هەولێر (رووداو)
صورتجلسه دیدار انجامشده در ایمرالی با عبدالله اوجالان توسط «کمیسیون همبستگی ملی، دموکراسی و برادری» که از احزاب حاضر در پارلمان تشکیل شده است، پس از دو ماه منتشر گردید.
صورتجلسه کامل دیدار اعضای کمیسیون پارلمان با عبدالله اوجالان در جزیره ایمرالی در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵، دو ماه پس از دیدار، در وبسایت رسمی مجلس بزرگ ملی ترکیه با عموم به اشتراک گذاشته شد.
متن مکتوب دیدار انجامشده به نام کمیسیون همبستگی ملی، برادری و دموکراسی پارلمان، تحت عنوان «صورتجلسه دیدار زندان فوق امنیتی ایمرالی» در وبسایت رسمی مجلس بزرگ ملی ترکیه قرار گرفت.
حسین یایمان معاون رئیس حزب عدالت و توسعه، گلیستان قیلیچ کوجیایت نایبرئیس فراکسیون حزب دم و فتی ییلدیز معاون رئیس حزب حرکت ملیگرا، در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ با عبدالله اوجالان در جزیره ایمرالی دیدار کرده بودند.
صورتجلسه خلاصه دیدار در جلسه کمیسیون پارلمان در تاریخ ۴ دسامبر قرائت شده بود. همه احزاب اپوزیسیون، بهویژه حزب دم، به ارائه صورتجلسه بهصورت خلاصه اعتراض کرده بودند؛ با وجود اعتراضها، رئیس مجلس نعمان قورتولموش موضع خود را تغییر نداده بود.
نعمان قورتولموش، رئیس مجلس، در آن زمان هیچ قدمی برای انتشار کامل صورتجلسه برنداشته بود. پس از گذشت حدود دو ماه، مجلس بزرگ ملی ترکیه تصمیم به انتشار متن کامل دیدار گرفت.
در صورتجلسه منتشرشده، عبدالله اوجالان مسئله کورد را مشکلی هزارساله توصیف کرد و بیان داشت که این مسئله از سه مرحله تشکیل شده است. اوجالان تأکید کرد که در ارزیابی فرآیند باید تحولات کنونی مدنظر قرار گیرد. همچنین در صورتجلسه عباراتی وجود دارد که اوجالان در آن میگوید اولین گام سیاسی خود را در انجمن ایدئالباوران (Ülkü Ocağı) برداشته است.
وضعیت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (DSG)
عبدالله اوجالان اظهار داشت که نیروهای دموکراتیک سوریه که با حمایت آمریکا و اسرائیل در سوریه فعالیت میکنند به یک نیروی مسلح ۱۰۰ هزار نفره رسیدهاند، اما فرهاد عبدی شاهین که در رأس این ساختار قرار دارد، به او وفادار است. او گفت که اسرائیل برای هژمونی خود در منطقه به دنبال «دولتگرایی کوردی» است، اما خودش با آن مخالفت کرده و در چارچوب تمامیت ارضی سوریه، «دموکراسی محلی» و سیستم «کمون» را پذیرفته است.
او تأکید کرد که باید با رژیم سوریه و احمد الشعرا وارد گفتوگو شد و راهحل نه در یک دولت جداییطلب، بلکه در یکپارچگی دموکراتیک سوریه است. اگر به او فرصت داده شود، موضوع DSG را «بهصورت استادانه و برادرانه» حل خواهد کرد، میتواند یک مدل تقسیمبندی برای منابع نفتی و گذرگاههای مرزی ایجاد کند و سوریه را به دامان اسرائیل واگذار نخواهد کرد.
«احمد الشرع ممکن است فردا به یک دیکتاتور تبدیل شود»
در صورتجلسه دیدار، اوجالان تأکید کرد که برای سوریه و روژاوا «باید در چارچوب امنیت نیروهای دفاعی وجود داشته باشد». اوجالان گفت: «اگر شرایط دموکراتیک فراهم نشود، احمد الشرع هم ممکن است فردا به یک دیکتاتور تبدیل شود. اگر سوریه را بدون جامعه مدنی یا دموکراسی محلی رها کنیم، اسدهای جدیدی پدیدار خواهند شد.»
«اگر موفق نشویم، مکانیسم کودتا فعال میشود»
اوجالان ادعا کرد که «اگر نتوانند موفق شوند، مکانیسم کودتا میتواند علیه آقای دولت باغچلی و آقای رئیسجمهور فعال شود». اوجالان با یادآوری اینکه باغچلی هم در سخنرانیهایش به این موضوع اشاره کرده، گفت که حوادث سال ۱۹۹۳ در دوران تورگوت اوزال و فرآیندی که با مرگ اوزال به پایان رسید، محصول همین مکانیسم بوده است.
«بیان باغچلی شجاعتی نادر در تاریخ جمهوری است»
عبدالله اوجالان خروج دولت باغچلی را «شجاعتی نادر در تاریخ جمهوری» توصیف کرد و از او تشکر کرد. اوجالان گفت: «من حزب حرکت ملی را خیلی خوب میشناسم، اگر اعضای MHP باغچلی را درست نمیدانستند، پشت سرش نمیایستادند.»
«بدون حق امید نمیتوانم کار کنم»
اوجالان گفت که مفهوم «حق امید» که دولت باغچلی مطرح کرده از اهمیت تاریخی برخوردار است و این عبارت بیدلیل به کار برده نشده است. اوجالان که اظهار داشت در شرایط فعلی انزوا نمیتواند کار کند، گفت در صورت فراهم شدن امکانات نظری و عملی و به رسمیت شناختن حق امید، آماده خدمت به دولت است. او تأکید کرد که این حق باید در چارچوب «اصل امید» و نه عفو عمومی ارزیابی شود و اگر این امکانات فراهم شود و موفق نشود، حاضر به محاکمه است. اوجالان افزود که این گام، کلید گشودن درِ «قرن بدون تروریسم و خشونت» خواهد بود.
وضعیت پکک
اوجالان گفت که قندیل پس از فراخوانهای او به بیانیه ۲۷ فوریه عمل کرده، پکک عملاً «خود را منحل کرده» و مراسم سوزاندن سلاح به رهبری هولیا اوران انجام شده است. او گفت که اعضای سازمان در ترکیه به رهبری صبری اوک خارج شدهاند، فرآیند ۷۰ درصد تکمیل شده و عدم وقوع درگیری در یک سال گذشته موفقیت بزرگی است.
اوجالان حملاتی مانند حمله به شرکت توشاش را نتیجه «صداهای متفاوت» در قندیل دانست، اما گفت از این موضوع ناراحت است. اوجالان با یادآوری اینکه ترکها هم در سازمان هستند و دوران کالکان را مثال زد، گفت که کافی نیست پکک فقط سلاح را زمین بگذارد، باید از نظر ذهنی هم سلاح را کنار بگذارد و دشمنی را پایان دهد و او قدرت انجام این تحول را دارد.
ایران و پژاک
عبدالله اوجالان با تأکید بر اینکه ایران حداقل به اندازه اسرائیل بر پکک نفوذ دارد، گفت تا زمانی که اعدامها در ایران ادامه دارد، پژاک سلاح را زمین نخواهد گذاشت.
اوجالان که اعلام کرد با «پروژه شیعی» ایران فاصله دارد، گفت به جای جنگ فراگیر باید فرآیند گفتوگو و آتشبس آغاز شود و مدل یکپارچگی دموکراتیک که حقوق کوردها و آذریها را تضمین کند، به ایران تحمیل گردد.
«دولت جدا یا فدراسیون نمیخواهیم»
اوجالان چشمانداز راهحل خود را نه «دولت جداگانه» و نه «فدراسیون» بلکه یکپارچگی با جمهوری ترکیه با این کلمات بیان کرد:
«دولتی که ما به دنبال آن هستیم، جمهوری ترکیه است. مدلی که پیشنهاد میکنم، جمهوری دموکراتیک و دموکراسی محلی است. کورد بدون ترک، ترک بدون کورد نمیشود. درد خانوادههای شهدا را میدانم، هر سرباز از دست رفته برای من یک فاجعه است.»
انتظار «گام ملموس» از اعضای کمیسیون
اعضای کمیسیون که در دیدار صحبت کردند، تأکید کردند که برای پیشرفت فرآیند، پکک باید سلاح را زمین بگذارد و گامهای ملموس بردارد. فتی ییلدیز معاون رئیس MHP با بیان اینکه مردم فراخوان ۲۷ فوریه را جدی میدانند اما منتظر گامهای عملی هستند، گفت که سؤال «آیا سلاحها فقط در دست نیست، در ذهن هم کنار گذاشته خواهد شد؟» منتظر پاسخ است.
حسین یایمان از حزب عدالت و توسعه نیز با اشاره به انتظارات مادران دیاربکر گفت: «انتقال مرکز سازمان از قندیل به میدان سوریه مشکل را حل نکرد، اوجالان باید دستور قطعی بدهد.»
متن کامل صورتجلسه منتشرشده در وبسایت رسمی پارلمان به این شرح است:
«موضوع: اظهارات عبدالله اوجالان در دیدار با اعضای کمیسیون در تاریخ ۲۴/۱۱/۲۰۲۵
عبدالله اوجالان؛
ابتدا اینکه مسئله کورد یک مورد هزارساله است، این مسئله دارای ۳ مرحله است، در این چارچوب باید به فرآیند کنونی توجه شود،
میخواستم اشتباه بزرگ تاریخی را با در نظر گرفتن ایدئولوژی آقای فتی (ییلدیز) هم بیان کنم،
اولین جایی که در آنکارا رفتم انجمن ایدئالباوران بود، سیاست را از آنجا شروع کردم،
مسئله کورد از سطح دولتی به سطح سیاسی منتقل شده، حالا این مسئله جدی را با سیاستمداران بحث خواهم کرد و این را خیلی مهم میدانم،
ابتدا میخواستم از آقای رئیسجمهور و آقای دولت باغچلی تشکر کنم، بهویژه آقای دولت باغچلی شجاعتی نادر در تاریخ جمهوری نشان داد، در این چارچوب از او سپاسگزارم،
پشت همه حرفهایم هستم، اگر شرایط اجازه دهد امکانات نظری و عملیام برای تحقق این مناسب است،
آقای باغچلی با سخنانش به سیستم روابط صدساله ترک-کورد کمک بزرگی کرد،
ما (عبدالله اوجالان و پکک) از دوران تورگوت اوزال یعنی از سال ۱۹۹۲ به ترتیب در دوران اردال اینونو و سلیمان دمیرل با دولت ارتباط و گفتوگو برقرار کردیم،
یک دست درون دولت نمیخواست مسئله کورد با ما (عبدالله اوجالان و پکک) حل شود، هر بار مکانیسم کودتا فعال میشد،
(پس از اینکه حسین یایمان گفت با حساسیت خانوادههای شهدا آمدهاند) هر فقدان سرباز برای من فاجعه است، هرگز خوشحال نشدم، این جوانان نباید اینگونه بمیرند،
اگر در ترکیه و منطقه قطعاً به راهحل برسیم و بتوانیم در را از جای درست باز کنیم، دریای بزرگی از بخت گشوده خواهد شد و منطقه را دوباره شکل خواهد داد،
اگر نتوانیم موفق شویم، مکانیسم کودتا میتواند علیه آقای دولت باغچلی و آقای رئیسجمهور فعال شود، آقای باغچلی هم در سخنرانیهایش به این اشاره کرده،
مهمت علی بیراند در سال ۱۹۸۸ بدون اجازه با من مصاحبه کرد، اوزال تماس گرفت و گفت «مهمت علی چه کردی، من را سوزاندی»، قرار بود به آنکارا برگردد و با تمام قدرت به حل این مسئله بپردازد، اما ۴ روز پس از انتشار مصاحبه در میلیت ترور شد، قرار بود ۱۷ آوریل با کایا توپری مدیر دفتر ویژه اوزال دیدار کنم که اوزال ناگهان مرد و این ترور پوشانده شد، من به مرگ او مشکوکم، اگر موفق نشویم، نه تنها به آقای باغچلی بلکه به کل MHP بار خواهند کرد، میدانم چگونه به اردوغان (آقای رئیسجمهور) بار کردند،
طرفهای مقابلم میدانند که من چگونه به عنوان قربانی تبدیل شدم، حملاتی که به من میشود حملاتی علیه صلح و قانون برادری است، برخی عامل نفوذی هستند و این را آگاهانه انجام میدهند،
آقای دولت باغچلی گفته «اگر این مسئله حل نشود، از آناتولی و ترک بودن چیزی باقی نمیماند»،
مصطفی کمال (آتاتورک) در چاناققلعه جنگ بزرگی کرد، به آنزاکها گفت «شهدای شما هم شهدای ما هستند»، میخواهم خانوادههای شهدا مرا هم اینگونه تعریف کنند، من هم به خانوادههای شهدا با احترام نگاه میکنم و میدانم دردشان چقدر بزرگ است،
در دوره گذشته به رئیس جیتم گفتم «این مسئله را شما اینگونه کردید و به دامان من انداختید، همه گناه مال من نیست»، ۴ فرمانده نیرو گفتند اگر نتیجه مثبت نباشد، حکم اعدام من تأیید خواهد شد، من گفتم «برای من جز راهحل دموکراتیک هیچ راهحلی ممکن نیست»،
به توافقات ابراهیم گفته میشود سیستم توافقات جدید آمریکا و بنیامین نتانیاهو، چنین پروژهای فعال است، ایران هم پروژه شیعی دارد، اکنون کمی عقبنشینی کرده اما ادعاهایش ادامه دارد،
فرآیند راهحل هرچند پرتنش و در برابر آزمون بزرگی باشد، حداقل در نقطهای که رسیدهایم، دری را خواهند گشود که نه فقط از نظر نیت خوب بلکه برای هزاره آینده، بلکه هزار سال، صد سال و لحظهای برادری/راهحل خواهد گشود،
با وجود سخنان غیرقابل باور در رسانهها، ترکیه چنین مسئلهای دارد و قابل به تعویق نیست، ما هم قطعاً راهحل میخواهیم،
به این دست درازشده آقای باغچلی، آقای رئیسجمهور هم در ملازگرد سخنرانی برای تقویت جبهه داخلی داشت، بر اساس آن آقای باغچلی به عنوان کمک گفت «دست دراز میکنم»، اما در قندیل صداهای متفاوتی شنیده میشود، حتی اقداماتی انجام شد، از اقدام توشاش خیلی ناراحت شدم،
آقای باغچلی یادآوری کرد که من گفتم «اگر امکانات داده شود آماده خدمت به دولت هستم»، گفت «بفرمایید»، حتی در صورت لزوم خواستن سخنرانی در جلسه گروهی حزب دم شامل حق امید هم تاریخی است،
سخنم پشت سرش هستم، اگر شرایط اجازه دهد امکانات نظری و عملیام برای تحقق این مناسب است،
در سازمان ترکها هم هستند، دوران کالکان یک عضو ترک سازمان آن را رهبری میکند، همیشه چنین گروه ترکتباری در سازمان بوده، از ابتدا چنین سنتی وجود داشته، وقتی فکرم به قندیل رسید، آتشبس یکطرفه اعلام کردند و به آن پایبند ماندند،
به بیانیه ۲۷ فوریه روی آوردند، باید این را یادآوری کنم، بهویژه میخواهم بگویم، هر جمله ویژگی برنامهای دارد، هر جمله یک برنامه است، (فتی ییلدیز در پاسخ گفت «آگاهیم».)
در فراخوانش توضیح داد که مسئله کورد چگونه حل میشود، قندیل به این بیانیه حرف به حرف عمل کرد و (پکک) خود را منحل کرد، پس از آن مراسم سوزاندن سلاح به رهبری بسه (هولیا اوران) انجام شد، در این چارچوب مسئولیت نشان داد، با تحقق این، به نظر من ۷۰ درصد کار انجام شده، پس از این تحول، اعضای سازمان در ترکیه به رهبری صبری (اوک) از ترکیه خارج شدند،
یک سال گذشته در فرآیند را موفق میبینم، در این دوره هیچ شهیدی ندادیم و درگیری رخ نداد، علاوه بر این، یک گشایش سیاسی بزرگ فراهم شد، در این چارچوب حمایت عمومی افزایش یافت، فکر میکنم در فرآیند پیشرو برخی سؤالهای موجود در ذهن افکار عمومی هم برطرف خواهد شد،
همانطور که آقای باغچلی هم گفت، باید کانالهای ارتباطی برای من باز شود،
در گذشته سلیمان دمیرل در ماردین گفت «واقعیت کورد را میشناسم»، همچنین در آن دوره احمد ترک و صری صاکیک را به حلب نزد من فرستاد، به آنها گفت «ما هویت کوردی را به رسمیت بشناسیم، شما هم سلاح را زمین بگذارید»، آن زمان این فرصت را از دست داد اما سلیمان دمیرل برای حل این مسئله خیلی تلاش کرد،
در سال ۱۹۹۷ هم ابتکار نجمالدین اربکان بود، حافظ اسد و عبدالحلیم خدام مرا فراخواندند و ۳ نامه نشان دادند، پس از آن ۲۸ فوریه رخ داد، نامهها خلاصهای از معافیت ۵ ساله، محرومیت از حقوق سیاسی و موضوعات مشابه بود اما فرصتی داده نشد،
شورای امنیت ملی با صبری (اوک) و دیگران ارتباط برقرار کرد و در سال ۱۹۹۷ به آن «روابط با جامعه» گفته شد اما بعد متوقف شد و فکر میکنم دخالت خارجی بود،
در کیلیس آتیلا آتش فرمانده نیروی زمینی گفت «اگر خارج نشود، ظرف ۲ روز سوریه را اشغال خواهیم کرد»، ارتباطات شدیدی از طریق موساد میدانم، یاسر عرفات را هم کشاندند، مثل اینکه گفتند «یا استکهلم یا شمال عراق، در غیر این صورت در این جهان جایی برای تو نیست»، برای خنثی کردن این، در شمال عراق منتظر ماندم اما بهطور شگفتانگیزی از آتن خارج شدم، آنجا مسئول کل اطلاعات یونان استاوراکیس گفت «جز اسلو نمیتوانی از اینجا خارج شوی، به هیچ جا حتی کشور خودت اجازه ورود نمیدهیم»، من شگفتزده شدم، بهطور غیرمنتظرهای به مسکو رفتم، فردی یهودی به نام ژیرینوفسکی مرا استقبال کرد، گفتند «میتوانیم در خانهای مخفی کنیم، جز این هیچ امکانی نیست»، من هم گفتم «اینها حزب رسمی هستند، چطور مرا در مسکو مخفی میکنند» و عقلم نپذیرفت، بعد پیام این بود که «در جهان جز موساد جایی برای پناهندگی نداری»،
تا دوشنبه بردند و در هوای سرد ۳-۴ ساعت منتظر نگه داشتند، اینکه مسکوی سوسیالیست-کمونیست به این حال رسیده باورکردنی نیست، بعد به رم رفتم، این بار گفتند «سیا و موساد حتی پرندهای پرواز نمیدهند»، دوباره آتن را امتحان کردیم و این بار در فرودگاه مینسک گفتند «میتوانی بدون وطن بمانی»، آیا میتواند چنین حرکت پست باشد، بعد به نایروبی بردند و آنجا داستان کاملاً از کنترلشان خارج شد، به من که فکر میکردم مأمور انگلیسی است اسلحهای داد، گفت تنها محافظم او خواهد بود و باید کنارم باشد، بعد جیتم به من گفت «اگر از آن اسلحه استفاده میکردی قطعاً آنجا میکشتیمت»، اینها را چون مستقیماً به آقای باغچلی مربوط است گفتم،
اگر من درگیر نباشم، جنگ صدساله ترک-کورد اجتنابناپذیر است، این خیلی مهم است،
«کورد بدون ترک، ترک بدون کورد نمیشود»، آقای باغچلی خیلی به این پایبند است، این ایدئولوژی جمهوری است، با پوزیتیویسم مرتبط است، حذف کورد را ایجاب میکند، ترکمنها هم شامل آن هستند، آنها هم ذوب شدند، برای توضیح اینکه «زخمها چگونه ایجاد شد، چه چیزهایی به شورش منجر شد» اینها را گفتم،
بنابراین این ایدئولوژی در ترکیه کمی مؤثر است، (طرفهای مقابل) این را خیلی خوب میدانند، دلیل همه شورشها هم همین است،
وقتی به شورش شیخ سعید میرسیم، ایدئولوژی جنگ استقلال با درک امت اسلامی تأمین شد، وقتی از این درک جدا شد واکنش ایجاد کرد، آن واکنش هم به شورش منجر شد، (فتی ییلدیز گفت «به همه آنها شورش گفته شد اما شورش نبودند»، بسیاری اقدامات تروریستی بودند.)
نام شورشهای کوردی، شورش کوردی است، شورش من هم در واقع شورش است، هرچند گفته شود «جنگ رهایی مدرن، گریلا»، فراتر از شورش کوردی نرفت و این غلبه نشد، به حالت تراژیک رسید، در سال ۱۹۹۳ میخواستم به نتیجه برسانم، اوزال از طریق طالبانی به ما پیام فرستاد،
اوزال به ما گفت «هر کاری کردی اشتباه نبود، در معرفی هویت کوردی نقش بازی کردی، اگر به مبارزه مسلحانه ادامه دهی همه تلاشهایت هدر میرود»، من فکر کردم اما دیر شد، آنها درست میگفتند، آن زمان خام بودم، در لحظه تاریخی اوزال درگذشت،
اینکه (اعضای کمیسیون) شاهد هستید را مهم میدانم، شاهد علمی هستید، باید بگویید «علم بیرون این را میگوید»، تحریفها خیلی وحشتناک است،
در نامهای از زندان نوشته شده «فرآیند فروپاشی امپراتوری عثمانی با آغاز شورشهای کوردی همزمان بود»، عبدالحمید اقدامات احتیاطی کرد و مدارس حمیدیه تأسیس کرد، این اقدام خیلی جدی بود، عبدالحمید متوجه شد که شورشهای کوردی باعث فروپاشی عثمانی شد،
سلطان عبدالمجید سعی کرد با میرنشینهای کوردی راهحل دوستانه پیدا کند، در آن دوره تزار روسیه و فرانسه برای ایجاد دولت آشوری در سوریه و دولت ارمنی در شمال (شرق آناتولی) تلاش میکردند،
خروجهای آقای باغچلی درباره قدس و صلاحالدین ایوبی را خیلی مهم میدانم، فکر میکنم اتحاد ترک و کورد در فتح قدس توسط صلاحالدین ایوبی خیلی مؤثر بود،
مادربزرگم ترکمنتبار است، سلطان سنجر سلجوقی همدان، پایتخت سابق دولت ماد را به عنوان پایتخت انتخاب کرد، در این جغرافیا فهمید که «کورد بدون ترک، ترک بدون کورد زنده نمیماند»،
موفقیت سلطان آلپارسلان در ملازگرد با توافق با امیرنشین مروانی در سیلوان و امیرنشین کوردی در اخلاط و گرفتن حمایت از آنها بود، این را در کتاب عثمان توران خواندم،
ملازگرد پیروزیای است که کوردها هم در آن بهطور گسترده جنگیدند، گفته میشود درهای آناتولی به روی ترکها باز شد اما تا فرات، شانلیاورفا و ملاطیه گسترش یافت و این به کوردها اجازه نفس کشیدن داد،
آتاتورک به شیخ بیازیت گفت «اگر در این جنگ با هم بجنگیم نه کوردستان میماند نه ترکیه، هر دو میبازند»، راه نجاتی جز اتحاد نیست، بعد جنگ پیروز شد و نمیتوان مشارکت کوردها را نادیده گرفت،
چند روز پیش در اربیل یک کنگره و در آلمان کنگره یهودی-کورد برگزار شد، اینها خیلی مهم است، آیا طرفهای مقابل از این خبر دارند، (ف. ییلدیز گفت میداند.)
برای فهمیدن قدرت موساد اینها را گفتم، در گذشته هواپیمایی که در آن بودم گفتند به هیچ شهر اروپایی ناتو فرود نمیآید، کنترل باورنکردنی وجود داشت، مهم این است که از دست یک ترک زده شده باشم، اینگونه سازمان به فرمان آنها درمیآید، ترورها و کشتارهای باورنکردنی مثل آنچه در غزه رخ میدهد آغاز میشود، در آن دوره کسانی خودسوزی کردند، قیامت به پا شد، امروز هم طرفهای مقابل باید این را بگویند، هنوز اهمیت دارد، تاریخ اینگونه پیش رفت، من حرکات بدون تردید انجام دادم،
برای تفسیر امروز باید این اطلاعات شناخته شود، به همین دلیل توضیح دادم،
سرنوشت خاورمیانه را (طرفهای مقابل) تغییر خواهند داد، توپ را به سمت آنها پرتاب میکند،
دلیل شورش پکک را گفتم، چرا آن را پایان دادم و مکانیسم خطر بزرگ را میخواهم توضیح دهم، شاید همه چیز آنگونه که میدانند نباشد، مرا اشتباه نفهمند،
آقای باغچلی دولت را حداقل به اندازه من میشناسد، شاید من هم اغراق میکنم اما باید هر احتمالی در نظر گرفته شود، تجربهاش خیلی بزرگ است،
(ارزیابی میشود که سازماندهندگان خرابکار که منظور اوست خیلی قدرتمند هستند.)
من MHP را خیلی خوب میشناسم، میدانم اگر اعضای MHP باغچلی را درست نمیدانستند پشت سرش نمیایستادند و حمایت نمیکردند،
آخرین تصمیم CHP در کمیسیون پارلمان خیلی توجهبرانگیز است اما این را برای حذف CHP نگفتم،
در سوریه اکنون چیزی در جریان است، من سوریه را خیلی خوب میشناسم چون ۲۰ سال آنجا زندگی کردم،
اعضای کمیسیون پارلمان در برخی موضوعات از من جلوتر هستند اما در برخی موضوعات من از آنها جلوترم،
از گامهای مهمتر برای جامعه صحبت خواهم کرد، به نظر من پکک باید در سال ۱۹۹۳ منحل میشد، رابطه ترک-کورد رابطه همزیستی است، در این چارچوب مثال ضیاء گوکالپ بیدلیل نیست،
ترک بودن آناتولی به کورد بودن وابسته است، کورد بودن بینالنهرین به آناتولی وابسته است،
پکک نه فقط سلاح را زمین بگذارد، بلکه دشمنی را هم از نظر ذهنی پایان دهد، بین دو ملت رابطه برادری وجود دارد، بین آنها شورش، جنگ و درگیری رخ داده، (فتی ییلدیز در این باره گفت: «حتی در دورهای که خبر شهید میآمد، هیچکس نرفت شیشه همسایه کوردش را بشکند، با وجود این همه اتفاق، هیچگاه دشمنی کورد-ترک ایجاد نشد.»)
(ترکها و کوردها) هزار سال است که در هم تنیده زندگی میکنند، ترکمنهای قرهکچلی در اورفا از من کوردتر هستند، گِرمیاناوغوللاری در اصل کورد بودند اما با زمان ترک شدند، این واقعیت تاریخی نباید نادیده گرفته شود، دو هویت باید به یکدیگر احترام بگذارند، تلاش برای نابودی یکدیگر تله است،
از سال ۱۹۹۵ تفکر سوسیالیسم واقعی را کنار گذاشتم، تحول ذهنی فرآیند دردناکی بود، آن فرآیند رها شد و باید از نظر ذهنی سلاح کنار گذاشته شود، در عمل زمان میبرد، باید اعضای سازمان را آماده کنم، دوران کالکان بیشتر از من گفت «هرگز سلاح استفاده نخواهیم کرد»،
مسئله سوریه به اندازه ترکیه مهم است، با خانواده اسد روابط زیادی داشتیم، به هر حال با حمایت نزدیک و حفاظت آنها زندگی کردم،
نیروهای دموکراتیک سوریه با حمایت آمریکا و اسرائیل حداقل ۱۰۰ هزار نیروی مسلح دارند و بیشتر از آنچه تصور میشود گسترش یافتهاند، مناطق دیگر هم میتوانند اضافه شوند، اسناد کنگره به من نرسیده اما معنای کنگره اروپا (کنگره کورد-یهودی) و کنگره اربیل (ششمین مجمع صلح و امنیت خاورمیانه) این است که «ما اینجا (ایمрали) به سمت راهحل میرویم، آنها هم آنجا به سمت راهحل میروند»،
فرهاد عبدی شاهین یکی از نزدیکترین افراد به من و به من وفادار است،
کنگره اربیل و کنگره اروپا تحت حمایت آلمان برگزار شد، گفتند «وقتی کوردها دقیقاً به مرحله دولتسازی رسیدند، بزرگترین مانع اکنون آپو است»، روشی که من پیشنهاد میکنم جامعه دموکراتیک است،
من و آنها برای جامعه دموکراتیک و دولتگرایی کوردی با هم درگیر شدیم،
کوردها برای اسرائیل خیلی لازم هستند چون تغییر تعادل خاورمیانه به ژئوپلیتیک کوردی بستگی دارد، بدون ژئوپلیتیک کوردی اسرائیل نمیتواند هژمونی خاورمیانه را محقق کند،
من جمهوری ترکیه را پروتئو-اسرائیل و دولتگرایی کوردی را پست-اسرائیل میبینم، قبلاً برای تأسیس اسرائیل جمهوری چقدر لازم بود، حالا هم برای هژمونی اسرائیل در خاورمیانه دولتگرایی کوردی لازم است، در غیر این صورت نمیتواند دوام بیاورد و هژمونی برقرار کند،
بر اساس آخرین اطلاعاتم، «پروپاگاندای گستردهای وجود دارد، شانس دولت شدن شما توسط آپو خراب میشود»، این تشخیص خیلی مهم است،
برای شکست ما همه چیز را خواهند کرد، اما ما یک مزیت داریم، من در جنبش کوردی وزنی دارم، همانطور که آقای باغچلی در میان ناسیونالیستها وزن دارد، من هم در جنبش کوردی همینطورم، در ایران، عراق و سوریه هم همین است،
نه توافق ابراهیم پیشنهادی اسرائیل و نه اعلام پروژه شیعی پیشنهادی ایران برای منافع کشورمان مناسب نیست، در عوض یکپارچگی دموکراتیک مهم است،
باید به تشکیلات دموکراتیک کوردی توجه شود، نگفتم دولت، طرف مقابلم ملیگرایی دموکراتیک است، مال من هم به همان اندازه جامعهگرایی دموکراتیک است،
درباره یک تکه از دولت صحبت نکردم، آقای باغچلی این را خیلی خوب میداند (فتی ییلدیز در این باره گفت «دولتسازی نیست، ساختار فدراتیو نیست، خودگردانی نیست»، عبدالله اوجالان هم تأیید کرد.)
در نتیجه دولتی که ما به دنبالش هستیم جمهوری ترکیه است، بهطور واضح گفتم، کوردها در خاورمیانه با این دولت جای خواهند گرفت، خود را بهصورت دموکراتیک سازماندهی خواهند کرد، ارتباطی با خودگردانی فدرال ندارد، این اختراع من نیست، سوسیالیسم درست است، این را به چپ اینگونه گفتم، سوسیالیسم ۲۰۰ ساله را درک سوسیالیسم ما فروپاشاند،
در نتیجه جامعه دموکراتیک باید با جمهوری یکپارچه شود،
ریشه واژه کمون کوردی است، به معنای جامعه، گردهمایی است، در قرون وسطی شهرداری بود، شهرداریشدن مردم، شرکتشدن، دموکراسی محلی بود، این را هم برای ترکیه پیشنهاد کردم،
آنچه برای ترکیه میخواهم برای سوریه هم میخواهم، این دموکراسی محلی و کمون (شهرداری دموکراتیک) است، هر روز به این فکر میکنم، در این چارچوب میتوانم با آنها (SDG) گفتوگو کنم، فکر میکنم به من گوش خواهند داد اما به این معنا یکطرفه عمل نخواهند کرد، احمد الشعرا هم باید مثل SDG برای سوریه دموکراتیک گامهای مثبت بردارد،
من تاریخ را بیهوده نگفتم، در سوریه ملیگرایی عربی خیلی شدیدی وجود دارد، ترکمنها هم آنجا هستند، آنها (SDG) مثل کوردها حقوقشان را رعایت خواهند کرد،
برای زلزله ۶ فوریه تسلیت گفتم، میخواهم کاری که ما (عبدالله اوجالان) انجام خواهیم داد به یاد کسانی که در این زلزله جان باختند انجام شود،
درباره سوریه (ف. ییلدیز؛ SDG در ۱۰ مارس توافق کرد) آن توافق ۸ ماده دارد، آنها را مبنا قرار دادند، (حسین یایمان؛ شما [عبدالله اوجالان] رهبر آن سازمان (SDG) هستید، همه در کمیسیون پارلمان و افکار عمومی این را میگویند، مردم ترکیه ابتدا میخواهند گامهای ملموس در زمین گذاشتن سلاح در سوریه ببینند و مادران دیاربکر فرزندانشان را به خانوادههایشان تحویل بگیرند.)
(برای بازگشت فرزندان مادران دیاربکر به خانوادههایشان) کمیتهای تشکیل دادیم، (حسین یایمان؛ برادری تاریخی که ابتدا گفتید خیلی مهم است، هیچکس به آن اعتراضی ندارد، حالا میتوانیم مکانیسم کودتا را بشکنیم، آقای رئیسجمهور و آقای دولت باغچلی در این مورد مصمم هستند، این بار موفق خواهیم شد.) باید در مورد مکانیسم کودتا هم مراقب باشیم، وگرنه این مکانیسم مثل بولدوزر از روی فرآیند عبور میکند،
پیشنهاد من برای سوریه دموکراسی محلی است، (حزب عدالت و توسعه) اساس تأسیسش شهرداریداری بود، قانون نقاط ضعف دارد و میخواهم این قانون به همه شهرها گسترش یابد، دموکراسی محلی در دموکراسی آتن از هر منطقه یک نماینده انتخاب میشد و آنها آن منطقه را نمایندگی میکردند، این محلیبودن و دموکراسی است، برای سوریه نه بر اساس طایفه نه قومی، بلکه در چارچوب محلی دموکراسی تقویتشده لازم است، مسئله اصلی این است که محتوای این مفهوم چگونه پر خواهد شد و چگونه در قانون اساسی گنجانده خواهد شد،
برای یک دولت به اندازه قدرتهای مرکزی واحد، دموکراسی محلی منطقهای هم لازم است، بدون یکی دیگری نمیشود، (فتی ییلدیز در این باره پرسید: آیا دموکراسیهای محلی در سوریه نیروی دفاعی خواهند داشت؟) در چارچوب امنیت نیروها خواهند بود، در سوریه باید دو نیرو با هم ترکیب شوند، در سوریه ملیگرایی عربی قوی است، کارهای خانواده اسد مشخص است، اگر شرایط دموکراتیک فراهم نشود، احمد الشعرا هم فردا میتواند به دیکتاتور تبدیل شود،
ترکمنها از کوردها وضعیت بدتری دارند، جامعهای برای بیان خودشان، کمون ترکمنی ندارند، آیا طرف مقابل کمون را میفهمد،
کمون یعنی جامعه، جامعه مدنی و باید وجود داشته باشد،
ممکن است یک دو خانواده بیایند و کل درآمد حلب را به خود ببندند و باید جلوی آن گرفته شود، این برای همه ملتها صدق میکند، ترکمنها هزار سال است که آنجا تلاش بزرگی میکنند، جامعه مدنی شدن آنها طبیعت کار است، چرکسها و ارمنیها هم هستند، آنها هم باید به جامعه مدنی مدرن تبدیل شوند،
اگر سوریه را بدون جامعه مدنی یا دموکراسی محلی رها کنیم، حافظ اسد جدیدی بیرون خواهد آمد، برای جلوگیری از این من قدرت خود را به کار میگیرم، در عمل هم هرچه بتوانم انجام میدهم،
اسرائیل سوریهای از فرهنگ خودش میخواهد، نمیتوانیم سوریه را کاملاً به دامان اسرائیل واگذار کنیم، این خطرناک است، نگفتم «با اسرائیل بجنگیم» اما به SDG هم قول دادم که بهطور استادانه، برادرانه و آرام حل کنم، با یک فراخوان نمیشود، رابطه شدید لازم است و بدون گفتوگو چطور انجام دهم،
MHP را ملیگرای دموکراتیک ارزیابی میکنم و برای ترکیه خیلی لازم است، این تجربه قطعاً باید با روح اتحاد به اشتراک گذاشته شود و نگاه قدیمی دشمنسازی را باید پشت سر گذاشت، مجبوریم اتحاد بسازیم نه درگیری، این عقل فراتر از همه احزاب است،
فکر «اولویت دولت را باید بالاتر از حزب خودم ببینم» برای دیگر احزاب هم لازم است،
آنچه ما را اینجا گرد هم آورد و نزدیک کرد عقل دولت است، اگر CHP هم (در دیدار کمیسیون) بود خوب میشد،
اگر یکپارچگی ترکیهمحور با سوریه، عراق و در صورت همکاری با ایران هم اجباراً شامل شود، آنجا آذریها هستند و حداقل به اندازه کوردها مهم هستند، با مشارکت آنها در یکپارچگی دموکراتیک این به اتحاد خاورمیانه تبدیل میشود، با یکپارچگی دموکراتیک این با هم محقق خواهد شد،
در ترکیه جمهوری دموکراتیک، در خاورمیانه خاورمیانه دموکراتیک خواهد شد،
باید بدون عجله با هم کار کنیم، به دولت واحد در سوریه چیزی نگفتم اما بدون دموکراسی محلی و بدون جامعه مدنی هرگز نباید باشد، نباید قربانی دیکتاتوری جدید کنیم،
(حسین یایمان پرسید: منابع نفتی و گذرگاههای مرزی چه خواهد شد؟) میتوان مدل مشارکتی ایجاد کرد، آنچه برای سوریه پیشنهاد کردم برای ایران هم بحث خواهیم کرد،
ما (عبدالله اوجالان) ترکیه بزرگ و حلشده مشکلاتش را میخواهیم، نه فقط کنار گذاشتن سلاحها بلکه پاک کردن آثار در ذهن و مهمتر از همه در نزدیکترین زمان در خاورمیانه برای همه ادیان، ملتها، فرهنگها یک مدل مشترک پیشنهاد خواهیم کرد،
هرچقدر قبل از این گفتار منفی بود، از این به بعد گفتارها باید در جهت مثبت توسعه یابد، برای این کمیسیون دری تاریخی خواهد گشود، گزارش تهیه خواهند کرد، به پارلمان ارائه خواهند داد، بعد حقوقی آن را صحبت نکردیم در مسئولیت خودشان است، اما برای عملی کردن آنچه طرفهای مقابل گفتند، آزادی ارتباط در درجه اول لازم است،
پس از انحلال پکک و خلع سلاح، دوباره گامهای مثبت برخواهیم داشت، به همین دلیل قانونی که کمیسیون بیرون خواهد آورد باید قانون خاص موضوع باشد،
وضعیت حقوقی همه افراد مرتبط با پکک از بالا تا پایین باید روشن شود، پیشنهاد «اصل امید» آقای باغچلی باید در نظر گرفته شود، اینگونه از عفو عمومی نجات پیدا میشود، عفو عمومی برای ترکیه مناسب نیست،
به کمیسیون سلام و احترام خود را فرستادم، «تصمیم در اختیار شماست، بنابراین موضوع باید به پارلمان برده شود»،
ایران حداقل به اندازه اسرائیل بر پکک وزن دارد، من با ایدئولوژی ایران موافق نیستم،
با اسرائیل در روابط دولتی به من خواهند گفت «میخواستیم دولت اعلام کنیم، آپو مانع شد»، مانع خواهم شد، به عنوان عضوی از جمهوری ترکیه عمل خواهم کرد و خواهم گفت جامعه دموکراتیک ایدهآلترین شکل راهحل برای کوردها است،
ترکیه را دیگر دولت خودم میبینم، میخواهم ترکیه جمهوری دموکراتیک شود،
حزب عدالت و توسعه در ساخت جمهوری دموکراتیک گامهای جدی برداشته،
میخواهم فرهنگ کوردی را در جمهوری بگنجانم، این غناست، نمیخواهم اینگونه تفسیر نشود،
آقای باغچلی بیهوده عبارت حق امید را به کار نبرد، بدون این من نمیتوانم کار کنم، پس از این اگر در موضوع سوریه موفق نشوم محاکمه و انتقاد را میپذیرم، با وضعیت فعلی نمیتوانم در برابر اسرائیل بایستم، کاملاً مشخص است که وقتی کنار اسد بودم اسرائیل من را به چه حالتی درآورد،
من قول دادم،
برای حزب دم هم به عنوان هیئت آمدند، گلیستان (قیلیچ کوجیایت) هم میتواند شامل شود،
(حسین یایمان گفت: برخی سیاستمداران با سخنانشان فرآیند را مسموم میکنند) در پکک هم برخی این کار را میکنند، اگر در فرآیند امکانات کاری من افزایش یابد همه حل خواهد شد اما زمان میخواهم، امکانات و شرایطم مناسب نیست، تا وقتی زندهام این حرکت و قرن موفق خواهد گذشت، طرفهای مقابل به آن «قرن بدون تروریسم» میگویند، من «قرن بدون خشونت» میگویم، حداقل به اندازه طرفهای مقابل قدرت کمک دارم،
باید در اتحاد پیش برویم، از آمدن اعضای کمیسیون به اینجا (ایمрали) خیلی امیدوار شدم و یک مرحله تاریخی آغاز شد، امیدوارم طرفهای مقابل هم شخصیتهای کلیدی باشند که این را به موفقیت برسانند، من نسبت به فرآیند خوشبینم،
فتحی ییلدیز؛
ما به عنوان اعضای کمیسیون ملی اتحاد، همبستگی و برادری با انتخابی که بین خودمان کردیم، من به نمایندگی از حزب حرکت ملیگرا، آقای حسین (یایمان) به نمایندگی از حزب عدالت و توسعه، خانم گلیستان (کوجیایت) به نمایندگی از حزب دم آمدیم تا اظهارات شما (عبدالله اوجالان) را بشنویم،
کمیسیون تا کنون ۱۸ جلسه برگزار کرده، از سازمانهای جامعه مدنی، کانونهای وکلا، خانوادههای شهدا تا مادران شنبه همه بخشهای جامعه را گوش دادیم، گوش دادن غنی بود،
در نهایت با گزارشی که خواهیم نوشت این را به یک اصل متصل میکنیم، راههای حل را نشان خواهیم داد، کمیسیون هنوز تمام نشده، در مرحله گزارشنویسی هستیم، دلیل آمدنمان این است، این دیدار باید به عنوان نوزدهمین جلسه کمیسیون ارزیابی شود،
نمیتوانیم طولانی درباره گذشته سیاسی ترکیه صحبت کنیم، زندگی شما (عبدالله اوجالان) به عنوان بنیانگذار سازمان و مراحل سیاسی که گذراندید را میدانیم، آخرین مفاهیمی که روی آنها کار کردید یعنی شهرداریداری کمونال و لیبرال را فهمیدیم، صحبت درباره تاریخ سازمان اکنون لازم نیست،j
(عبدالله اوجالان) از روش مسلحانه به روش سیاسی گذشت، روی شهروندی برابر، گامهای فرهنگی و کمونالیته متمرکز شد را میدانیم،
در فراخوان فوریه ۲۰۲۵ شما فهمیدیم که همه ساختارها باید مبارزه مسلحانه را کنار بگذارند و موجودیت سازمانی خود را منحل کنند، این جامعه را خیلی آرام کرد، مردم این تحول را دنبال میکنند، ما (MHP) وقتی میگوییم سلاح را زمین بگذارید، شامل ساختارهای سوریه، عراق و ایران هم بودنش مهم است،
مشکلات تجربهشده را میتوان در چارچوب دموکراسی حل کرد، این فقط با پایان دادن به تروریسم در ترکیه بدون تروریسم ممکن است،
در اکتبر ۱۹۹۹ من هم به عنوان وکیل شهدا در دادگاه بودم،
در دهه ۱۹۷۰ جنبش کوردی چون در چپ بود متوجه نشدند، حالا برعکس چپ در جنبش کوردی است،
وقتی ما اینجا به سمت راهحل میرویم یک عضو سازمان هم علناً گفت «چه راهحلی، چه خلع سلاح»، یادداشت گذاشتند «تصمیم عبدالله اوجالان فقط به ترکیه مربوط است»، مردم میدانند که فرد در رأس SDG کسی است که عبدالله اوجالان تربیت کرده،
دوستان حزبی یا در سیاست ترکیه نباید از زبان دوره قبل از لوزان و قانون اساسی ۱۹۲۴ استفاده کنند، این فرآیند را مسموم میکند،
وقتی صبری اوک از ترکیه خارج میشد، اعضای سازمان همراهش سلاح در دست داشتند، این در افکار عمومی ترکیه واکنش شدیدی ایجاد کرد، در این نقطه دیده شد که فراخوان شما (عبدالله اوجالان) کاملاً رعایت نشده،
رعایت توافق یکپارچگی ۱۰ مارس SDG در سوریه ضروری است،
شما (عبدالله اوجالان) باید در مورد سوریه اعلامیه جدیدی بدهید،
این دولت دولت همه ماست، (چپ) متوجه نیست که شکل کار تغییر کرده،
در اولین بیانیهتان وقتی گفتید «سلاح را زمین بگذارید» به همه اجزای پکک گفتید را میدانیم، (در این باره عبدالله اوجالان؛ هر روز در ایران اعدامها رخ میدهد، من از ایران خواهم خواست «حقوق دموکراتیک برای آذریها و کوردها بدهد و اعدامها را پایان دهد»، برای این باید ابتکار عمل به کار ببرند، البته این به معنای جنگ نیست اما تا وقتی اعدامها ادامه دارد (پژاک) سلاح را زمین نخواهد گذاشت، اکنون باید وارد فرآیند گفتوگو و آتشبس با ایران شویم، میتوان کار یکپارچگی را به ایران تحمیل کرد،)
مشاهداتی وجود دارد که نیروهایی که پکک از عراق خارج کرد به سوریه فرستاد، این وضعیت با بیانیه قبلی تناقض ایجاد میکند،
حسین یایمان؛
ما اینجا به نام کمیسیون هستیم، ملت سؤالاتش را از شما خواهد پرسید، گوش تمام ترکیه اینجا است، فضای اینجا کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد، این برای ترکیه و منطقه تاریخی است،
به عنوان اتحاد جمهور آقای رئیسجمهورمان و آقای دولت باغچلی برای حل این مسئله ریسک خیلی بزرگی پذیرفتند، بنابراین ملت انتظار گامهای سریعتر برای حل مسئله دارد،
در نهایت ما به نام کمیسیون و ترکیه مجبور به موفقیت هستیم، در غیر این صورت جو و فضای خیابان میتواند به حالت کاملاً متفاوتی تبدیل شود،
ملت فراخوان ۲۷ فوریه شما را مهم میداند، اما تقاضا برای گامهای عملی بیشتر است، با حساسیت همه خانوادههای شهدا آمدیم،
در هیئت افراد آگاه بودم، با واکنشهای خیلی جدی روبهرو شدم، مجبور به موفقیت هستیم، در نقطه گامهای عملی نتیجهای که از اینجا بیرون خواهد آمد یا به ادامه فرآیند یا به نتیجه دیگری منجر خواهد شد،
در این تاریخی بودن هم کمیسیون پارلمان و هم این دیدار معنای تاریخی بیشتری پیدا کرد، همه کسانی که دیدارهای دولت-سازمان را دنبال میکنند میدانند، در سالهای ۱۹۹۳-۱۹۹۵-۱۹۹۹-۲۰۰۹-۲۰۱۴ همه فرصتهای تغییر این تاریخ آمد، بیانیه ۲۷ فوریه و گامهای عملی مرتبط با آن باید تسریع شود، انتظار از کمیسیون خیلی بالاست و نباید اشتباهات گذشته تکرار شود، یک دست نامرئی و مکانیسم کودتا وجود دارد، راه خروج از اینجا این است که سازمان در سوریه و ترکیه و همه جا به فراخوان عبدالله اوجالان عمل کند،
حافظه تاریخی یا برادری هزارساله ترکها و کوردها را با هم تأمین خواهد کرد یا ویرانی/بحرانی بسیار بزرگتر از امروز تجربه خواهد شد، (در این باره فتی ییلدیز گفت «ادعای چیزی که برای ترکیه هرگز محقق نخواهد شد، خرابکاری در فرآیند است، باید به این توجه شود.»)
تهدید کودتا وجود دارد، این باید روشن شود،
مسئله اصلی این است که ما به عنوان هیئتی که حافظه کامل و واقعیت تاریخی را میداند، اگر ترکیه بدون تروریسم محقق شود، ترکیه منتظر گامهای عملی است، (در این باره عبدالله اوجالان گفت «در پی حرکات مثبت است.»)
همه کسانی که به کمیسیون آمدند گفتند گامهای عملی باید برداشته شود، خیلی سریع باید حرکت شود،
مقاومتی وجود دارد، چون انتقال مرکز سازمان از قندیل به میدان سوریه مشکل را حل نکرد، شما (عبدالله اوجالان) به عنوان رهبر سازمان باید دستور قطعی بدهید، این را همه افکار عمومی و ترکیه انتظار دارند، وقتی این را محقق کنید جو دیگری ایجاد خواهد شد،
همه بخشهایی که در کمیسیون گوش داده شدند گفتند اگر خشونت پایان یابد ترکیه خیلی جلو خواهد رفت، بنابراین به گام ملموس نیاز است، در ذهنشان خواهد بود که مکانیسم کودتا میتواند فعال شود،
حذف تمام تناقض تاریخی و پیدا کردن راه جدید وظیفه کمیسیون است،
من ترکمن و ایدئالباور هستم و برای برادری ابتکار عمل گرفتم،
تأسیس کمیسیون تاریخی است، با اکثریت واجد شرایط آمدیم، ملت منتظر پاسخ سؤالات «نتیجه چیست، آیا در سوریه سلاحها زمین گذاشته خواهد شد؟ آیا مادران دیاربکر که فرزندانشان را میخواهند به فرزندانشان خواهند رسید؟ آیا سلاحها فقط در دست نیست در ذهن هم کنار گذاشته خواهد شد؟» است،
وقتی از اینجا بیرون برویم روزنامهنگاران خواهند پرسید، اعلامیه خواهیم داد، مسئله اصلی اینجا همانطور که آقای رئیس تشکلات گفت پدال زدن (مشکل) است، افکار عمومی هم میداند مشکلات در یک روز حل نمیشود، تعیین نقشه راه، دادن پیامهای مثبت، بالا بردن انتظارات اجتماعی خیلی مهم است، در ترکیه چنین روانشناسی سیاسی وجود دارد، همه با هم مجبور به موفقیت هستیم،
این گام تاریخی را باید با نتیجه تاریخی پیش ببریم در غیر این صورت نمیتوانیم جلو برویم،
محتاطانه خوشبینم، گذشته را هرگز فراموش نکردم و باید برای تحقق ترکیه بدون تروریسم کار کنم،
گلیستان قیلیچ کوجیایت؛
خیلی خوب و سالم به نظر میرسید، سلامتیاش هم خیلی خوب به نظر میرسید، بسیاری بخشها را گوش دادیم، به نام کمیسیون اینجا هستیم، میخواستیم شما را گوش دهیم، میخواستیم افکار شما (عبدالله اوجالان) را هم با افکار عمومی به اشتراک بگذاریم،
اینکه کوردها با سازماندهی خودشان به جمهوری یکپارچه شوند، جمهوری هم یک شخصیت خواهد بود، چه نوع جمهوری خواهد بود، کنجکاوم،
برای پیشرفت فرآیند، برای تقویت دست شما (عبدالله اوجالان) چه چیزی به عهده کمیسیون است تا همه گفتههایتان به عمل درآید، نظرتان را میخواهیم بدانیم،
فردا ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است، سلام زنان را رساندیم.
