نارضایتی از خاقان چین

مردم در سرتاسر جهان -در ایالات متّحده، منطقه‌ی یورو، آسیا، آفریقا، خاورمیانه و همه‌جا- اکنون به‌طور گریزناپذیری با پیامدهای یک سده توسعه‌ی بی‌امان واحد پولهای کاغذی یا همان ارزهای فیات روبه‌رو هستند. در برابر، یک جنبش جهانی برای جست‌وجوی راه‌حل‌هایی برای مقابله با چالش‌های ایجادشده از سوی بانک مرکزی، مانند کاهش استانداردهای زندگی، قدرت خرید، چشم‌انداز اشتغال و به‌طور کلّی سلامت اقتصادی، سر برآورده است.

در ایالات متّحده، دو جنبش سیاسی ظاهراً متفاوت -که هر دو به‌طرز ناامیدکننده‌ای ساده‌لوح و به‌لحاظ اقتصادی ناآگاه هستند- این چاره‌جویی را دنبال می‌کنند: گروه‌های متعدّد جنبش اشغال (Occupy Movement) و جنبش به‌اصطلاح تی‌پارتی. ولی هر دو جناح در نهایت در برابر دولت سر فرود می‌آورند، و رفاه دولتی یا جنگ دولتی را می‌پرستند.

آیا کنشگری‌ای که مستقیماً به طبقه‌ی سیاسی و بانک‌های مرکزی -افرادی که مستقیماً مسئول مشکلات اقتصادی کنونی هستند- متوسّل می‌شود، یک کنش منطقی است؟ مرور تاریخ چند آلترناتیو و جایگزین را نشان می‌دهد. آنچه در زیر می‌آید یکی از آن‌هاست.

در آغاز سال ۱۲۰۶ میلادی، مهاجمان مغول، غرب و شرق آسیای مرکزی را درنوردیدند تا به بزرگترین امپراتوری در تاریخ جهان تبدیل شوند. با گسترش این امپراتوی، مناطق مفتوحه از نظر اداری به زیرمجموعه‌هایی، که در آن احکامِ خان می‌توانست مطابق با سلیقه‌های سیاسی و فرهنگی محلّی اجرا شود، تقسیم شدند. یکی از این زیرمجموعه‌ها حکومت ایلخانان بود که بخش‌هایی از ایران، عراق، سوریه، ترکیه و افغانستان امروزی را تحت سلطه داشت و مقرّ قدرت آن شهر تبریز بود.

در سال ۱۲۹۱، گیخاتو، فرماندار سابق آناتولی، تاج‌وتخت ایلخانان را به‌دست گرفت. گیخاتو، مانند بسیاری از سیاستمداران، یک ولخرج بی‌پروا بود و در اتلاف خزانه برای تحکیم قدرت خود، ذرّه‌ای تعلّل نکرد. او به فرقه‌ی مسیحی نسطوری که با زرتشتیان در بخش‌هایی از عراق امروزی مبارزه می‌کردند، سخاوتمندانه کمک مالی کرد، شاید به این امید که این کار همچون سرمایه‌گذاری برای طرح دیگری باشد: تصرّف بغداد، که برنامه‌ریزی‌شده بود، ولی هرگز روی نداده بود. (۱) ولی بیش از همه، گیخاتو به‌خاطر هزینه‌های هنگفتی که صرف ریخت‌وپاش‌ها و هرزگی شخصی می‌کرد، معروف بود. (۲) و چنین شد که تا سال ۱۲۹۴ خزانه‌ی ایلخانان خالی شد و در آستانه‌ی ورشکستگی قرار گرفت.

گیخاتو معمولاً -باز هم، مانند بسیاری از سیاستمداران- به‌منظور پر کردن خزانه، انبوهی از مالیات‌ها، عشریه‌ها و هزینه‌ها را بر مردم تحمیل می‌کرد. با این‌حال، یک «طاعون گاوی» ناگهانی، تاکتیک‌های مصادره‌ای دولت را ناکام گذاشت. (۳) او، مضطربانه، کوشید با فروش اوراق قرضه در بغداد و شیراز سرمایه جمع‌آوری کند. ولی یک نهاد اعتباری باستانی و قدیمی -یعنی حسن شهرت- تلاش‌های او را در هم شکست، و قلمرو وسیعی را که به او سپرده شده بود، به نابودی مالی نزدیک‌تر کرد. (۴)

بنابراین، گیخاتو به‌دنبال طرح‌هایی برای بازسازی خزانه‌های خالی ایلخانان بود.

در میان کوهی از ناامیدی، یکی از مقامات خزانه‌داری، عزالدّین مظفّر، برای شرح یک آزمایش چینی که ۲۰ سال پیش از آن اجرا شده بود، پا پیش نهاد: روش ساخت یک ارز کاغذی، که گفته می‌شود می‌توان با آن به میزان دلخواه یا به هر اندازه که طرح‌های دولتی نیاز دارند، پول چاپ کرد. (۵)

گیخاتو که با شنیدن این روایت امیدوار شده بود، و نمی‌خواست فرصت را از دست بدهد، دست به کار شد: او سفیر قوبلای خان [امپراتور مغولی چین] را برای مشورت فراخواند. ابتدا، چندین مرکز، هم برای چاپ باسمه و هم برای جمع‌آوری سکّه‌های فلزی، راه‌اندازی شد. به طلاسازان و نقره‌سازان دستور داده شد که فوراً کار خود را تعطیل کنند.(۶) سپس، ارز کاغذی جدید طرّاحی شد، که هم حاوی نقوش چینی (برای اعتبار بخشیدن) بود و هم نقوش اسلامی (به‌خاطر حسّاسیّت‌های محلّی).

همچنین بر روی اسکناس‌های جدید وعده‌ای نقش بسته بود که با صدور این اسکناس‌ها «فقر از بین می‌رود، ارزاق ارزان می‌شود و فقیر و غنی برابر می‌شوند». (۷)

با این‌حال، دسیسه‌های گیخاتو، نقشه‌های اسلاف چینی‌اش را تحت‌الشّعاع قرار داد و خوار کرد. طرح او برای کاهش ورشکستگی و دوباره پر کردن خزانه به طرح دیگری تبدیل شد:

    طرحی… نه‌تنها برای کمک به گردش پول موجود، بلکه برای سرکوب و جایگزینی کامل استفاده از پول طلا و نقره… هدف این بود که تمام فلزات گران‌بهای روی زمین بتوانند در انحصار قدرت حاکم باشد. (۸)

در حالی‌که دو دهه پیش از آن، چینی‌ها صرفاً سکّه‌های فلزی گرانبهای خود را با کاغذ تقویّت کرده بودند، هدف گیخاتو این بود که کلّ موجودی ارز فلزی موجود در قلمرو ایلخانان را با یک پول کاغذی به نام «چاو» جایگزین کند. (۹)


نمونه‌ای از اسکناس‌های چینی

سرانجام، جارچیان مجموعه‌ای از احکام را در خیابان‌های تبریز فریاد زدند. نخست، استفاده از هر ارز فلزی ممنوع شد: مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و واسطه‌ها دستور داشتند که پس از آن منحصراً با واسطه‌های تبادل جدید معامله کنند. در همان حال، لازم بود که همه‌ی شهروندان در ازای انتشار کاغذ جدید، مسکوکات فلزی خود را تحویل دهند. البته، با علم به این‌که افراد به‌طور غریزی (و عاقلانه) تمایلی به معاوضه‌ی پول شناخته‌شده و اثبات‌شده‌ی خود با یک پول نوبنیاد و آزمایش‌نشده ندارند، مجازات عدم رعایت قوانین مربوطه، مرگ بود. (بازرگانان خارجی نیز موظّف بودند در مرز قلمرو ایلخانی سکّه‌های خود را با پول جدید معاوضه کنند.) با این‌حال، برای هر کسی که در حال مخدوش کردن یا مداخله در انتشار ارز کاغذی دستگیر شود مجازات بیشتری در نظر گرفته شده بود: نه‌تنها اعدام خود فرد، بلکه اعدام تمام خانواده‌ی خاطی همراه با مصادره‌ی کامل اموال. (۱۰)

ادوارد توماس خلاصه بیان می‌کند:

    انگیزه‌های [گیخاتو] آشکارا شیطانی بود… [پول جدید] به‌جای اینکه منفعتی به همراه داشته باشد، در عوض، در بدو پیدایش‌اش آشکارا کلاهبردارانه بود و با ظلم و ستم در اجرای مقرّرات همراه بود. (۱۱)

همه‌ی این‌ها با یک کارزار تبلیغاتی همراه بود. تابلوهایی در سراسر قلمرو پادشاهی اعلام می‌داشتند،

    اگر چاو در جهان رواج پیدا کند،

    جلال امپراتوری جاودانه گردد. (۱۲)

تبریز میدان آزمایش چاو بود. و در چند روز اوّل پس از انتشار دستورهای گیخاتو و انتشار پول جدید، شهروندان برای مدّت کوتاهی اعتراض کردند و چند شورش در گرفت. کاسبان، پیشه‌وران، بازرگانان و دهقانان قلمرو مغول ممکن است مردم عادی بوده باشند، ولی ساده نبودند. در واکنش به این پیام‌ها، آن‌ها «در بحر فکر و حیرت فرو رفتند… نوشتن همه‌ی بحث‌های پیرامون اسکناس‌ها غیرممکن بود». (۱۳)

و بعد، همه چیز ساکت شد.

تبریزی‌ها به‌جای استفاده از کاغذهای مشکوک، یا از شهر گریختند یا ماندند و در حدّ امرارمعاش ضروری گذران زندگی کردند، و گاهی به باغ‌های همسایه، که رها شده بودند، حمله می‌کردند. بازرگانان از معامله یا تجارت خودداری کردند؛ چادرها در بازارها خالی بود. تنها در عرض چند روز، خیابان‌ها و بازارهای سابقاً پرجنب‌وجوش و پررونق تبریز به «بیابان» بی‌تجارت تبدیل شدند. (۱۴) بازارهای سیاه ظهور کردند: معاملات خاموش و شتابزده در تاریکی شب. (۱۵) نتیجه دقیقاً فروپاشی اقتصادی بود که گیخاتو می‌خواست یک‌شبه جلوی آن را بگیرد و تأثیرات آن نیز گسترده بود: رشیدالدّین همدانی، شاعر ایرانی، درباره‌ی این قسمت می‌نویسد که این امر «ویرانی بصره» را، که هزار کیلومتر دورتر بود، به همراه داشت. (۱۶)

گیخاتو و مشاورانش، با عقب‌نشینی از موضع خود، ابتدا اجازه دادند که دوباره معاملات محدودی با سکّه انجام گیرد و اندکی پس از آن، ابتکار ارز کاغذی را به‌کلّی کنار گذاشتند. با این‌حال، تبریزی‌ها در کلّ جریان کاملاً آتشین‌مزاج و جدّی شدند، و حتّی با احیای استاندارد فلزی و بهبود اقتصاد، «[مظفّر، مسئول خزانه‌داری] توسّط اوباش [و گیخاتو] خلع گردید و چند ماه بعد توسّط اتّحادی از اشراف به قتل رسید.» (۱۷)

احساسات مردم البته عجیب بود:

    پول کاغذی بلافاصله به یک واسطه‌ی تبادل مستهلک‌شده تبدیل شد… در برخی مناطق… اسبی که ارزش ۱۵ دینار ارزش داشت، ۱۵۰ چاو فروخته شد. تردّد کاروان‌های تجاری کاملاً متوقّف شد. (۱۸)

این تجربه اثری پاک‌نشدنی در حافظه‌ی فرهنگی و نهادی ایرانیان برای نسل‌های بعدی بر جای گذاشت؛ ویلیام فردریک اسپالدینگ در روزهای پایانی جنگ جهانی اوّل می‌نویسد:

    درسی که آموخته شد، درس مفیدی بود تا آنجاکه می‌توان مطمئن شد، حکومت‌های متوالی [ایرانی] هرگز به‌طور جدّی به احیای پول کاغذی تحت نظارت خود نیاندیشیدند و هیچگاه آن دوباره مورد بررسی قرار ندادند. (۱۹)

پارسیان، به‌جای آشفتگی برای دور دیگری از مداخله‌های پولی یا مالی نامناسب یا شرکت در اعتراض‌های بی‌معنا و نابخردانه، به‌صورت جداگانه -هرچند به‌طور توده‌ای- به مصلحت‌های تصنعی دولت خود پشت کردند. شهروندان تبریز، برای مخالفت با آنچه اساساً نسخه‌ی قدیمی تسهیل کمّی (Quantitative Easing) بود، با یک اقدام متقابل تحمیلی اجتماعی، که اساساً معادل سخت‌گیری کمّی (Quantitative Tightening) بود، به آن پاسخ دادند.

در حالی‌که این یک گام مثبت است که برای نخستین بار در حدود یکصد سال گذشته، مردم سراسر جهان به بررسی پایه‌های بانکداری مرکزی می‌پردازند و با تردید به اختلاط طولانی و گسترده‌ی ارز (واسطه‌ی تبادل) با پول (وسیله‌ی ذخیره‌ی ارزش) می‌نگرند، با این‌حال آنگاه که تقصیر به گردن بازیگران سیاسی بی‌اثر انداخته می‌شود، هر امیدی برای اصلاحات کمرنگ می‌شود.

اتیین دو لا بوئتی، قاضی و نویسنده‌ی فرانسوی در سال ۱۵۵۰ خطاب به کسانی که به‌دنبال آزادی هستند، می‌نویسد،

    هرگاه تصمیم بگیرید که دیگر بنده نباشید، بی‌درنگ آزاد خواهید شد. نمی‌گویم با زور بازو جبار را ساقط کنید؛ بلکه می‌گویم که فقط کافی است به حمایت خود از او پایان دهید، آنگاه خواهید دید که چگونه پی‌ستون این پیکره‌ی عظیم متزلزل می‌گردد و در هم می‌شکند. (۲۰)

پارسیان تبریز، مقرّ قدرت ایلخانان، تنها با پشت‌کردن به پول خیانتکارانه و سست‌بنیاد گیخاتو، سلامت عقل و تعادل را به زندگی خود بازگرداندند. آن‌ها این کار را بدون عریضه‌نویسی و پتیشن، انتخابات، تظاهرات، رفراندوم، «تظاهرات تاریخی»، ترورهای سیاسی، یا انقلاب خونین و بیهوده انجام دادند. عمل ساده‌ی کنار گذاشتن نظام پولی تصنعی، ماهیّت آن نظام -و درواقع، خود رژیم صادرکننده- را عیان ساخت: جعل جنایتکارانه و تحمیل قهرآمیز.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- تاریخ‌نگار عرب، احمد ابن علی المقریزی، اشاره می‌کند که گیخاتو، علاوه بر نقشه‌ی لشکرکشی برای تصرف بغداد، با سلطان الاشرف خلیل، مملوک مصر و سوریه، نیز دعوای لفظی داشت و او را تهدید به فتح شام کرده بود.

۲- Edward Granville Browne, A History of Persian Literature under Tartar Dominion (London: Cambridge University Press, 1920), p. 37.

۳- David Morgan, The Mongols (Oxford: Blackwell Publishing, 1986), p. 165.

۴- William F. Spalding, Eastern Exchange Currency and Finance (London: Sir Isaac Pitman and Sons, 1917), p. 97.

۵- Henry V. Poor, Resumption and the Silver Question (New York: H.V. and H.W. Poor, 1878), p. 140.

۶- Poor, p. 145.

۷- Daniel J. Boorstin, The Discoverers (New York: Random House, 1983), p. 503.

۸- Edward Thomas, The Chronicles of the Pathan Kings of Delhi (London: Trubner & Co, 1871), p. 242.

۹- Poor, 145.

۱۰- Pringle Kennedy, A History of the Great Moghuls; or, A History of the Badshahate of Delhi (Calcutta: Thacker, Spink & Co, 1905), p. 51.

۱۱- Thomas, p. 240–241.

۱۲- Browne, 38.

۱۳- Journal of the Institute of Bankers, Vol. 13 (London: Blades, East & Blades, 1892), p. 25.

۱۴- Journal of the Institute of Bankers.

۱۵- طنزآمیزترین و آموزنده‌ترین بخش اسپالدینگ آنجاست که نشان می‌دهد بلافاصله پس از انتشار چاو و متروکه شدن تبریز، راهزنان به چپاول شهروندانی با دارایی‌های واقعی و ملموس پرداختند؛ و با ریشخند و تمسخر فراوان، قربانیان را دست خالی نگذاشتند: به‌ازای آنچه که به سرقت رفته بود، کاغذ فیات جدید «پرداخت» کردند!

۱۶- Jaquir Iqbal, Islamic Financial Management (Delhi: Global Village Publishing House, 2009), p. 154.

۱۷- George N. Curzon, Persia and the Persian Question (London: Longmans, Green & Co, 1892), p. 478.

۱۸- Spalding, 97.

۱۹- Spalding, 98.

۲۰- اتیین دو لا بوئتی. رساله‌ درباره‌ی بردگی اختیاری. بخش اوّل

منبع: بنیاد میزس