیسات نفتی اعزام شد که منجر به پیشروی در بین‌النهرین گردید.1 از سوی دیگر، تلاش برای گشودن جبهه‌ای جدید در گالیپولی با فاجعه‌ای خونین و تلفات ۴۰۰،۰۰۰ نفری شکست خورد.1

در عرصه دیپلماتیک، بریتانیا مجموعه‌ای از توافقات را مهندسی کرد که به «وعده‌های سه‌گانه» مشهور شدند و بذر بی‌اعتمادی و منازعات آینده را کاشتند:

  1. مکاتبات حسینمک‌ماهون (۱۹۱۵۱۹۱۶): سر هنری مک‌ماهون، کمیسر عالی بریتانیا در مصر، در نامه‌هایی به شریف حسین، حاکم مکه، وعده داد که در قبال قیام اعراب علیه عثمانی، بریتانیا از استقلال یک پادشاهی بزرگ عربی در خاورمیانه حمایت خواهد کرد. حدود این پادشاهی شامل مناطقی بود که بعداً سوریه، عراق و فلسطین را تشکیل می‌دادند.1
  2. توافق‌نامه سایکسپیکو (مه ۱۹۱۶): همزمان با وعده به اعراب، دیپلمات‌های بریتانیایی (مارک سایکس) و فرانسوی (فرانسوا ژرژ-پیکو) به صورت محرمانه توافق کردند که امپراتوری عثمانی را بین خود تقسیم کنند. طبق این توافق، فرانسه کنترل سوریه و لبنان (و منطقه موصل) را به دست می‌گرفت و بریتانیا بر عراق و اردن مسلط می‌شد، در حالی که فلسطین تحت اداره بین‌المللی قرار می‌گرفت.1
  3. اعلامیه بالفور (نوامبر ۱۹۱۷): آرتور بالفور، وزیر خارجه بریتانیا، در نامه‌ای به لرد روچیلد، رهبر جامعه یهودیان بریتانیا، اعلام کرد که دولت بریتانیا از تأسیس «کانون ملی برای یهودیان» در فلسطین حمایت می‌کند. این وعده مستقیماً با وعده‌های داده شده به اعراب و روح توافق سایکس-پیکو در تضاد بود.1

این توافقات در بستری از عملیات‌های نظامی دشوار شکل گرفت. در بین‌النهرین، ارتش بریتانیا پس از پیشروی‌های اولیه، در کوت‌العماره (Kut-el-Amara) محاصره شد. پس از ۱۴۷ روز محاصره و قحطی، ژنرال تاونزند (Townshend) در آوریل ۱۹۱۶ تسلیم شد و ۱۰،۰۰۰ سرباز (عمدتاً هندی) به اسارت عثمانی‌ها درآمدند؛ شکستی تحقیرآمیز برای امپراتوری بریتانیا.1 با این حال، بریتانیا با تجدید قوا و با کمک «شورش اعراب» به رهبری فیصل (پسر شریف حسین) و مستشارانی چون تی. ای. لورنس، توانست بغداد و قدس را تصرف کند و عثمانی‌ها را تا زمان آتش‌بس مودروس (Mudros) در اکتبر ۱۹۱۸ به عقب براند.1

صلح پاریس و خیانت به وعده‌ها

پایان جنگ، آغاز دوران جدیدی از استعمار در خاورمیانه بود. کنفرانس صلح پاریس و توافقات بعدی (مانند کنفرانس سن رمو در ۱۹۲۰)، وعده‌های استقلال را نادیده گرفتند. سیستم «قیمومیت» (Mandate) که توسط جامعه ملل ابداع شد، عملاً پوششی قانونی برای استعمار بریتانیا و فرانسه بود.1

در سوریه، فیصل که با تکیه بر وعده‌های بریتانیا دولتی عربی در دمشق تشکیل داده بود، با واقعیت تلخ سیاست‌های قدرت روبرو شد. فرانسه که سوریه را سهم خود می‌دانست، با نیرویی به فرماندهی ژنرال گورو (Henri Gouraud) به دمشق لشکر کشید. در نبرد میسلون (Maysalun Pass) در ژوئیه ۱۹۲۰، ارتش کوچک سوریه به فرماندهی وزیر دفاع دلاور، یوسف العظمه (Yusuf al-Azmeh)، در برابر ماشین جنگی فرانسه درهم کوبیده شد.1 ورود پیروزمندانه گورو به دمشق و حرکت نمادین او بر سر مزار صلاح‌الدین ایوبی، پیامی روشن داشت: دوران جنگ‌های صلیبی بازگشته است.1

بریتانیا برای آرام کردن متحدان هاشمی خود، راه حلی وصله-پینه‌ای (Patchwork) ارائه کرد: فیصل که از سوریه رانده شده بود، به پادشاهی عراق (تحت قیمومیت بریتانیا) منصوب شد و برادرش عبدالله، حاکم منطقه‌ای جدید و مصنوعی به نام «ماوراء اردن» (Transjordan) گردید.1 اما در پشت پرده همه این جابجایی‌های سیاسی، عامل اصلی تعیین‌کننده مرزها و سرنوشت‌ها، چیزی جز «نفت» نبود.

بخش دوم: مرز موصل؛ کالبدشکافی یک نزاع نفتی

اگر بخواهیم تمام پیچیدگی‌های استراتژی غرب در خاورمیانه را در یک نقطه کانونی خلاصه کنیم، آن نقطه بدون شک «ولایت موصل» است. سرنوشت این منطقه از پایان جنگ تا حل و فصل نهایی آن در سال ۱۹۲۶، چکیده‌ای از دیپلماسی نفتی، خیانت‌های سیاسی و مهندسی مرزهاست.1

ولایت موصل منطقه‌ای کوهستانی و استراتژیک در شمال بین‌النهرین بود که جمعیتی متنوع از کردها، اعراب، ترکمن‌ها، آشوری‌ها (مسیحیان آرامی‌زبان) و ارامنه را در خود جای داده بود. از نظر تاریخی و اداری بخشی از امپراتوری عثمانی بود، اما اهمیت آن فراتر از جغرافیا بود: نشانه‌های زمین‌شناسی حاکی از وجود ذخایر عظیم نفت در کرکوک بود.1

بازیگران نفت و دیپلماسی پنهان

حتی پیش از جنگ، بوی نفت موصل مشام قدرت‌ها را پر کرده بود. دریادار آمریکایی کلبی چستر (Colby Chester) که در سال ۱۸۹۹ برای اعتراض به کشتار ارامنه به منطقه رفته بود، با دیدن پتانسیل اقتصادی، به یک دلال امتیاز تبدیل شد و طرحی بلندپروازانه برای راه‌آهن و نفت ارائه کرد (Chester Concession).1 سلطان عبدالحمید دوم با زیرکی، زمین‌های نفت‌خیز موصل را به «خزانه خاصه» (Privy Purse) منتقل کرد تا از واگذاری آن‌ها به عنوان اموال دولتی جلوگیری کند. با این حال، در سال ۱۹۱۲، کنسرسیومی از منافع بریتانیایی (از طریق بانک ملی ترکیه) و آلمانی (دویچه بانک) با وساطت دلال ارمنی، کالوست گلبنکیان (Calouste Gulbenkian)، شرکت نفت ترکیه (Turkish Petroleum Company – TPC) را تأسیس کردند تا انحصار نفت موصل را به دست گیرند.1

در توافق سایکس-پیکو (۱۹۱۶)، موصل به منطقه نفوذ فرانسه اختصاص داده شده بود تا به عنوان یک منطقه حائل بین بریتانیا و روسیه عمل کند. اما پس از جنگ، بریتانیا که اکنون از اهمیت حیاتی نفت آگاه‌تر بود و نیروهایش عملاً موصل را اشغال کرده بودند، خواهان بازنگری شد. در دسامبر ۱۹۱۸، طی دیداری در لندن، نخست‌وزیر فرانسه ژرژ کلمانسو (Georges Clemenceau) در توافقی شفاهی با لوید جورج، از ادعای فرانسه بر موصل چشم‌پوشی کرد.1

چرا فرانسه چنین امتیاز بزرگی داد؟ مورخان دلایل مختلفی ذکر کرده‌اند، از جمله نیاز فرانسه به حمایت بریتانیا در برابر آلمان در اروپا. اما نقش بازیگران سایه را نباید نادیده گرفت. سر بازیل زاهاروف (Basil Zaharoff)، دلال اسلحه افسانه‌ای و «تاجر مرگ»، که پیوندهای عمیقی با صنایع نفتی و دولت بریتانیا داشت، در متقاعد کردن نخبگان فرانسوی نقش داشت.1 هدف نهایی این بود که شرکت نفت انگلیس و ایران (BP آینده) و رویال داچ شل (تحت مدیریت سر هنری دتردینگ)، کنترل کامل منابع را در دست بگیرند. در کنفرانس سن رمو (۱۹۲۰)، این توافق رسمی شد: فرانسه در ازای دریافت ۲۵ درصد از سهام شرکت نفت ترکیه (که از سهم آلمان مصادره شده بود)، الحاق موصل به قیمومیت بریتانیا بر عراق را پذیرفت.1

جدول ۲: ترکیب سهامداران شرکت نفت ترکیه (TPC) پس از توافق سن رمو (۱۹۲۰)

سهامداردرصد سهامتوضیحات
شرکت نفت انگلیس و ایران (APOC)۴۷.۵٪تحت کنترل دولت بریتانیا
رویال داچ شل (Royal Dutch Shell)۲۲.۵٪شرکت انگلیسی-هلندی
شرکت نفت فرانسه (CFP)۲۵٪سهم مصادره شده دویچه بانک آلمان
کالوست گلبنکیان۵٪دلال و معمار اصلی توافق (آقای پنج درصد)

جنگ یونان و ترکیه: نبرد نیابتی نفت

داستان موصل با جنگ استقلال ترکیه گره خورد. پس از تحمیل معاهده سور (Sèvres) در ۱۹۲۰ که عثمانی را تقسیم می‌کرد، ملی‌گرایان ترک به رهبری مصطفی کمال (آتاتورک) قیام کردند. در غرب آناتولی، یونان با حمایت بریتانیا و با تشویق و تأمین مالی بازیل زاهاروف، دست به تهاجم گسترده زد.1 زاهاروف حتی بخشی از ثروت شخصی خود را برای حمایت از ارتش یونان در ازمیر اختصاص داد، به امید اینکه سقوط ترکیه، موقعیت بریتانیا در موصل و منطقه را تثبیت کند.

از سوی دیگر، منافع نفتی آمریکا (استاندارد اویل) که از انحصارطلبی بریتانیا و فرانسه خشمگین بودند و بر سیاست «درهای باز» (Open Door Policy) اصرار داشتند، به حمایت ضمنی از ملی‌گرایان ترک پرداختند.1 تحلیلگران آن دوره، جنگ خونین یونان و ترکیه (۱۹۱۹-۱۹۲۲) را نه فقط یک نبرد ملی، بلکه جنگی نیابتی بین غول‌های نفتی می‌دیدند: «یونان به فرمان شل می‌جنگید و ترکیه با حمایت استاندارد اویل».1

پیروزی قاطع نیروهای کمالیست بر یونانی‌ها و اخراج آن‌ها از آناتولی، معادلات را تغییر داد. معاهده لوزان (۱۹۲۳) جایگزین معاهده سور شد و ترکیه مدرن را به رسمیت شناخت. اما مسئله کوردستان و موصل حل‌نشده باقی ماند. ترکیه ادعا می‌کرد که موصل از نظر قومی (کوردها و ترکمن‌ها) و تاریخی بخشی از «میثاق ملی» (Misak-ı Millî) خودتعریفی ترکیه است. بریتانیا اما حاضر نبود از نفتی که نیروی دریایی‌اش به آن وابسته بود، دست بکشد.

حل و فصل نهایی: معاهده خط قرمز و قربانیان خاموش

در نهایت، ترکیبی از فشار دیپلماتیک، تهدید نظامی و سازش‌های نفتی مسئله را حل کرد. بریتانیا با وارد کردن شرکت‌های آمریکایی به کنسرسیوم نفتی (تحت نام “Near East Development Corporation”)، حمایت واشنگتن را جلب کرد. این توافق که به «توافق خط قرمز» (Red Line Agreement) در سال ۱۹۲۸ معروف شد، ساختار انحصاری استخراج نفت در خاورمیانه را برای دهه‌های آینده تعیین کرد.1 جامعه ملل در سال ۱۹۲۵ رأی به الحاق موصل به عراق داد و ترکیه در سال ۱۹۲۶ در ازای دریافت سهمی کوچک از درآمدهای نفتی (که اغلب پرداخت نشد) این مرز را پذیرفت.

اما قربانیان واقعی این بازی بزرگ، ساکنان اصلی منطقه بودند. مقامات بریتانیایی که مرزها را ترسیم می‌کردند، اعتراف کردند که تقسیم اراضی باعث نابودی جوامع کهن شده است. سرزمین کوردستان کاملا تکەپاره شد. دره‌های تیاری (Tiari) و تخوما (Tkhuma) که مسکن آشوریان مسیحی بود، حذف شد و ساکنان آن آواره شدند.1 آرنولد ویلسون، که خود سال‌ها کارگزار استعمار بود، بعدها با تلخی نوشت که در یادداشت‌های رسمی بریتانیا، «امنیت میادین نفتی» تنها نگرانی بود و «مردمان و منافع آن‌ها کاملاً نادیده گرفته شدند».1

نتیجه‌گیری: میراث ماندگار یک طراحی ناقص

مروری بر وقایع سال‌های پس از جنگ جهانی اول نشان می‌دهد که شکل‌گیری خاورمیانه مدرن نه نتیجه یک تکامل طبیعی سیاسی، بلکه حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات استراتژیک، اقتصادی و امپریالیستی بود که در پایتخت‌های اروپایی گرفته شد. چهار ویژگی اصلی این استراتژی‌ها عبارت بودند از:

  1. دستکاری سیاسی: استفاده ابزاری از ناسیونالیسم عربی، صهیونیسم و جاه‌طلبی‌های فردی برای تضعیف عثمانی و سپس کنترل منطقه (مانند نصب پادشاهان هاشمی در عراق و اردن).
  2. اولویت نفت: گذار از عصر زغال‌سنگ به عصر نفت، سیاست خارجی بریتانیا و سپس آمریکا را متحول کرد. مرزهای عراق (به‌ویژه الحاق موصل) مستقیماً بر اساس نقشه‌های زمین‌شناسی نفتی ترسیم شدند، نه پیوندهای قومی یا جغرافیایی طبیعی.
  3. رانت‌جویی نهادینه: ادغام منافع دولت و شرکت‌های خصوصی (مانند APOC و TPC) مدلی از «سرمایه‌داری دولتی» و اقتصاد رانتی را در منطقه ایجاد کرد که تا به امروز ساختارهای سیاسی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.
  4. مرزهای مصنوعی: تقسیمات تحمیلی، مانند جداسازی سوریه و لبنان توسط فرانسه یا ایجاد اردن توسط بریتانیا، بذرهای تنش‌های قومی و فرقه‌ای را کاشت که در طول قرن بیستم و بیست‌ویکم بارها منفجر شده است.

شاید ادعای اینکه تمام مصائب خاورمیانه در سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۳ نوشته شده است، اغراق‌آمیز باشد، اما بی‌تردید «پیش‌نویس خشن» (Rough Draft) تاریخ معاصر این منطقه، با جوهر نفت و بر روی کاغذهای کنفرانس‌های صلح پاریس، سن رمو و لوزان نگاشته شد.1 این میراث، همچنان سایه سنگین خود را بر سیاست، اقتصاد و امنیت منطقه حفظ کرده است.

Works cited

  1. Tooley-PeaceMidEast1919.pdf
  2. The New Imperialism of Globalized Monopoly-Finance Capital: An Introduction, accessed January 24, 2026, https://monthlyreview.org/articles/the-new-imperialism-of-globalized-monopoly-finance-capital/
  3. Imperialism – Internet History Sourcebooks Project – Fordham University, accessed January 24, 2026, https://sourcebooks.web.fordham.edu/mod/modsbook34.asp
  4. Short History of the Department – History – Columbia, accessed January 24, 2026, https://history.columbia.edu/short-history/
  5. DF6: Papers of Spencer Compton Cavendish, 8th Duke of Devonshire (1833-1908) – Chatsworth House, accessed January 24, 2026, https://www.chatsworth.org/media/12451/df6_rev_201812.pdf
  6. Key People of the British Empire – Britannica, accessed January 24, 2026, https://www.britannica.com/summary/Key-People-of-the-British-Empire
  7. History of Germany – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/History_of_Germany
  8. World Policy Contained (Chapter 10) – Learning Empire, accessed January 24, 2026, https://www.cambridge.org/core/books/learning-empire/world-policy-contained/3A3315B5F8420DCC2E7D286AB45198D5
  9. Iran’s Oil, the Theory of Rent, and the Long Shadow of History – OpenEdition Journals, accessed January 24, 2026, https://journals.openedition.org/ried/11647
  10. (PDF) Rent and Rent-seeking in Iran – ResearchGate, accessed January 24, 2026, https://www.researchgate.net/publication/305765666_Rent_and_Rent-seeking_in_Iran
  11. porte – American Heritage Dictionary Entry, accessed January 24, 2026, https://ahdictionary.com/word/search.html?q=porte
  12. A Nietzschean Theory of Negative Imperialism – Deep Blue Repositories – University of Michigan, accessed January 24, 2026, https://deepblue.lib.umich.edu/bitstream/handle/2027.42/140741/FF-Annual-Juan-Cole-Vol.1.pdf?sequence=1&isAllowed=y
  13. Sir Eyre Crowe | Foreign Policy, Diplomacy, World War I – Britannica, accessed January 24, 2026, https://www.britannica.com/biography/Eyre-Crowe
  14. Anglo-Persian Oil Company – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Anglo-Persian_Oil_Company
  15. Ten thousand miles in Persia : or, Eight years in Iran, accessed January 24, 2026, https://archive.org/download/tenthousandmiles00sykeuoft/tenthousandmiles00sykeuoft.pdf
  16. The Oil Monarch’s New Clothes: How Royal Dutch Shell lost its regal power and title – AAPG, accessed January 24, 2026, https://www.aapg.org/news-and-media/details/explorer/articleid/62621
  17. Historical Atlas of Southern Asia (30 October 1918): Armistice of Mudros – Omniatlas, accessed January 24, 2026, https://omniatlas.com/maps/southern-asia/19181030/
  18. Hashemites and Zionists: The Post-War Anglo-Arab Relationship and the Failure of the One State Solution – Monmouth College, accessed January 24, 2026, https://www.monmouthcollege.edu/live/files/731-mjur-i03-2013-3-wickershampdf
  19. McMahon–Hussein correspondence – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/McMahon%E2%80%93Hussein_correspondence
  20. Sykes-Picot Agreement Proposes Division of Conquered Ottoman Territories | CIE, accessed January 24, 2026, https://israeled.org/sykes-picot/
  21. Sykes–Picot Agreement – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Sykes%E2%80%93Picot_Agreement
  22. Balfour Declaration, 1917 | CIE – Center for Israel Education, accessed January 24, 2026, https://israeled.org/balfour-declaration-2/
  23. India, Palestine and the Balfour Declaration – Peace with justice, security and equal rights for Israelis and Palestinians, accessed January 24, 2026, https://britainpalestineproject.org/india-palestine/
  24. Kut – History Net, accessed January 24, 2026, https://www.historynet.com/kut/
  25. Turkish War of Independence – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Turkish_War_of_Independence
  26. Battle of Maysalun – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Maysalun
  27. Empire, Oil, and the Reshaping of the Middle East After World War I – Austin College, accessed January 24, 2026, http://artemis.austincollege.edu/acad/history/htooley/PeaceMidEast1919.pdf
  28. Jordan – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Jordan
  29. Iraq Petroleum Company – Wikipedia, accessed January 24, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Iraq_Petroleum_Company
  30. GULBENKIAN, CALOUSTE – Encyclopaedia Iranica, accessed January 24, 2026, https://www.iranicaonline.org/articles/gulbenkian-calouste/
  31. ATD 557-587 – Thomas Pynchon Wiki, accessed January 24, 2026, https://against-the-day.pynchonwiki.com/wiki/index.php?title=ATD_557-587
  32. Great Britain and France Sign the San Remo Agreement | Research Starters – EBSCO, accessed January 24, 2026, https://www.ebsco.com/research-starters/history/great-britain-and-france-sign-san-remo-agreement
  33. The 1928 Red Line Agreement – History State Gov, accessed January 24, 2026, https://history.state.gov/milestones/1921-1936/red-line
  34. A Dictionary of the Dialects of Vernacular Syriac, accessed January 24, 2026, http://www.hewalname.com/ku/wp-content/uploads/2018/12/A-Dictionary-of-the-Dialects-of-Vernacular-Syriac-As-Spoken-by-the-Eastern-Syrians-of-Kurdistan.pdf
  35. Review Essay – The British and the Making of Modern Iraq | Australian Army Research Centre (AARC), accessed January 24, 2026, https://researchcentre.army.gov.au/library/australian-army-journal-aaj/volume-2-number-2/review-essay-british-and-making-modern-iraq
Dr. Pejvak Kokabian