د. پژواک کوکبیان
عواقب محاصره دریایی و اعداد ادعایی تولید ملی بنزين
محاصره دریایی ایران، دستکاری و آمارسازی فریبکارانه سیستم ایرانی را آشکار میکند و محاصره دریایی ایران، بسیاری از ادعاهای خودکفایی و توانایی اقتصاد مرکزنشینان را برملا میکند.
بزودی وقتی مردم ایران، اتومبیلهایشان را وسط جاده و اتوبان بهدلیل نبود بنزین (وارداتی) رها کردند و با منظره قبرستان جادهای اتومبیل مواجه شدند، متوجه جعل و شارلاتانیزم حکومتداری ایرانی خواهند شد.
محاصره دریایی آمریکا به مردم ایران و جهان نشان خواهد داد که بسیاری از آمار و بزرگنماییهای دولت دروغی بیش نیست. آثبات خواهد کرد که استقلال اقتصادی ایران توهمی بیش نیست و این دولت ایرانی است که عملا بواسطه واردات بنزين از اروپا و سایر تولیدکنندگان، باج حمایت سیاسی پرداخت میکند و عمده این لفاظیهای خودکفایی، همگی بی اساس میباشد
اگر توسط متحدان غربی به تاسیسات ایران حمله بشود، در فردای بدون بنزين، دولت ایران ادعا خواهد کرد که علت بیبنزینی حمله به زیرساخت است. اما واقعیت اینست که ایران ۶۰ درصد بنزين موردنیاز (با کیفیت) خود را وارد میکند و فقط ٤٠ درصد را در داخل پالایش و تهیه میکند. حقیقت این است که همچون بسیاری دیگر از کالاها که میزان وارداتشان از خارج مبهم است، عمده بنزين مصرفی به کشور وارد میشود، اما همواره آمار واقعی تولید سانسور میشود. عدم شفافیت و آمار دقیق به این دلیل است که اروپا و چین، نفت ایران را به تخفیف و کسری از قیمت جهانی دریافت میکنند و مجددا معادل کسری از حجم آن را به صورت بنزين بازپس میدهند، ابهام در این آمار عمدی است تا میزان شکنندگی خودکفایی تولید بنزین مشخص نشود، درضمن طرف اروپایی هم میتواند آمار تجارت با ایران تحریمی را کمتر نشان دهد.
پس از جنگ اخیر، اکنون عامه متوجه شدەاند که دلیل گرانی سوخت در اروپا، عدم دریافت نفت ارزان از ایران میباشد. نفت یغمابرده از جغرافیای ایران، پس از محاصره دریایی ایران توسط آمریکا به اروپا نخواهد رسید.
اگر دولت آمریکا آنچه ایران به عنوان زیرساخت از آن نام میبرد را هدف قرار دهد، آنگاه تا ١٤٠٠ سال دیگر هر ایرانی دلیل عقب افتادگی خود را به گردن غربیها و آمریکا خواهند انداخت، متاسفانه با توجه به فرهنگ فرافکنی شرقی، ایرانیان غالبا نخواستەاند مسئولیت اقدامات و عواقب سیاستهای خود را بپذیرند، همانگونه که بعد از ١٤٠٠ سال از حمله عربها، هنوز کاهلی، فساد و عقبماندگی خود را به گردن عربها و اسلام فرافکنی میکنند.
تاریخ آمارسازی اقتصادی در ایران و حاکمیت استعماری مرکز بر پیرامون
آمارسازی اقتصادی، سلاحی جهت تداوم حاکمیت استعماری و استمرار بیماری سندرم استکهلم مرکزنشینان بر مردمان غیرفارس پیرامون بوده است.
آمارسازی و جعل اعداد برای کوچک نمودن اهرم و وزن اقتصادهای مولد غیرفارسها (پیرامون) و تلقین این مسأله میباشد که تولید آنها بخش مهمی از اقتصاد سراسری ایران نیست. مرکزنشینان فارس با کنترل رسانه و تلقین عدم توانایی پیرامون ، دایما به آنها سندرم استکهلم تزریق میکنند که اگر کارخانجات و کارگاەهای مرکزی نباشد تا ماده خام (آب، نفت، معادن، غلات،…) و کارگر ارزان پیرامون را به یغما ببرند، مردمان پیرامون از گرسنگی خواهند مرد و لذا این چیدمان و سیستم چپاول و استعمار پیرامون توجیه پذیر جلوه میکند. به موازات آن با کنترل چاپ پول توسط فارسهای مرکز، بها وارزش و وزن تولید اقتصاد واقعی و فیزیکی پیرامون غیرفارس، کمتر از اقتصاد کاغذی و اسنادی مرکزیان نمایش داده میشود.
وعده دروازه تمدن
محمد رضا پهلوی در سخنرانی هایش همواره ایرانیان را به رسیدن به دروازه تمدن بزرگ وعده میداد و رونق و پیشرفت کشور را مشروط به صنعتی سازی دستوری از بالا وانمود مینمود.
دلیل این تولید توهم صنعتی سازی و وعده تقریب به دروازه تمدن بزرگ، همگی جهت اقناع مدرنیته به ِغیرفارسها برای ادامه چپاول منابع و سرزمینهای آنها بوده است،
هم پهلوی اول و هم پهلوی دوم و هم حکومت شیعه همواره درصدد القا این توهم بودهاند که پيشرفته شدن و صنعتی شدن کشور از طریق صنعتی سازی جغرافیای مرکز و فارسها انجام میشود در حالیکه فاشیستهای مرکز نخواستهاند قوانین غیرقابل انکار اقتصاد را بپذیرند که مواد اولیه و کارگر ارزان باید به کارخانه و واحد تولیدی نزدیک و هردو به بنادر و گمرکات و مرزها دسترسی داشته باشند تا کالا بەصرفه و رقابتی جهت بازارخارج باشد. مگر انکه مداوم ارزش پول ملی را کاهش دهند (به هزینه کارگر و مزدبگیر پیرامونی، نظام اداری ایران کارمند غیرفارس) تا هزینه تمام شده کالا به دلار ارزانتر وانمود شود، که آن هم موقتا قیمت کالا را بەصرفه و قابل توجیه صادرات بنماید و به بازارهای جنگزدەای چون افغانستان و عراق در شکل کالای ساده (بدون تکنولوژی) صادر بشود، این صادرات را تا زمانی میتوان ادامه داد که آن کشورها در جنگ بمانند و کارخانجات ساخت کالای ساده آنها فعال نشود. حالا متوجه میشویم مأموریت قاسم سلیمانی جهت صدور جنگ و هرج و مرج به همسایگان ایران به این دلیل بود تا کالای بنجل ايرانی در آنجا فروش بکند.
دروغ در سایر آمار از جمله تولید گندم و غلات
در مورد خودکفایی گندم هم همین موضوع است، بیش از ۶۵ درصد گندم ایران در سرزمینهای کوردستان تولید میشود و بقیه با ارز نفتی وارد میشود اما در آمار، ایران همواره ادعای خیالی تولید بیش از ۵۰ درصد گندم در زمینهای کشاورزی مرکزنشین موجود است. ارائه این آمار دروغین جهت تحقیر و کم ارزش نمودن وزن تولید مردمان پیرامون و کوردها است، در حالیکه یواشکی بقیه ۳۵ درصد گندم را با دلار نفت (لر و عرب و کورد) وارد میکنند ولی در آمارهای رسمی در زمره تولید داخلی عددسازی میکنند.
برای موضوع گندم، به مصاحبه عیسی کلانتری و کتاب بنده مراجعه بفرمائید.
بنادر و پیرامون استعمارزده در ایران
در تمامی کشورهای جهان، بنادر و شهرهای مرزی هسته و قلب رونق اقتصادی آن کشورها میباشند اما در ایران استعماری به دلیل وجود جمعیت غیرفارس، این مناطق بدون استثنا، فقیر، عقبمانده و غیرتوسعەیافته باقی ماندەاند.
بنادر ازاکای ژاپن، شانگهای چین، بنادر مالزی، مرسین، ازمیر و استانبول ترکیه، منچستر انگلستان، بارسلونای اسپانیا، ونیز،میلان، تورین ایتالیا، شرق و غرب ثروتمند آمریکا و کانادا، همگی دال بر جریان طبیعی تولید ثروت در این اقتصادهای سالم و فعال جهان دارند. عقبماندگی عمدی جغرافیای پیرامون در ایران ریشەای در فاشیسم اقتصادی قوم غالب دارد و این نظم و چیدمان اقتصادی تداوم یافته تا بالانس و توازن قدرت اقتصادی مرکزیان و پیرامون دچار دگرگونی نشود.
آنها نه تنها چشم دیدن رونق پیرامون را ندارند بلکه حتی چشم دیدن رونق و پیشرفت همسایگان عرب را ندارند، دلیل اینکه به امارات متحده عربی و کوردستان عراق بیش از اسرائیل حمله موشکی و پهبادی شده است در حسادت و چشم تنگی این فرهنگ خودبزرگبین خودمرکزجهان بین است.
منافع استعمار اروپایی از انحصار تجارت با ایران
در طول ٤٠ سال گذشته به دلیل تحریمهای اعمالی آمریکا بر ایران، کشورهای اروپایی منافع بسیار شایانی از قبل تجارت انحصاری با دولت ایرانی نصیب برده اند. دلایل سودسرشار تجارت اروپا با ایران بسیار از این نوشته فراتر است اما در این بخش فقط به دو حوزه عمده اشاره میشود.
اروپائیان هم از مسیر کالا و خدمات و هم از طریق بانکداران و جهان مالی از جغرافیای ایران سود سرشار بردەاند. این كشورها هم از مسیر تجارت کالا و خدمات در بازار بدون رقابت ایران منفعت بردەاند و هم بانکها و کارتل بانکداران اروپایی از قبل صدور و تزریق یورو به اقتصاد اروپا و جهان سود کلانی بردەاند.
استعمار و روابط تجاری استثماری اروپا با ایران به بیش از ٥٠ سال تاریخ پیش از این برمیگردد. در این مدت، شرکتهای انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، سوئیسی و دیگر اروپایی، امتیازات انحصاری فراوانی از تجارت دستوری ایران و خریدهای دولتی و غیررقابتی با طرفهای ایرانی بردەاند.
این شرکتها عموما با هزینه بالاتر و کیفیت نازلتری به نسبت سایر رقبا (عمدتا در آسیا) از بازار جغرافیای ایران منفعت بردەاند. در بسیاری از موارد خصوصا پس از برپایی تحریمهای دوره بیل کلینتون، عملا پولی به ایران برگشت داده نشده است و عمده تجارت در قالب اعتبار موردمبادله در بانکهای اروپائی باقی مانده است. در واقع به جای پرداخت به قیمت ارز جهانی به ایران، اروپایی ها فروش کالابەکالا و تواتری با ایران را با هزینه بیشتری اعمال کردەاند.
این شامل تمام آن شرکتهای(تجهیزات امنیتی اسپانیا، تولیدی ایتالیا، خودرو فرانسه،ماشین آلات آلمان، اسلحه اروپای شرقی، مخابرات هلند و مالی-صرافی کانادایی) در معامله با ایران میشود. دلیل این همه تنوع و معامله شرکتهای اروپایی اینست که برای اینکه میزان عددی معاملات (جهت نقض تحریمهای علیه ایران توسط این شرکتهای خاطی) مشخص نشود، ایران به جای دریافت پول نفت به یورو، (با هماهنگی بانکهای سوئیسی، آلمانی و انگلیسی) اعتبار اسنادی (LC ) معادل به صورت حساب پس انداز، در بانک اروپایی گشایش نموده که هنگام ارسال خدمات شرکتهای اروپایی، از آن حساب کسر میشود.
به موازات شرکتهای کالایی و خدماتی، موسسات بانکی و مالی اروپا سود کلانی بابت استفاده از یورو بردەاند تا جایی که جایگاه دلار در مبادلات بین المللی دچار لرزش شده است.
به عنوان نمونه. طبق قوانین بازل ٢ و ٣ به ازای هر یورو موجود در بانکهای حوزه یورو، بانکهای سرمایەگذاری اروپایی با ضریب ١٠ تا ٢٠ تا ٥٠ برابر میتواننند نقدینگی به بازار تزریق کنند که در شکل، وام بانکی، اعتبارات اسنادی به شرکنها و یا اوراق قرضه حاکمیتی (قرضه به دولت های جهان) جان تازه مالی به اقتصاد(هایی) که با یورو کار میکنند، بخشیده است. معادل پولی و یورویی معاملات و انتقال نفت در منطقه تنگه هرمز با فرض گردش ماهیانه ١٥ میلیارد یورو ، عملا برای اقتصاد اتحادیه اروپا و تمام کشورهایی که با یورو مناسبات دارند بالغ بر ١٥٠ تا ٣٠٠ میلیارد گردش ماهانه مالی اعتبار بر پایه یورو تولید خواهد کرد که شاهرگ زنده ماندن و حیات اروپا میباشد، دلیل استعمار نزدیک به ٥٠ ساله ایران توسط اروپا کاملا واضح است.
در خاتمه باید اشاره کرد که انتفاع اروپا و چین چنان سهمناک است که آنها حاضر نشدەاند که برای برچیدن چنین نظام سرکوبگر، استبدادی و چپاولگر با سایر کشورهای غربی همگام شوند.
اما پرسش اینجاست که چه زمانی ایرانیان مجبور میشوند اتومبیلهایشان را در جادەها رها کنند.
سرچشمهها:
کتاب کوکلنیالیسم ، پژواک کوکبیان
https://www.kurdia.net/archives/6564
https://www.amazon.com/Cocolonialism-Near-Colonizer-Far-ebook/
نسخه الکترونیک کتاب از اینجا قابل دانلود میباشد.
https://www.kurdia.net/wp-content/uploads/2022/04/cocolonialism-farsi-for-ebook-pejvak-kokabian-encry.pdf
انتقاد عیسی کلانتری از جعل آمار بخش کشاورزی: مردم را حیوان فرض کرده اند
https://nedayeazady.wordpress.com/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B9%D9%84-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%A9%D8%B4%D8%A7/
- محاصره دریایی و قبرستان جادەای اتومبیل در ایران - 04/15/2026
- گەمارۆی دەریایی و گۆڕستانی جادەیی ئۆتۆمبێل لە ئێران - 04/15/2026
- فریب چندفرهنگگرایی - 04/13/2026
