مهرنوش موسوی
۱. رضا پهلوی شکست خورد. به عنوان یک منتقد رضا پهلوی و سامانه سلطنت، اعلام میکنم که از این شکست به هیچوجه من الوجوه خوشحال نیستم. چرا که رضا پهلوی در مقابل یک الترناتیو مترقی تر از خودش، از یک جبهه مدرن و انسانی نبود که شکست خورد. رضا پهلوی را جمهوری اسلامی با کشتار عظیم و بیسابقه مردم شکست داد.از امروز دیگر احدی در هیچ خیابانی شعار پهلوی برمیگردد را فریاد نخواهد زد. چرا که در خیابانها جوی خون جاری است. از شکست رضا پهلوی خوشحال نیستم چرا که تبعات سنگینی برای اپوزیسیون و کل مردم ایران دارد.
۲. من به تئوری توطئه معتقد نیستم. من به این معتقد نیستم که عامل کشتار مردم و این قتل عام، رضا پهلوی است. من رضا پهلوی را دارای مسئولیت سیاسی و شریک فاجعه میدانم، اما مقصر درجه یک، عامل کشتار مردم، رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی و شخص خامنه ای، در همکاری برنامه ریزی شده روحانی و پزشکیان و اصلاح طلبان حکومتی است.خامنه ای میخواست مردم را برای نجات حکومتش بزند. روحانی و اصلاح طلبان حکومتی میخواستند مردم کشته شوند تا رضا پهلوی از صحنه به در شده و آنها آلترناتیو اینده امریکا باشند. الترناتیو تغییر از بالا و از درون. رضا پهلوی میخواست از طریق اعتراضات مردم به قدرت برسد. اعتراضات مردم برای او و کانسپت سیاسی که داشت، یک پله و امکان سیاسی بود. بدون اینکه ساز و کار این کار بزرگ را داشته باشد. رضا پهلوی فکر میکرد با تصویر پادشاهی اش، به اضافه دروغپردازی و بزرگنمایی رسانه ای و قول هایی که اطرافیانش و مرتبطین با اطلاعات سپاه و فرماندهان به او داده بودند، میشود قدرت سیاسی را گرفت. من معتقدم رضا پهلوی اصلن حتی در مخیله خودش هم روی این حساب نمیکرد که چنین حمام خونی به راه خواهد افتاد. هیچ کس حساب نمیکرد جمهوری اسلامی جنایت علیه بشریت را اینگونه پیش ببرد.
به باور من حتی روی این حساب نمیکرد که ترامپ و هیئت حاکمه امریکا از او حمایت نکنند. رضا پهلوی قدرت تشخیص سیاسی نداشت. برنامه او برای گرفتن قدرت سیاسی شکست خورد. کارت رضا پهلوی سوخت و سوزاندن این کارت نه به خاطر پایین، که اگر نگوییم دیل سیاسی در بالا بود، حداقل در بازی قدرت سیاسی در ان ارتفاع بود . سلطنت طلبها خواهند گفت « چپولها» یعنی مخالفین و منتقدینش به خاطر عدم حمایت وی، باعث شکستش شدند. این حرف آی کیوی سیاسی ندارد. اولن این منتقدین نبودند که او را شکست دادند این رضا پهلوی بود که همه آدمها را در این مسیر حذف کرد. حتی همپیمانان خودش را. در ثانی اگر چپها انقدر فاکتور مهمی در شکست یا پیروزی اومحسوب میشدند چرا با آنها ائتلاف نکرد؟ ثالثن اگر جریانات چپ انقدر قدرت بودند، رضا پهلوی اصلن بالا نمی آمد. حمایت و عدم حمایت چپها و مخالفین، هیچ تاثیری در شکست رضا پهلوی نداشت. پهلوی نه در مقابل اپوزیسیون که از سوی سپاه و همان فرماندهانی که با او مرتبط بودند و دورش شبکه ساختند و همچنین از طرف ترامپ شکست خورد. رضا پهلوی در بازی قدرت در بالا باخت.تمام المن هایی که قرار بود نقطه قدرت او محسوب شوند، پوشالی و کاغذی از آب در امدند.
۳. آن تعداد از مردم که به رضا پهلوی پیوستند، مسئولیت دارند اما مقصر نیستند. مسئولیت دارند چون انتخابهای سیاسی در شرایط فعلی ایران، باید با وسواس باشد. اما مقصر نیستند چون انتخاب دیگری نمی دیدند. از این نظام و تلاش های مکرر برای انداختن ان خسته شده بودند. میان هدف مردم و اهداف رضا پهلوی تفاوت هست. مردم میخواستند با حمایت از رضا پهلوی فقط از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند. رضا پهلوی میخواست به قدرت برسد و رویای احیای سلطنت پدرش را داشت. این دو هدف متفاوت است.مردم مقصر شکست این کانسپت نیستند. مردم وثیقه شدند، خونشان ریخته شد، چرا که جمهوری اسلامی دستش به رضا پهلوی نمیرسید ترورش کند و جنبش را بخواباند. جنبش را هم نمیشد با ترور او خواباند. چرا که مردم آمدند کهحکومت را به هر قیمتی شده بیندازند. جنبش سرنگونی قدمت و اهدافی مقدم بر جنبش سلطنت داشت.جمهوری اسلامی با ریختن خون مردم و قتل عامی بیسابقه ایمیج رضا پهلوی را در دریایی از خون مردم فرو برد. مردم مقصر نیستند چون خواست دیگری داشتند. اندوه زمانه این است کهالان ما میتوانیم روایت انقلاب پنجاه و هفت را که عمری سلطنت طلبان وارونه جلوه دادند باز دیگر به آنها بازگو کنیم. مردم ایران در پنجاه و هفت دقیقن مثل امروز آمده بودند که استبداد آريامهری را بیندازند. خمینی روی دوش آن انقلاب سوار شد. فقط فرق خمینی و رضا پهلوی در این است که خمینی با کمک دول غربی و سازش فرماندهان ارتش شاه و اینکه خود او به درخواست امریکا قدرت را گذاشت و فرار کرد به قدرت رسید. در سناریوی رضا پهلوی همان فرماندهانی که با او در ارتباط بودند سر کارش گذاشتند. با کارت او بازی کردند.امریکا هم دنبال پروژه و حمایت از اونرفت. اسراییل همنرفت. ساکت شد، گم و گور شد. کافی بود ده درصد هوش سیاسی داشته باشی تا بدانی ترامپ از تو حمایت نخواهد کرد. ده درصد کافی بود تا بفهمی سر کارت گذاشتند تو در ایران در هیچ جنبش اجتماعی نیستی و با همهمه نمیبری. جنبش اجتماعی لازم داری، همان جنبش هایی که آدمهایش را زدی. همه سعی کردند به او این را بفهمانند، اما دیگر دیر شده بود. نفع ایشان در نفهمیدن بود. شبکه ای کهدورش را گرفتند او را متقاعد کردند که این برنامه نقد شدنی است.مردم اما مقصر نیستند، ولی سخنگویان، روشنفکران، الیتی که بدوبدو فرار کردند، انها که این برنامه را توجیه کردند مقصرند. رضا پهلوی در مقابل جمهوری اسلامی جهت کشتار مردم مقصر نیست. اما در مقابل مسئولیت سیاسی در قبال مردم واپوزیسیون مقصر است. قول الکی دادن، تک روی، کمپین دشمنی تبلیغاتی علیه چپ و علیه جمهوریخواهان و علیه هر کسی که با او مخالف است، همه این اقدامات المن های مشترک سرکوب سیاسی و نقشه جمهوری اسلامی بود. دیر دیرش در تجمع مشهد میشد دید که این پروژه کلید خورده است. اما مردم مقصر نیستند.
۴. به اعتقاد من حتی اگر ترامپ از رضا پهلوی حمایت نمیکرد ولی جمعه خامنه ای را میزد، شانس رضا پهلوی برای برنده شدن بسیار زیاد بود. حتی اگر موفق هم نمیشد، ولی شکست نمیخورد، کاسه کوزه ها سر ترامپ و دولتش برای حمله ناموفق نظامی شکسته میشد. ترامپ این را میدانست که حمله نکرد. وعده داد که رضا پهلوی دلخوش شود. ولی نکرد. شاید هم دیل بود. اما اگر الان حمله کند، هیچ نفعی دیگر به حال پهلوی ندارد. روی اعتراضات مردم هم تاثیری ندارد. میشود رودررویی نظام با امریکا .
۵. اگر یک جبهه انتقادی از رضا پهلوی وجود نداشت، الان با شکست برنامه او همه ما هم با او شکست خورده بودیم.اگر کورسوی امیدی وجود داشته باشد این است کهوقتی موج برمیگردد، به خودشان میگویند حداقل یک عده وجود داشتند که نه بگویند. این پیش بینی را بکنند. اما ایا این کافی است؟ نه!
سازمانها و احزاب چپ ایران مستقیما در فاجعه ای که اتفاق افتاده شریک اند. نفس اینکه چهل و هفت سال پس از سرنگونی شاه ، پله به پله از لحاظ نظری همه دستاوردها را گرفتند، این چپ تن لش حاشیه هیچ کاری نکرد، باعث و بانی عروج عقب مانده ترین فالانژیسم جبهه راست شد. آخر مگر میشود زیر گوش تو همچون ارتجاعی جرئت کند خودش را به خیابان و اعتراض وصل کند؟ همه احزاب و سازمانهای چپ از دم مرخصند. کنسل اند. مردم حق داشتند که آلترناتیو بخواهند. این جریانات نه از لحاظ نظری جنگیدند، طوری که هر ننه من قمری به کمپین ضد چپ دست راستی پیوست. نه از لحاظ عملی و سیاسی کاری کردند که یک پا و یک آلترناتیو قدرت سیاسی باشند. الان اگر امیدی وجود داشته باشد عروج یک چپ جدید و جوان در داخل کشور است که از این سازمانها و احزاب، اجتماعی و جنبشی عبور کرده است. عرصه کارش اجتماع و مبارزه سیاسی در خیابان و دانشگاه، زندان و کارخانه است. یکی از علامت های وجود این عقلانیت چپ در داخل کشور این بود که تا رضا پهلوی مدعی شد، آنها ساکت شدند. حتی به اعتقاد من مصمم به شرکت و همراهی نبودند، چون که ادم عاقل میفهمید الان وقتش نیست. این پروژه شکست میخورد و مردم هزینه خواهند داد.
۶.سوال این است الان چه المن هایی با پروژه رضا پهلوی شکست خورد؟ به اعتقاد من پروژه رهبری فردی! تک روی. پروژه شخص +رسانه +سر و سر داشتن با دول خارجی و عوامل درونی حکومت شکست خورد. پروژه حمله به اپوزیسیون و شعار مرگ بر این و آن شکست خورد. پروژه من همه شماها را میزنم ولی به فرماندهان بسیج و سپاه اطمینان دارم شکست خورد. پروژه اعتماد به دول خارجی شکست خورد. رویای بازگشت سلطنت به ایران کلهم شکست خورد. من معتقدم جمهوری اسلامی با یک کانسپت کار شده رضا پهلوی را به این سمت سوق داد چونکه نقطه چین های بسیار مشترک نظری میان آنها وجود داشت. شکست رضا پهلوی را میشد در آئینه تجمع مشهد دید. بطور سیستماتیک و نقطه به نقطه علیه اپوزیسیون وارد عمل شدند. این سیاست دشمنی با چپها، با فعالین حقوق زن، با جمهوریخواه ها، با فمینیست ها و این سیاست دشمنی با پلورالیسم سیاسی شکست خورد. الان دیگر ثابت شده که هیچ پروژه سیاسی که فعالین مدنی ، رهبران کارگری، شخصیت های شناخته شده و نمایندگان تکثر جامعه را با خود نداشته باشد، محکوم به شکست است. به اعتقاد من حتی اگر رضا پهلوی به قدرت هم میرسید با این سیاستی که پیش گرفته بود از جبهه سکولاریستی، چپ، مترقی و زنانه داخل کشور شکست میخورد. چون دوران رعیت بودن مردم در سال پنجاه و هفت تمام شد.
۷. شکست جنبش سلطنت باعث موج برگشت و ناامیدی این صف خواهد شد. جمهوری اسلامی که درون سلطنت طلب نفوذ زیادی دارد این موج ناامیدی را به نردبانی علیه اپوزیسیون بدل خواهد کرد. نباید در زمین آنها بازی کرد چونکه این تقلاهای آخر هم مجبور به شکست است. باید رفت به کمک جامعه و انقلاب خونین آنها شتافت. انقلاب را در حمام خون استیصال مردم و توهمات ناشی از کمک رضا پهلوی به آنها خفه کردند.
جنازه ها را که جمع کردند، روحانی و اصلاح طلبها شادمان از شکست رضا پهلوی و ریختن خون مردم جلو خواهند آمد. اینها انقدر در میان مردم منفورند که محال ممکن است بتوانند با تغییرات در بالا چیزی را نجات بدهند. سوال بعدی، تبیین رابطه مردم با حاکمیت است. ایران بعد از این هلوکاست خونین اسلامی با فقر و فلاکت و گرسنگی چه جور جامعه ای خواهد شد؟
- رضا پهلوی جنبش را شکست داد - 01/15/2026
- نارضایتی از خاقان چین - 01/14/2026
- سلطنت موروثی همان ژن برتر است - 01/10/2026
