ویلبرت راس تاچر
ساسکاچوان، با جمعیّت کمتر از یک میلیون نفر، بهمدّت ۲۰ سال، از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۶۴ حکومتی سوسیالیستی داشت -تقریباً تنها حکومت سوسیالیستی آمریکای شمالی، بهجز حکومت کاسترو.
ساسکاچوان در درجهی اوّل یک اقتصاد کشاورزی است. ما در آنجا کشاورزان مرفّه و کارآمد زیادی داریم. همچنین یکی از بالاترین استانداردهای زندگی را در جهان داریم. این پرسشها اغلب مطرح میشود: «سوسیالیسم چگونه غلبه کرد؟ چگونه ۲۰ سال پایدار ماند؟»
برای یافتن پاسخ باید به روزهای سیاه رکود برگردیم. در دههی ۱۹۳۰ خشکسالی وحشتناکی رخ داد. هر سال کممحصولی پشت کممحصولی. همزمان، قیمت جهانی گندم به کمتر از ۳۵ سنت بهازای هر بوشل کاهش یافت. این دو عامل اقتصاد کشاورزی ما را به زانو درآورد. بیکاری همهجا را فراگرفته بود. مردمان کرامت و عزت نفس خود را از دست دادند.
البته حکومت و نظام اقتصادی آن روز مقصّر این امر بودند. از زهدان این رکود، حزب سوسیالیست، که سخاوتمندانه وعدهی حلّ این مشکلات وحشتناک را میداد، زاده شد.
از جمله پیشنهادهای سوسیالیستها این بود:
۱- پایان دادن به بیکاری؛
۲- ایجاد شغل با ساخت کارخانههای سوسیالیستی؛
۳- ارائهی خدمات پزشکی و بهداشتی رایگان؛
۴- سیاست نوین (نیو دیل) برای کشاورزان.
از همینروی، ساسکاچوان، در واکنش به شرایط رکود، در سال ۱۹۴۴ به یک حکومت سوسیالیستی رأی داد.
مردم ما ۲۰ سال در معرض یک دستگاه پروپاگاندای سرکوبگرانه، که از بودجهی عمومی تأمین میشد و فضا را از شایعات و کلیشهها آکنده میساخت، بودند؛ برخی از این شایعات را شنیدهاید:
«برای کمک به فقرا از ثروتمندان مالیات بگیرید»
«سرمایهدار استثمارگر تودههاست»
«تنها اقتصاد برنامهریزیشده پاسخگوی بیکاری است»؛ و غیره.
آنان چگونه پیروز شدند؟
در سال ۱۹۴۴، سوسیالیستها گفتند که با ساختن کارخانههای دولتی مشکل بیکاری را حل خواهند کرد. نهتنها بیکاری، که قول دادند که از سود حاصل از این شرکتهای سوسیالیستی برای ساختن بزرگراهها، مدارس، بیمارستانها و بهطور کلّی برای تأمین مالی اقدامات رفاهی اجتماعی بهتر استفاده کنند. در طول سالها، آنها ۲۲ شرکت دولتی (Crown Corporation) را تأسیس کردند. تا زمانیکه ما حکومت را در سال ۱۹۶۵ به دست گرفتیم، ۱۲ شرکت دولتی ورشکست شده یا از بین رفته بود. برخی دیگر با کمکهای مالی پیوسته و قابلتوجّه دولتی سر پا ماندند. شرکتهایی که مجبور به رقابت با بنگاههای خصوصی در شرایط مساوی بودند، تقریباً بدون استثنا، بهطور منظّم و پیوسته ضررهای هنگفتی دادند. کلّ برنامهی Crown Corporation در باتلاقی از بینظمی، تشریفات اداری و ناکارآمدی گرفتار شد. آزمایشی که میلیونها دلار برای مالیاتدهندگان ساسکاچوان هزینه داشت.
جنگ با کسبوکارها
سوسیالیستها در تمام این دوره، با کسبوکارهای خصوصی ستیز کردند. آنها قانونی را به تصویب رساندند که به حکومت این اختیار را میداد تا هر صنعت یا کسبوکاری را در استان سلب مالکیّت کرده و خود اداره کند. کسب سود همچون گناهی نابخشودنی محکوم شد. هدف عمومی و علنی حکومت سوسیالیستی «ریشهکن کردن سرمایهداری» بود.
نتیجه چه بود؟
سرمایهگذاران از شرق کانادا، از اروپا، از ایالات متّحده، خیلی راحت به سوسیالیستها پشت کردند. صنایع یکی پس از دیگری استان ما را نظاره میکردند، ساسکاچوان را دور میزدند و در جاهای دیگر کانادا استقرار مییافتند. دهها شرکت نفتی بهدلیل قوانین تبعیضآمیز بار و بنهی خویش را جمع کردند و از استان خارج شدند. حوزهی اکتشاف گاز کاملاً متوقّف شد. کاوش در مناطق وسیع شمال تقریباً از بین رفت. در طول این دوره، در حالیکه کانادا بزرگترین رونق اقتصادی در تاریخ خود را تجربه میکرد، ساسکاچوان تنها میزبان تعداد انگشتشماری کارخانهی جدید بود.
از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۳، بیش از یک میلیون شغل جدید صنعتی در سراسر کانادا ایجاد شد. با اینحال، در ساسکاچوان، پس از ۱۸ سال سوسیالیسم، نسبت به سال ۱۹۴۵ مشاغل تولیدی کمتری وجود داشت -با وجود سرمایهگذاری ۵۰۰ میلیون دلاری در زمینهی شرکتهای دولتی.
خدمات اجتماعی
چنانکه که پیشتر گفتم، سوسیالیستها پیش از روی کار آمدن، برنامهی گستردهی رفاه اجتماعی را وعده دادند. قرار بود مراقبتهای پزشکی «رایگان»، خدمات بستری «رایگان»، داروهای «رایگان» و غیره وجود داشته باشد. پول تأمین مالی این پروژهها از سود شرکتهای دولتی تأمین میشد. البته هیچ سودی وجود نداشت؛ بلکه خسارات عظیمی وجود داشت. بنابراین، تأمین مالی برنامههای رفاهی باید از طریق مالیات صورت میگرفت.
اکثر مردم ساسکاچوان اصل طرح خدمات بستری را دوست دارند -اینکه تمام صورتحسابهای بیمارستانی از درآمد مالیاتی حکومت پرداخت شود. در سال ۱۹۶۴، یک طرح مراقبت پزشکی معرّفی شد، که براساس آن تمام صورتحسابهای پزشکی از طرف دولت پرداخت میشود. به همین ترتیب الگوی افزایش سرسامآور هزینهها در این زمینه نیز مشهود است. مردم کشف کردهاند که درمان و بستریشدن در بیمارستان چیزی جز امور «رایگان» نیستند. برعکس تصوّر ایشان، این دو اکنون [در سال ۱۹۶۷] ۱۱۰ میلیون دلار برای مردم هزینه خواهند داشت -و این رقم سالانه ۱۰ درصد افزایش مییابد.
مالیات
تحتلوای حکومت سوسیالیستی، بدهی استانی ما از ۱۵۰ میلیون دلار به ۶۰۰ میلیون دلار رسید. در طول این دوره بیش از ششصد مالیات کاملاً جدید معرّفی شد؛ ششصد و پنجاه مالیات دیگر افزایش یافت. مالیاتهای «سرانه» در ساسکاچوان بهطور قابلتوجّهی، در مقایسه با استانهای خواهر ما، از حدّ معقول فراتر رفتند -یک دلیل دیگر برای اینکه چرا صنایع در جای دیگری استقرار یافتند.
اجبار
سوسیالیستها در هر زمینهای تمایل به استفاده از اجبار داشتند. نظریهپردازان اجتماعی هیئتها و سازمانهای این رژیم را اداره میکردند، و به بازرگانان میگفتند کسبوکارشان چگونه باید اداره شود. همهی دارندگان الوار در شمال طبق قانون مجبور شدند الوارهای خود را به هیئت انحصاری دولت بفروشند؛ هر تلهگذار، خز خود را از طریق هیئت دولتی بازاریابی خز میفروخت. هر ماهیگیری که ماهی صید میکرد طبق قانون مجبور میشد آن را از طریق هیئت دولتی ماهی بفروشد. هر صاحب خودرویی مجبور شد خودرو خود را بیمهی دولتی بیمه کند. سوسیالیستها طرحی را ارائه کردند که بهموجب آن هر پزشکی مجبور میشد حقوق خود را از دولت دریافت کند. تنها افکار عمومی برانگیخته آنها را وادار به پسگرفتن این قانون بحثبرانگیز کرد. به رانندگان خودروهای دولتی و کامیونها دستور داده شد بنزین خود را از شرکت تعاونی بخرند.
جمعیت
بیست سال پیش، سوسیالیستها قول دادند که ساسکاچوان را بهسان مکّه، قبلهی کارگران کنند. در عوض، همانند زمانیکه موسی یهودیان را از مصر خارج کرد، شاهد بزرگترین مهاجرت دستهجمعی مردم به خارج از یک قلمرو بودیم. هر یک از ۹ استان دیگر که دارای نظام «بنگاهداری خصوصی» بودند، پس از سال ۱۹۴۵ شاهد افزایش جمعیّت بودند. از سوی دیگر، رشد جمعیّت ساسکاچوان عملاً متوقّف شد. جمعیّت آن ۱۲ درصد افزایش یافت در حالیکه جمعیّت کشور ۶۰ درصد افزایش پیدا کرد. از زمان جنگ، ۲۷۰٫۰۰۰ نفر از شهروندان ما ساسکاچوان را ترک کردند تا در جای دیگر شغلی پیدا کنند.
شکست سوسیالیستی
سرانجام، دو سال پیش [۱۹۶۵]، مردم به این نتیجه رسیدند که به اندازهی کافی موش آزمایشگاهی سوسیالیسم بودهاند. آنها سوسیالیستها را به زیر کشیدند. حزب لیبرال ساسکاچوان برنامهی شفّاف سرمایهگذاری خصوصی را به اجرا درآورد. ما هیچ وعدهی گزاف رفاه اجتماعی ندادیم. در عوض، ما خود را متعهّد به کاهش هزینههای دولت، کاهش مالیات، برنامههای تشویقی برای صنایع و غیره کردیم. مردم این وظیفه را به ما دادند که آشفتگی را نابود کنیم.
درس
آیا از تجربیّات ساسکاچوان میتوان درسی گرفت؟ فکر میکنم بله -یک درس نسبتاً وحشتناک.
اگر آمریکاییهایی هستند که فکر میکنند سوسیالیسم راهحل است، ای کاش به ساسکاچوان میآمدند و آنچه را که بر سر استان ما آمده است میدیدند. ارمغان بیست سال سوسیالیسم برای ما رکود صنعتی، عقبماندگی توسعه، مالیات ظالمانه، کاهش عمدهی جمعیت بود.
در این لحظه، بدون شک با خود میگویید: «اینجا نمیتواند چنین اتّفاقی بیفتد.» با اینحال، مردم در سرتاسر جهان دارند درمییابند که چنین چیزی «میتواند» رخ دهد.
همانطور که میدانید، ما نیز میدانیم که نظام بنگاهداری خصوصی کامل نیست -ولی همچنان بهترین نظام است که برای پیشرفت طرّاحی شده است. آمریکاییها و کاناداییها، بر اساس این نظام، از بالاترین استانداردهای زندگی در جهان برخوردار شدهاند. وظیفهی ما این است که در چند سال آینده ثابت کنیم که نظام بنگاهداری خصوصی میتواند بیشتر از سوسیالیسم برای مردم ما مفید باشد.
میخواهم برخی از اقداماتی را که برای پویایی اقتصادی ساسکاچوان انجام دادهایم به شما بگویم.
انحصار الوار به پایان رسید، منافع خصوصی به کار افتاد
یکسوم زمین ساسکاچوان پوشیده از جنگل است. به ما گفته میشود چوب کافی برای سه یا چهار کارخانهی اصلی خمیر کاغذ وجود دارد. در دوران رژیم سوسیالیستی، دولت انحصار کامل تولید الوار را بر عهده گرفته بود. تولیدکنندگان نمیتوانستند یک خلال دندان را بفروشند مگر اینکه از ادارهی الوار اجازه بگیرند. دولت جدید این انحصار را متوقّف کرده است. ما شرکتهای خصوصی را تشویق میکنیم تا به مناطق جنگلی ما وارد شوند. ما مشوّقهایی را برای آنها فراهم میکنیم تا این کار را انجام دهند. در حال حاضر سه مجتمع چوببری به مناطق شمالی نقل مکان کردهاند -هر کدام بهطور میانگین ۲۵۰ نفر را استخدام کردهاند. چندی پیش ما یک شرکت نیویورکی را متقاعد کردیم که ۶۵ میلیون دلار در یک کارخانهی بزرگ خمیر کاغذ سرمایهگذاری کند، که در زمان کار، ۳۵۰۰ نفر را استخدام خواهد کرد.
مواد معدنی
نیمهی شمالی ساسکاچوان بر روی سپر پرکامبرین قرار دارد. زمانیکه ما مسئولیّت امور را بر عهده گرفتیم، نگران عدمتوسعهی معدنی جدید در شمال بودیم. در سال ۱۹۶۴ کاوش در ساسکاچوان تقریباً متوقّف شده بود. ما دریافتیم که گاهی اوقات نرخها با نرخهای اعمالشده در دیگر نقاط کانادا مطابقت ندارند. با نمایندگان صنعت معدن تماس گرفتیم و مشکل را با آنها در میان گذاشتیم. از آن بحثها فرمول جدیدی برای مشوّقهای استخراج بهدست آمد. در حال حاضر، ما نتایج را میبینیم. فعّالیّتهای اکتشافی در سراسر شمال بهطور چشمگیری پیش رفته است. هماکنون پنجاه شرکت جدید در حال انجام کارهای اکتشافی در شمال ساسکاچوان هستند. سه معدن جدید از جمله یک معدن مس بزرگ در لاک لا رونگ شروع به کار کرده است.
پتاس
پتاس حوزهای است که چشمانداز فوقالعادهای برای توسعهی آینده دارد. معتقدیم که پتاس همان کاری را که نفت برای آلبرتا انجام داده برای ساسکاچوان انجام خواهد داد. تقاضای جهانی باشتاب در حال افزایش است و هر ۱۰ سال دو برابر میشود. بخش عمدهای از این تقاضا را در سالهای آینده ساسکاچوان برآورده خواهد کرد. در حال حاضر سه کارخانهی پتاس در حال تولید است. اکنون شش آسیاب دیگر در دست ساخت است. ما هماکنون با حدّاقل چهار تولیدکنندهی پتاس دیگر هستیم که بهطور جدّی به پتانسیل ذخایر ساسکاچوان نگاه میکنند. سرمایهگذاری و تعهّدات در حال حاضر بیش از ۵۰۰ میلیون دلار است. وقتی متوجّه میشوید که هر یک از این معادن بین ۵۰ تا ۸۰ میلیون دلار هزینه دارد و از ۵۰۰ تا ۸۰۰ نفر در آن کار میکند، میتوانید به تکانی که صنعت به ساسکاچوان میدهد، پی ببرید.
نفت
ساسکاچوان، در سال ۱۹۶۴، بیست درصد کلّ تقاضای نفت کانادا را تأمین میکرد. بهمحض آغاز به کار، متوجّه شدیم که میزان فعّالیّت حفّاری در ساسکاچوان نسبت به سال پیش چندان تغییر نکرده و از آلبرتا بسیار عقب مانده است. برای چند سال هیچ میدان نفتی جدیدی پیدا نشده بود.
ما بلافاصله از صنایع مشاوره گرفتیم که چگونه میتوان وضعیّت را بهبود بخشید. از آنها پرسیدیم که برای تشویق توسعهی بیشتر در ساسکاچوان چه کاری میتوانیم انجام داد. پس از توصیّهی ایشان، دولت یک برنامهی تشویقی بزر جدید را در پیش گرفت.
نتایج دیدنی بوده است. دهها و دهها و دهها شرکت جدید وارد شدهاند. هشت حوضچهی جدید در طول سال ۱۹۶۵ کشف شد. حقّالامتیاز و پاداشهای ما در سال گذشته به ۴۰ میلیون دلار، در مقایسه با ۱۸ میلیون دلار در سال آخر حکومت سوسیالیستی، رسید. مخالفان ما را متّهم کردهاند که منابع خود را به شرکتهای بزرگ فروختهایم. ولی، منابع نفتی ساسکاچوان زمانیکه مردم ما یک متر زیر زمین مدفون شوند، چندان به درد نمیخورد.
گاز
ساسکاچوان دارای میدانهای گازی قابلتوجّهی است. حکومت پیشین، شرکت برق ساسکاچوان را تحت انحصار کامل درآورد، و قیمتی پایینتر از قیمت بازار به تولیدکننده میپرداخت. در نتیجه، اکتشاف گاز در سال گذشته تقریباً متوقّف شد. دولت جدید انحصار شرکت برق را لغو کرد و درهای صنعت گاز را به روی رقابت گشود. باز هم، نتایج بسیار راضیکننده بوده است. در ماههای اخیر دهها گروه اکتشاف گاز به استان ما نقل مکان کردهاند.
از زمانیکه سوسیالیستها مسند قدرت را ترک کردند، صنعت ثانویّه نیز گامهای دلگرم کنندهای برداشته است. اینها تنها تعدادی از تحوّلات هیجانانگیزی است که اخیراً در ساسکاچوان رخ داده است. بهجای اینکه هزاران نفر از مردم خود را صادر کنیم، مانند دوران سوسیالیستها، امسال جمعیّت ما دوباره به سمت رشد حرکت میکند. استان ما یکی از مناطق پررونق در سراسر کانادا است.
بهطور خلاصه، ما چنین میاندیشیم که «تجربهی ما در امر بنگاهداری خصوصی» کارآمد است.
ما در این استان، سوسیالیسم را نه از کتابهای درسی، بلکه از روی تجربهای تلخ و سخت میشناسیم. ما دریافتهایم که سوسیالیسم هیچ اشکالی ندارد، جز اینکه اصلاً کار نمیکند. مطمئنّم از برخی افراد شنیدهاید که میگویند: «ما با سوسیالیسم موافق نیستیم -بهطور کلّی از آن حمایت نمیکنیم- ولی مقداری سوسیالیسم ممکن است خوب باشد.» ما در ساسکاچوان دریافتیم که وقتی سوسیالیسم شروع به توسعه کرد، متوقّف کردن آن بسیار سخت است.
من فکر میکنم همهی ما میتوانیم به نظام بنگاهداری خصوصی افتخار کنیم. ولی، من چنین فکر میکنم ما باید هوشیار باشیم. اغلب، خطر سوسیالیستها کاری نیست که مستقیماً میتوانند انجام دهند، بلکه چیزی است که میتوانند بهطور غیرمستقیم انجام دهند.
غالباً احزاب سیاسی را مییابیم که به اصول بنگاهداری خصوصی توجّه میکنند، ولی در عین حال، بهخاطر مصلحتهای سیاسی، تلاش میکنند با در پیش گرفتن بخش اعظمی از برنامههای سوسیالیستی، سوسیالیستها را خنثی کنند. چنین رویکردی تنها میتواند فاجعهآفرین باشد.
سرچشمه: بنیاد آموزش اقتصادی (FEE)
- سوسیالیسم در ساسکاچوان کانادا - 04/01/2026
- ماهیت واقعی مالیاتستانی - 03/31/2026
- نارضایتی از خاقان چین - 03/31/2026
