کتاب شرق کوردستان گهواره بشریت

پژواک کوکبیان

«گهوارهٔ بشریت: زندگی در شرق کوردستان» (The Cradle of Mankind: Life in Eastern Kurdistan)، سفرنامه‌ای مصور و مستند است که نخستین بار در سال ۱۹۱۴ و ویرایش دوم آن در سال ۱۹۲۲ میلادی توسط انتشارات آدام اند چارلز بلک در لندن به چاپ رسید. نویسندگان این اثر، کشیش ویلیام آسبری ویگرام — که سال‌ها در میان مردم کوردستان و آشوریان زندگی و خدمت کرده بود — و برادرش ادگار ویگرام بودند که با چشمان خود شاهد زندگی، فرهنگ، آیین‌ها و جغرافیای این سرزمین کهن بوده‌اند.

عنوان کتاب به‌تنهایی گویای همه‌چیز است: گهوارهٔ بشریت. نویسندگان بریتانیایی با صراحت تمام، سرزمین شرق کوردستان را مهد و خاستگاه تمدن بشری می‌نامند. آنان این منطقه را نه به‌عنوان بخشی حاشیه‌ای از یک کشور دیگر، بلکه به‌عنوان یک واحد جغرافیایی، فرهنگی و تمدنی مستقل و شناخته‌شده معرفی می‌کنند. در نگاه نویسندگان، «کوردستان» یک کیان (entity) تاریخی و جغرافیایی غیرقابل انکار بود؛ سرزمینی با هویت، مردم، زبان و فرهنگ خاص خود که قرن‌ها پیش از ترسیم مرزهای مصنوعی قرن بیستم، وجود داشته و زیسته بود.

باید توجه داشت که این کتاب در زمانی نوشته شده است که هنوز مرزهای نفتی و استعماری بریتانیا و فرانسه، خاورمیانه را تکه‌تکه نکرده بودند. پیمان سایکس-پیکو (۱۹۱۶) و معاهدهٔ لوزان (۱۹۲۳) هنوز کوردستان را میان چهار کشور تقسیم نکرده بودند یا در مراحل ابتدایی این تقسیم‌بندی بودند. حتی کشوری به نام «ایران» به شکل امروزی وجود نداشت؛ آنچه بود «ممالک محروسهٔ قاجار» بود که در اسناد غربی با نام «پرشیا» (Persia) شناخته می‌شد و تا سال ۱۹۳۵ که رضاشاه نام رسمی کشور را به «ایران» تغییر داد، این عنوان رایج بود. در آن دوران، غربی‌ها کوردستان را به‌عنوان یک واقعیت جغرافیایی و انسانی می‌شناختند و شرق کوردستان را — که تحت حاکمیت قاجار بود — جدا از کوردستان حقیقی و یکپارچه نمی‌دانستند.

نویسندگان در این اثر، اعتراف صریح می‌کنند که این سرزمین — همان شرق کوردستان که امروز تحت اشغال و ادارهٔ ایران قرار دارد — مهد بشریت و تمدن است. آنان کوردستان را سرزمینی توصیف می‌کنند که ریشه‌های نخستین تمدن‌های بشری، از کشاورزی تا اهلی‌سازی حیوانات، از نخستین سکونتگاه‌ها تا افسانه‌های آفرینش، همگی در دل کوه‌ها و دره‌های آن نهفته است.

کتاب به بررسی عمیق تاریخ، فرهنگ و جغرافیای غنی شرق کوردستان می‌پردازد و بینش‌های ارزشمندی از زندگی روزمرهٔ مردم، سنت‌های ملی و فرهنگی، ساختارهای اجتماعی عشیره‌ای، آداب و رسوم کهن، و بناها و آثار تاریخی مهم این سرزمین ارائه می‌دهد. در آغاز کتاب، نویسندگان با توصیف تجربهٔ سفر خود از حلب، زمینهٔ روایت خود را فراهم می‌کنند و تضاد میان مدرنیتهٔ در حال پیشروی — که نماد آن راه‌آهن بغداد است — و سبک زندگی سنتی و دیرپای ساکنان محلی را به‌زیبایی برجسته می‌سازند. این تقابل میان جهان مدرن صنعتی و جهان کهن کوردستان، یکی از مضامین اصلی کتاب است و نشان می‌دهد که نویسندگان نه‌تنها به جنبه‌های جغرافیایی، بلکه به لایه‌های عمیق فرهنگی و تمدنی این سرزمین توجه ویژه‌ای داشته‌اند.

چرا این کتاب پس از بیش از ۱۰۴ سال به فارسی، عربی یا ترکی ترجمه نشده است؟

یکی از پرسش‌های بنیادین و آزاردهنده‌ای که هر پژوهشگر منصفی باید با آن روبرو شود این است: چرا کتابی که بیش از یک قرن پیش در لندن منتشر شده و در محافل آکادمیک و شرق‌شناسی غرب شناخته‌شده است، هرگز به هیچ‌یک از زبان‌های فارسی، عربی یا ترکی ترجمه نشده است؟ پاسخ این پرسش، خود فصلی تلخ از تاریخ سرکوب، حذف و انکار هویت کوردی است.

عنوان «زندگی در شرق کوردستان» به‌خودی‌خود برای حکومت‌های ایران، ترکیه و عراق یک بمب سیاسی و غیرقابل تحمل است. ترجمهٔ این کتاب به‌معنای به‌رسمیت‌شناختن «کوردستان» به‌عنوان یک واحد جغرافیایی و تمدنی مستقل است؛ مفهومی که هر سه دولت — هرکدام به شیوهٔ خود — بیش از یک قرن است که در تلاش برای انکار و محو آن هستند. ایران «شرق کوردستان» را «غرب ایران» یا «استان‌های غربی» می‌نامد. ترکیه دهه‌ها کوردها را «ترک‌های کوهستانی» خوانده و حتی زبان کوردی را ممنوع کرده بود. عراق نیز سال‌ها سیاست عرب‌سازی مناطق کوردنشین را دنبال کرد. ترجمهٔ رسمی کتابی با چنین عنوانی، به‌معنای شکستن تابوی بزرگ هر سه کشور است.

نویسندگان بریتانیایی در این کتاب، کوردستان را مهد تمدن بشری می‌نامند؛ نه ایران را، نه عثمانی را، نه اعراب را. این ادعا مستقیماً روایت‌های ناسیونالیستی ایرانی (که تمدن را به «آریایی‌ها» و هخامنشیان نسبت می‌دهد)، روایت ناسیونالیسم ترکی (که خود را وارث تمدن آناتولی و عثمانی می‌داند) و روایت ناسیونالیسم عربی (که بین‌النهرین را میراث عربی قلمداد می‌کند) را زیر سؤال می‌برد. هیچ‌یک از این دولت‌ها تمایلی به انتشار اثری ندارند که ثابت کند تمدن بشری ریشه در سرزمینی دارد که آنها اشغال کرده‌اند و مردمش را سرکوب می‌کنند.

عدم ترجمهٔ این کتاب بخشی از یک پروژهٔ بزرگ‌تر و سازمان‌یافته‌تر است: حذف سیستماتیک هویت، تاریخ و فرهنگ کوردی از حافظهٔ جمعی. حکومت‌های ایران، ترکیه، عراق و سوریه هر کدام به‌شکلی تلاش کرده‌اند تا تاریخ کوردستان را جعل، تحریف یا نادیده بگیرند. ترجمه نشدن آثاری مانند «گهوارهٔ بشریت» بخشی از همین پروژهٔ نسل‌کشی فرهنگی است. اگر مردم ایران، ترکیه یا کشورهای عربی بدانند که نویسندگان غربی بیش از یک قرن پیش کوردستان را مهد بشریت نامیده‌اند، پرسش‌هایی مطرح خواهد شد که این حکومت‌ها توانایی پاسخ‌گویی به آن را ندارند.

ترجمهٔ این کتاب می‌تواند ابزاری قدرتمند برای بیداری ملی کوردها باشد. وقتی یک اثر آکادمیک و مستند غربی — نه یک متن سیاسی کوردی — تأیید کند که کوردستان سرزمینی واقعی، تاریخی و تمدنی است، این امر مشروعیت مبارزهٔ ملی کوردها را تقویت می‌کند. حکومت‌های حاکم بر بخش‌های مختلف کوردستان از چنین پیامدی هراس دارند.

در ایران، هر کتابی برای انتشار نیاز به مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد. کتابی با عنوان «زندگی در شرق کوردستان» هرگز از فیلتر سانسور عبور نخواهد کرد. در ترکیه، علی‌رغم تغییرات ظاهری، انتشار آثاری که «تمامیت ارضی» کشور را زیر سؤال ببرد همچنان با موانع قانونی و امنیتی مواجه است. در کشورهای عربی نیز، نظام‌های اقتدارگرا کمترین تمایلی به انتشار آثاری ندارند که هویت ملی اقلیت‌ها را تقویت کند.

با وجود تمام موانع بیرونی، بخشی از مسئولیت نیز بر دوش نخبگان و مراکز پژوهشی کوردی است. جامعهٔ آکادمیک کوردی، به‌ویژه در اقلیم کوردستان که از آزادی نسبی برخوردار است و همچنین در دیاسپورا، می‌توانست و می‌بایست سال‌ها پیش این اثر مهم را ترجمه و منتشر می‌کرد. عدم ترجمه به زبان کوردی (سورانی و کرمانجی) نیز خود یک کوتاهی بزرگ است.

جالب و تلخ‌آور است که همان بریتانیایی که نویسندگانش کوردستان را مهد بشریت خوانده‌اند، همان قدرتی است که با پیمان سایکس-پیکو و معاهدهٔ لوزان، کوردستان را تکه‌تکه کرد و میان چهار کشور تقسیم نمود. گویی غرب حقیقت را می‌دانست اما منافع نفتی و ژئوپلتیکی را بر حقوق ملت‌ها ترجیح داد. کتاب «گهوارهٔ بشریت» شاهدی بر این تناقض تلخ تاریخی است: غربی‌ها کوردستان را شناختند، ستایش کردند و سپس تقسیمش کردند.

سخن پایانی

ترجمهٔ حاضر تلاشی است برای شکستن سکوت ۱۰۴ ساله و بازگرداندن این اثر ارزشمند به صاحبان اصلی‌اش: مردم کوردستان و همهٔ فارسی‌زبانانی که حق دارند تاریخ واقعی این سرزمین را بدون فیلتر سانسور دولت‌های اشغالگر بشناسند. این کتاب سندی است که نشان می‌دهد پیش از آنکه مرزهای مصنوعی کشیده شوند، پیش از آنکه نام‌ها تغییر داده شوند و نقشه‌ها بازنویسی شوند، جهان کوردستان را می‌شناخت و آن را گهوارهٔ بشریت می‌خواند.

اکنون این سند تاریخی را به زبان فارسی در اختیار شما قرار می‌دهیم، تا حقیقتی که بیش از یک قرن پنهان مانده بود، سرانجام شنیده شود. کتاب توسط د. پژواک کوکبیان به کوردی و فارسی ترجمه شده است.

کتاب قابل خرید در لینک زیر می‌باشد.

Bawan Bookshop