در این گزارش، حقیقتی تلخ اما حیاتی را آشکار میسازد: دفترچه «مرحله اضطرار» پروژه شکوفایی ایران، علیرغم ظاهری آراسته، استفاده از واژگان مدرن و ادعاهای دموکراتیک، از منظر ساختاری و محتوایی، نقشهای برای تأسیس یک دموکراسی پایدار و فراگیر نیست. بلکه برعکس، این سند را میتوان دستورالعملی خطرناک برای استقرار یک الیگارشی جدید و متمرکز حول محور شخص آقای رضا پهلوی دانست که پتانسیل بالایی برای بازتولید استبداد در قالبی تکنوکراتیک دارد.
(۱۲۹۴-۱۲۹۶ ش / ۱۹۱۵-۱۹۱۷ م) الگویی برای حکمرانی غیرمتمرکز و در شرایط فروپاشی دولت تحلیل جامع تاریخی با رویکرد کاربستپذیری...
نویسنده: مارتین وان برونسنمترجم: سادات آهوان چهل سال است که دربارهٔ کوردها مینویسم، اما هنوز نتوانستهام از هویت و اهداف...
لی ادواردز سوسیالیستها دوست دارند بگویند که سوسیالیسم هرگز شکست نخورده؛ زیرا هرگز امتحان نشده است. ولی، در حقیقت، سوسیالیسم...
آنتونی گریگوری بسیاری از مخالفان کنترل اسلحه از جنگ با موادّ مخدر حمایت میکنند و بسیاری از منتقدان و اصلاحگران...
روآن پرچی دلیلی که اغلب برای نیاز به دولت ذکر میشود این است که دولت تنها وسیلهای است که فقرا...
جان کندی فرآیندهای بازار متّکی بر قیمتهاست؛ قیمتهایی که با فرمان دولتی یا احتمالات ذهن انسان تعیین نمیشوند، بلکه از...
در ادبیات و علم سیاست، مجلس موسسان قانون اساسی یا همان(constitutional assembly) با هدف تأسیس منشور حقوق و قانون اساسی...
جان میلتیمور فونگ ژوان وو (Phung Xuan Vu) تنها هشت سال داشت که برادرش را تا مرکز توزیع غذا همراهی...
دموکراسی نه به عنوان آرمان بلکه به عنوان متد مبارزه ملت زیر سلطه هیچ تناسبی جز عقیم کردن مبارزه ندارد. دموکراسی به عنوان متد و برنامه سیاسی، فقط در دوران جامعه پساناسیس معنی و کاربرد دارد. این در مورد فدرالیسم و کنفدرالیسم هم صادق است که همانند شعر دموکراسی، مربوط به جامعه پساتاسیس هستند نه پیشاتاسیس. حال بعد از تثبیت جامعه کردی، فدرال یا کنفدرال، سوسیال یا دموکرات باشد.
استراتژی می بایست وضعیت همان دوران را در نظر و بشناسد سپس متناسب با ان بگویید چه باید کرد وگرنه نه استراتژی بلکه همدلی عارفانه است. وضعیت ملتی غیرقانونی که هستی سیاسی وی به رسمیت شناخته نمی شود. شناسایی هستی اجتماعی منهای هستی سیاسی به رسمیت شناختن نیست بلکه ماشینی است که در جهت منافع دیگران است همانند قاطر وفادار و پرکار قلعه حیوانات. ملتی که هستی سیاسی وی به رسمیت شناخته نمی شود باید در جهت رهایی از سلطه و استقلال سیاسی گام بردارد که ایدئولوژی و استراتژی ان ناسیونالیسم است. حال بعد از استقلال سیاسی حال به شکل دولت یا خودمختاری و فدرالیسم باشد در باره سوسیال یا دموکرات بودن ان باید نظر داد.









