لی ادواردز سوسیالیستها دوست دارند بگویند که سوسیالیسم هرگز شکست نخورده؛ زیرا هرگز امتحان نشده است. ولی، در حقیقت، سوسیالیسم در هر کشوری که امتحان شده، شکست خورده است، از اتّحاد جماهیر شوروی که یک...
آنتونی گریگوری بسیاری از مخالفان کنترل اسلحه از جنگ با موادّ مخدر حمایت میکنند و بسیاری از منتقدان و اصلاحگران قوانین موادّ مخدر در آمریکا، به کنترل اسلحه اعتقاد دارند. محافظهکاران در دستهی اوّل و...
روآن پرچی دلیلی که اغلب برای نیاز به دولت ذکر میشود این است که دولت تنها وسیلهای است که فقرا با آن میتوانند به رفاه کافی برای رهایی از واقعیّتهای سخت زندگیشان، دست یابند. با...
جان کندی فرآیندهای بازار متّکی بر قیمتهاست؛ قیمتهایی که با فرمان دولتی یا احتمالات ذهن انسان تعیین نمیشوند، بلکه از طریق عرضه و تقاضا تعیین میگردند. خواستهها و نیازهای مصرفکننده از طریق قیمتها نمایان میشود؛...
در ادبیات و علم سیاست، مجلس موسسان قانون اساسی یا همان(constitutional assembly) با هدف تأسیس منشور حقوق و قانون اساسی که کرامت و آزادی انسان و شهروندان را محترم بشمارد، تشکیل میشود. اما در مشرق...
جان میلتیمور فونگ ژوان وو (Phung Xuan Vu) تنها هشت سال داشت که برادرش را تا مرکز توزیع غذا همراهی کرد. شکمش از گرسنگی درد میکرد، و مضطرب بود -سرتاپا نگرانی بود که مبادا کوپن...
دموکراسی نه به عنوان آرمان بلکه به عنوان متد مبارزه ملت زیر سلطه هیچ تناسبی جز عقیم کردن مبارزه ندارد. دموکراسی به عنوان متد و برنامه سیاسی، فقط در دوران جامعه پساناسیس معنی و کاربرد دارد. این در مورد فدرالیسم و کنفدرالیسم هم صادق است که همانند شعر دموکراسی، مربوط به جامعه پساتاسیس هستند نه پیشاتاسیس. حال بعد از تثبیت جامعه کردی، فدرال یا کنفدرال، سوسیال یا دموکرات باشد.
استراتژی می بایست وضعیت همان دوران را در نظر و بشناسد سپس متناسب با ان بگویید چه باید کرد وگرنه نه استراتژی بلکه همدلی عارفانه است. وضعیت ملتی غیرقانونی که هستی سیاسی وی به رسمیت شناخته نمی شود. شناسایی هستی اجتماعی منهای هستی سیاسی به رسمیت شناختن نیست بلکه ماشینی است که در جهت منافع دیگران است همانند قاطر وفادار و پرکار قلعه حیوانات. ملتی که هستی سیاسی وی به رسمیت شناخته نمی شود باید در جهت رهایی از سلطه و استقلال سیاسی گام بردارد که ایدئولوژی و استراتژی ان ناسیونالیسم است. حال بعد از استقلال سیاسی حال به شکل دولت یا خودمختاری و فدرالیسم باشد در باره سوسیال یا دموکرات بودن ان باید نظر داد.
آذربایجان، ریشه در اسم خاص آتروپاتن، حاکم مادکوچک در زمان اسکندر مقدونی دارد و هیچ بار زبانی/نژادی از آن منشعب نمیشود. این سرزمین و ساکنان اصلی آن تا زمان ظهور سلاجقه و ترکان و مغولان از قرن 5 ه،11م،کردها/مادها بودند. تاریخ آذربایجان/مادکوچک، تا قبل از ظهور ترکان، متعلق به کردها است. آذربایجان/مادکوچک، از قرن 5و6 هجری به بعد هویت ترکی/آذری پیدا کرد که ناشی از هجوم دسته جمعی ترکان سلجوقی و اغوزها و مغولان با زور شمشیر به این ناحیه بود،که منجر به حذف، مهاجرت و کشتار کردهای منطقه شد.
1.1 مسأله توازن بین وحدت و کثرت در همه فدراسیونها نقطه مشترکی وجود دارد که عبارت است از: وجود انگیزههای قوی برای اتحاد برای اهداف معین و در عین حال انگیزههای ریشهدار برای حکومتهای منطقهای...
د. هێرش (زکریا) قادری پروژه سیاسی ایران فرهنگی و بازتولید آن توسط شورشیان بیخرد: از رشید یاسمی گورانی تا گردآورندگانشاهنامه گورانی خاطره ازلی یا بت ذهنیابراهیم یونسی همیشه فغان سر میداد که چرا در زمان...