د. ناصر باباخانی
ای مگس عرصە سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
(پاسخی کوتاە بە نامه سرگشاده جبهه ملی ایران)
نامه سرگشاده اخیر که با امضای جبهه ملی ایران – اروپا و سازمانهای جبهه ملی در خارج از کشور خطاب به رهبران احزاب کوردی ایران منتشر شده، بیش از آنکه پرسشهایی جدی و قابلبحث مطرح کند، بازتولید همان ادبیات قدیمی، قیممآبانه و تهدیدآمیز است که دهههاست در بخشی از فضای سیاسی تبعیدنشین تکرار میشود. پاسخ به چنین متنی از اساس ضروری نیست؛ نه از روی بیاعتنایی به موضوعات مطروحە، بلکه به این دلیل ساده و روشن که جبهە نگارندە نامه، نهادی است که در میان کوردها نه وجود دارد، نه به رسمیت شناخته میشود و نه پایگاه اجتماعی قابل ذکری حتی در صحنه سیاسی واقعی ایران دارد!
جبههای که سالهاست در خلسه خاطرات دور و شعارهای منجمد باقی مانده، نمیتواند خود را مرجع پرسشگری از نیروهای سیاسی زنده و ریشهدار بداند. سؤالات مطرحشده از منابع مالی نیروهای پیشمرگه گرفته تا نقشه “ڕۆژهەڵات” و تعهد به خلع سلاح در دوران گذار، در قد و قواره این “حزبک” نیست. نهادی که نه ساختار سازمانی شفاف و دموکراتیک داخلی دارد، نه نمایندگی واقعی از نیروهای دموکراتیک ایران، و نه هیچگونە وزن سیاسی در میان مردم کورد، حق ندارد با لحن خط و نشان کشیدن، احزاب کوردی را به پاسخگویی فراخواند. چنین نامههایی بیشتر شبیه تلاش برای احیای مشروعیت ازدسترفته از طریق ایجاد تنش تصنعی است تا گفتوگوی واقعی.
کردها نه به تأیید این یا آن تشکیلات تبعیدی نیاز دارند و نه به توصیههای اخلاقی کسانی که خود در حاشیه تاریخ سیاسی معاصر ایران ماندهاند. حقوق ملی، سیاسی، فرهنگی و زبانی ملت کورد، مانند هر ملت دیگری، از درون جامعه و از طریق اراده خودشان تعریف میشود، نه از طریق پرسشنامههای ازپیشتنظیمشده گروههایی که پایگاه مردمی ندارند. طرح مسئله نیروهای مسلح، حمایت خارجی یا تمامیت ارضی، اگر جدی باشد، باید در چارچوب گفتوگوی برابر میان نیروهای سیاسی واقعی و با احترام متقابل صورت گیرد؛ نه به شکل اخطار یکطرفه از سوی کسانی که خود هیچ نیروی میدانی یا مشروعیت انتخاباتی ندارند.
خط و نشان کشیدن برای کوردها، تاریخ نشان داده که عاقبت خوشی برای صادرکنندگان آن نداشته است. تجربه دهههای گذشته ثابت کرده که نادیده گرفتن واقعیتهای ملی، اتنیکی، سیاسی، و تلاش برای تحمیل روایت مرکزگرایانه مطلق، تنها به تعمیق شکافها منجر میشود. احزاب کردی – هر موضعی که داشته باشند – حداقل اکنون بخشی از واقعیت جغرافیای سیاسی ایران هستند و نمیتوان با چنین نامەهای سرگشادەای، آنها را به حاشیه راند یا تهدید کرد.
ایران آینده، اگر بخواهد دموکراتیک و پایدار باشد، نیاز به شفافیت دارد؛ اما شفافیت دوطرفه است. کسانی که خود در ابهام سازمانی و بیپایگاهی به سر میبرند، صلاحیت طلب شفافیت از دیگران را ندارند. بهتر است مدعیان جبهه ملی در همان فضای خاطرات گذشته باقی بمانند و بهجای خط و نشان کشیدن برای کوردها، ابتدا به بازسازی هویت و پایگاه خود بپردازند. تصمیم نهایی درباره آینده ایران متعلق به تمامی ملل ساکن این جغرافیای سیاسی است، از جمله ملت کورد نه به تشکیلاتی کوچک، منفعل و بیتأثیر خارج از کشور.
این پاسخ نه دفاع از هیچ حزب خاصی است و نه انکار ضرورت گفتگو درباره مسائل حساس. صرفا یادآوری یک واقعیت نظری و سیاسی است: مشروعیت پرسشگری از دو اصل گفتمان نظری و قدرت میدانی میآید کە احزاب کوردی واجد آنند، نه از امضای نامەهایی واهی و بیاساس!
- پاسخی کوتاە بە نامه سرگشاده جبهه ملی ایران - 08/27/2026
- عەقڵانیترین مۆدێل بۆ ڕێکخستنی دیاسپۆرای کوردی - 08/23/2026
- ڕێوی عەرەب بۆ ئیسرائیل کێیه؟ - 08/22/2026
