چرا احزاب کورد در مواقع ضروری توان و قدرت تصمیم‌گیری ندارند؟

د. کوکبیان

در این نوشته تلاش می‌کنم به چهار عامل هبوط و شکست اندیشه کوردستان-محور در مواقع سرنوشت‌ساز اشاره‌ کنم.
جهت تنویر و واکاوی مساله از نگاه کلان استعماری و کلنیالیستی به فصل اول کتاب مراجعه شود(۱).

١- ماهیت سیستمی “غش” (فریب و دوگانگی) در حکومت‌داری ایران و سایر اشغالگران و تأثیر آن بر عاملیت کوردی

مفهوم “غش”، که به عنوان آمیختن خیر با شر به گونه‌ای تعریف می‌شود که حقیقت از دروغ غیرقابل تشخیص می‌شود، به عنوان یک نقص بنیادی در بنیان‌های فکری، عقلانی و ساختاری ایران، که به دوران باستان بازمی‌گردد(۲)، ارائه می‌شود. این دوگانگی فراگیر، امکان تصمیم‌گیری روشن را برای احزاب کوردی که در داخل یا علیه چنین سیستمی عمل می‌کنند، تضعیف می‌کند.
“غش” به ویژه در حوزه دین و حکومت آشکار است. مفهوم فقهی اسلامی “تقیه”، که دروغ گفتن را برای حفظ خود یا پیشبرد اهداف شیعه مجاز می‌داند، به عنوان مثالی از فریب رسمی ذکر شده است. این توجیه فریب توسط علمای دینی، علی‌رغم انتقادات همتایان سنی که آن را ریاکاری می‌دانند، به فرهنگ روزمره و عمل سیاسی نفوذ کرده و عدم صداقت را از حکومت‌داری تا تعاملات روزانه عادی کرده است.
مثال‌های زیادی از بغداد، اردوغان و حاکمان تهران وجود دارد که ثابت می‌کند تاکتیک “غش” برای فریب کوردها همواره استفاده شده است.
به دلایل تاریخی “غش”  در ژنتیک ساختار ایرانی تنیده شده است و این به این معنی است که نیروهای کوردستانی، حتی اگر در مذاکرات و چشم‌انداز سیاسی ایران شرکت کنند یا تلاش کنند آن را هدایت کنند، با یک سیستم اساساً غیرصادقانه درگیر هستند. عدم وجود تمایز روشن بین درست و نادرست، حقیقت و دروغ، به این معنی است که هر گونه تصمیم‌گیری در چنین چارچوبی از ابتدا به خطر افتاده است. این امر یک “جامعه فلج و مثله‌شده” را پرورش می‌دهد که در آن تفکر انتقادی خفه می‌شود و درک واقعی مبهم می‌گردد، و این امر برای روشنفکران و نهادهای کوردی فوق‌العاده دشوار می‌سازد که استراتژی‌های منسجم و مؤثر توسعه دهند. عدم توانایی برای اعتماد به اطلاعات و فرآیندهای موجود به این معنی است که تصمیمگیری آنها به طور مداوم توسط این دوگانگی فراگیر به چالش کشیده و منحرف می‌شود.

٢- جدی گرفتن قانون و چارچوب فکری روشنفکران ایرانی و دولت ایرانی

یکی از بزرگترین مشکلات کورد در ایران، جدی گرفتن فکر ایرانی و بازی در زمین بازی عقلانیت ایرانی است.
افلاطون به ماهیت استبدادی سنت فکری ایرانی و انحطاط آن، یعنی اندیشه شاهی آرمانی تا عصر خودش پرداخته است و معتقد است که: « حکومت های پارسی همچنان که بزرگتر می شدند روز به روز رشد بدتری پیدا می کردند(۳).
قانون دولت ایران از ١٠٠ سال پیش نه یک نظام عدالت، بلکه ابزاری برای کنترل و سرکوب است که با دقت طراحی شده تا سلطه‌ی ستمگر را بر ستمدیده تداوم بخشد. این قانون، چپاول، تبعیض و اشغالگری را توجیه می‌کند و با پوششی از نهادها و بروکراسی عظیم، اراده‌ی یک نظام سیاسی متمرکز را به اجرا می‌گذارد. این ساختار حقوقی به جای آنکه بی‌طرف یا منصف باشد، به مثابه سلاحی عمل می‌کند که برای خاموش کردن صدای مخالف، محو هویت فرهنگی و مشروعیت بخشیدن به غصب زمین و منابع به کار گرفته می‌شود. برای مردمان تحت استعمار، این چارچوب قانونی راهی به سوی عدالت نیست، بلکه زنجیری است که آنها را به نظمی ناعادلانه گره می‌زند و هرگونه توسل به اصول آن را بی‌فایده می‌سازد.
برای کوردها، روشنفکرانشان و احزاب سیاسی‌شان، پایبندی به قانون استعمارگر به معنای همدستی در سرکوب خویشتن است. این قوانین نه برای حفاظت از حقوق و آرمان‌های کوردها، بلکه برای درهم شکستن آنها وضع شده‌اند و قدرت را در دستان استعمارگر نگه می‌دارند. قانون اساسی که توسط استعمارگر نوشته شده، سندی برای طرد و تثبیت نابرابری است و هیچ فضایی برای خودمختاری، استقلال انسان و آزادزیستی واقعی کوردها باقی نمی‌گذارد. پذیرش آن، به معنای چشم‌پوشی از حق تعیین سرنوشت و مشروعیت دادن به نظامی است که بر حاشیه‌راندن کوردها بنا شده. از این رو، مقاومت نه تنها یک گزینه، بلکه یک ضرورت است؛ کوردها باید این قوانین را به‌عنوان دروغی که هستند رد کنند و از توهم مشروعیت آن رها شوند تا راهی به سوی آزادی حقیقی بگشایند.

٣- ابهام و سردرگمی از طریق سیستم‌های فکری بیگانه و وابستگی معرفتی

استدلال اصلی برای ضعف در توانایی‌های تصمیم‌گیری افراد و احزاب کورد، اتکای بیش از حد آنها به محتوای ترجمه‌شده از فارسی، منابع کاملا دستکاری شده ایرانی در تاریخ، روایت، مردمشناسی، و سیاست میباشد. این وابستگی منجر به “تضعیف عقلانیت اصیل” و ایجاد یک “شکاف عقلانی” می‌شود. سپس تصمیمات از طریق “چارچوب‌های بیگانه (منظور اندیشه ایرانی)” فیلتر می‌شوند که ناگزیر منجر به “فلج تصمیمگیری نه تنها در مسائل ساده بلکه در بحران‌ها” می‌شود. لذا به شدت به خطر پذیرش “تاریخ‌های دستکاری‌شده” و روایت‌هایی که از خارج از زمینه کوردستانی سرچشمه می‌گیرند، هشدار داده میشود.

٤- بنیان‌های عقلانیت و تصمیمگیری کوردی در زبان و سرزمین  موجود است

زبان، همان زمین است و زمین همان زبان و کلام. فرآیند تصمیم‌گیری نیاز به عقل و تعقل در مجموعه فرهنگ، روایت(نەریت)، سنت و هویت کوردی دارد. برای استفاده از عقل کوردی، نیاز به رجوع به گنجینه و محتوایی است که درون‌زایی کوردستانی می‌باشد، نه ترجمه متن و محتوای دیگری و خارجی.
برای تولید و تهیه این گنجینه، تنها منبع و سرچشمه زبان و خاک کوردستان است. زبان کوردی با غنای ٦٠٠٠ ساله خود، به عنوان یک “مخزن” لایزال از اندیشه بومی و خرد جمعی عمل می‌کند. این میراث زبانی به عنوان منبع اصلی معرفی می‌شود که روشنفکران و نیروهای کورد باید محتوا و خرد خود را برای تصمیم‌گیری از آن استخراج کنند. به طور همزمان، سرزمین کوردستان به عنوان سرچشمه یک جهان‌بینی منحصر به فرد عمل می‌کند که جهان تعاملی را نمایندگی می‌کند و تعاملات فرد کورد را هدایت می‌کند. بنابراین، محتوا و گنجی که عقل کوردی برای تصمیمگیری از آن باید استفاده کند دو منبع بیشتر ندارد، زبان و زمین.

نتیجەگیری
با توجه به چهار عامل فوق ، کوردها باید راهکارهایی برای هرکدام بیابند.
اما پیش از چهار عامل فوق باید به کادر ناکارآمد و عقب‌افتاده نیروهای فعال موجود در میدان سیاست‌ورزی اشاره کرد.
نخست، نیروهای سیاسی فعلی از عقلیت فرتوت و کهنه، نامتخصص، ناوفادار و کوتاه‌بین نسبت به حق و اصالت سرزمين کوردستان پالایش شوند. به عبارتی هرکدام از نمایندگان خودخوانده ملت کورد که چه در باطن چه در ظاهر روایی استقلال کشور کوردستان را روايت نمی‌کنند، باید از صحنه سیاسی خداحافظی بنمایند.
اما جهت حل چهار عامل مورد اشاره فوق باید روش و نگاهی نو درپیش گرفته شود.
برای وعدەهای مبهم و شرایط غش ، متفکران و نیروهای سیاسی باید گارانتی لازم یا چارچوبهای بین المللی و یا ناظران سوم عهد و پیمان را همراه داشته باشند، زمانی که مجبورند با دشمنان خود قراردادی ببندند. اگر توانایی تشخیص خیر و شر و همچنین غش تقویت شود، دروازه مکانیسمهای متعدد در دنیای سیاست و مذاکره گشوده خواهد شد.
به هیچوجه در زمین بازی، شرایط و تحمیل قوانینی که در همان ابتدا مشخص میکند که کوردها بازنده میباشند نباید ورود کرد. هیچ اصلی و قانونی مسلم و نهایی نیست زیرا که تمام قوانین توسط ، انسان و تفکر منوط به بیشینه کردن منفعت استخراج شده و میشود. حتی ادله کتابهای آسمانی و دینی مبنای مشروعیت نمیباشند. قواعد بازی را باید دگرگون کرد.
عامل سوم، متاسفانه اعتماد فرد کوردستانی به متن ترجمه شده و آماده اشغالگران میباشد، تمامی متون و محتوای علوم انسانی، تاریخ، سیاست و اجتماعی، همگی در زبانهای فارسی، عربی و ترکی ، مصادره به مطلوب و مقلوب ترجمه شده‌اند.لذا اگر به افلاطون، هردوت، منتسکیو، بنتام و هر متفکر دیگری ارجاع میشود باید به متن اصلی رجوع کرد.
راه‌حل عامل نهایی، لزوم تولید عقل،تفکر و موسسات از زمین و زبان کوردی میباشد.
پس از سالها، نتیجه مطالعات علوم انسانی روشن می‌سازد، ریشه زبان کورد، خدایان سومر و جهان‌بینی وسنت‌های کهن، مبدا اسامی و اصطلاحات جغرافیایی و تاریخی بیانگر این واقعیت است که با رجوع به دین کهن میترایی و پلورالیسم موجود در آن، دیرینگی موسسات کهن رأی‌پرسی مستقیم و تصمیمگیری دولایه ( پارلمان جوانان و پیران)، رجوع سیاسی به ساختار کنفدراسیون مادها، می‌تواند مبنا و زیربنای ساخت یک کشور مستقل و آزاد و مرفه را فراهم کند.
تأسیس و برپایی سرزمین و کيان آزاد در این برهه از تاریخ ملت کورد از هر زمان دیگری ممکن و شدنی است.

جهت مطالعه
۱- کوکلنیالیسم، کوکبیان، ۲۰۲۲.
https://www.kurdia.net/archives/6564
۲- تبارشناسی مفهوم سنت فکری ایرانی، حاجی‌زاده
https://www.kurdia.net/archives/5172
۳-چرا قانون استعمارگر معتبر نیست، کوکبیان
https://www.kurdia.net/archives/6784