ملت‌ها پیش از دموکراسی وجود داشتند

حسن بیلدرچی

دموکراسی در برهوت خاورمیانه

قبایل عرب در دیرالزور (ڕۆژئاوا کوردستان) با یکدیگر جنگیدند. آن‌ها خانه‌ها و چاه‌های نفت یکدیگر را به آتش کشیدند. درگیری‌ها تا شب ادامه یافت. نمی‌دانم اکنون چه می‌کنند. دیرالزور مدت‌هاست (بیش از یک دهه تحت مدیریت کوردها) که تحت اداره نیروهای دموکراتیک سوریه (SDG) قرار دارد، و این بدان معناست که قبایل عرب دموکراتیزه نشده‌اند.

آن‌ها به هر حال نمی‌توانند دموکراتیک شوند. این ادعا که دموکراسی بهترین نظام برای کشورهای خاورمیانه است، چیزی جز یاوه‌گویی توخالی نیست. دفاع از دموکراسی عقلیتی فلج کننده متفاوتی بر کسانی می‌گذارد که نمی‌دانند دموکراسی به چه معناست. قطار دموکراسی پیشتر در غرب به حرکت درآمده است و هیچ راهی برای جوامع شرقی وجود ندارد که به آن برسند.

سنت دموکراسی، که ۲۵۰۰ سال پیش با شیوه اداره شهرهای کوچک در یونان آغاز شد، از عمق فرهنگی و فلسفی برخوردار است. امپراتوری روم این شیوه را در شکل مجلس سنا پذیرفت، و تقریباً بلافاصله پس از آن، امپراتوران روم به دست اعضای سنا جان باختند، چه با خنجر سنا و چه با سم. سزار مشهور نیز توسط چندین سناتور مجلس سنا پس از توطئه، به کام مرگ کشیده شد. سزار که با خنجر سنا مورد ضربه قرار گرفته بود، رو به صاحب خنجری که در بدنش فرو رفته بود کرد و گفت:

«تو هم، بروتوس!»

بروتوس سناتوری جوان بود، پسر معشوقه سزار.

از آنجایی که از دموکراسی سخن می‌گوییم، امروز در ترکیه هر نوع رأی‌گیری‌ای که صورت بگیرد، کوردها بازنده خواهند بود. اگر بخواهید، بیایید آن را مرتب کنیم.

«آیا زبان کوردی زبان آموزشی باشد یا نه، اگر به رأی گذاشته شود، حداقل ۷۰ درصد جامعه خواهند گفت: ‘زبان کوردی نباید زبان آموزشی باشد!’»

اگر آزادی اعضای پ.ک.ک به رأی گذاشته شود، حداقل ۷۵ درصد جامعه خواهند گفت که اعضای پ.ک.ک نباید آزاد شوند.

اگر از مردم پرسیده شود که آیا اوجالان باید از «حق امید» بهره‌مند شود، ۷۵ درصد آن‌ها خواهند گفت که اوجالان نباید از آن بهره‌مند شود.

در حالی که وضعیت تا این حد روشن است، کوردها با کدام ابزار دموکراتیک می‌توانند به حقوق خود دست یابند؟ در واقع، کوردها نیز انتظار حل مسئله کوردی را از طریق روش‌های غیردموکراتیک دارند. روش تحمیلی همین است. دولت آنچه را که انجام می‌دهند به نام قانون بر جامعه تحمیل خواهد کرد.

«این قانون را بپذیرید،» به مردم خواهد گفت.

دموکراسی نام نظامی است که در آن حقوق اقلیت‌ها محافظت می‌شود، اما این مفهوم نیز یک برساختگی است. اکثریت و قدرتمندان همیشه از دموکراسی سود می‌برند. دموکراسی بهشتی برای قدرتمندان و جهنمی برای ضعیفان و اقلیت است. اجازه دهید این موضوع را با مثالی برایتان توضیح دهم:

جفری اپستین آمریکایی بسیار ثروتمندی بود. او ثروت خود را با فریبکاری و بهره‌برداری از خلأهای دموکراسی به دست آورد. طی دهه‌ها با هزاران دختر آمریکایی همبستر شد. پرونده اپستین جدید نیست. او در این ماجرا چندین بار در دادگاه حاضر شد و با بهره‌گیری از مواهب دموکراسی، هر بار آزاد شد. من به‌تازگی مستندی درباره محاکمات آن‌ها در سال ۲۰۰۶ تماشا کردم.

اپستین صبح‌ها دختری جداگانه داشت و بعدازظهرها دختری جداگانه. سن آن‌ها حداکثر ۱۳، ۱۴ یا ۱۵ سال بود. سازمان بزرگی از زنان وجود داشت که دختران را برای او ترتیب می‌دادند. اپستین همیشه همان کار را می‌کرد. در تخت منتظر دختر می‌ماند. از دختری که می‌آمد می‌خواست توسط کودک او لباس‌هایش درآورده شود. در حالی که دختر بدن خودش را نوازش می‌کرد، او بدن دختر تازه بالغ‌شده را نوازش می‌کرد. با بعضی از آن‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کرد. از هر دختری که با او بود می‌خواست در ازای ۲۰۰ دلار، دختر دیگری بیاورد. این شبکه تقریباً تمام آمریکا را در بر می‌گرفت. هزاران، ده‌ها هزار دختر.

بازه سنی ۱۳ تا ۱۴ سال، بلاتکلیف‌ترین و مردد‌ترین دوره برای دختران است. اکثر آن‌ها از بازگو کردن تجربه‌شان می‌ترسیدند. غرور کودکانه‌شان زیر و رو می‌شد. آن‌ها شروع می‌کردند به نفرت از بدن‌هایشان که قبلاً طور دیگری به آن نگاه می‌کردند.

به هر حال، یک افسر پلیس شریف و صادق شهرستان، بر اساس شهادت پنج دختر، گزارشی علیه اپستین تنظیم کرد و درخواست پیگرد قضایی نمود. بازرسی که پرونده را آماده کرده بود، مطمئن بود که اپستین حبس ابد دریافت خواهد کرد.

جفری اپستین میلیاردر بود. او برای این دعوای حقوقی ۸ نفر از مشهورترین وکلای آمریکا را استخدام کرد. این حقی بسیار دموکراتیک با پول فراوان. پنج دختر به‌صورت جداگانه برای ادای شهادت به دادگاه احضار شدند. دختران شهادت دادند و هشت وکیل مشهور از پنج دختری که از پیش در دادگاه ناامن و بی‌اعتماد بودند، بازجویی متقابل کردند. دختران مغلوب‌شده در طول این بازجویی قادر به پاسخ دادن به هیچ سؤالی نبودند و نتوانستند از خود دفاع کنند. در دموکراسی‌ها، وکلا حقوقی دارند، مانند حق بازجویی.

در نهایت، اپستین آزاد شد و دختران «فاحشه‌های کوچک» نامیده شدند.

حدود ۲۰ سال پیش، موضوع کشتن گرگ‌ها در منطقه‌ای در سوئیس به درخواست کشاورزان به همه‌پرسی گذاشته شد. همچنین، در ۲۰ سال گذشته حداقل ۴ همه‌پرسی برای محدود کردن حقوق مهاجران برگزار شده است. حقوق مهاجران به شیوه‌ای کاملاً دموکراتیک محدود شد. برخی از مهاجران اخراج شدند.

دموکراتیک‌ترین کشورهای جهان، فرانسه، انگلستان و آمریکا، بزرگ‌ترین ارتش، پیشرفته‌ترین سلاح‌ها و مرگبارترین سلاح‌های جهان را دارند.

همان‌طور که بدون دولت دموکراسی وجود نخواهد داشت، هیچ نمونه‌ای از دموکراسی وجود ندارد که بتواند قدرتمندان را از پیروزی بیشتر باز دارد.

دموکراسی در خاورمیانه جا نمی‌افتد. همچنین، دموکراسی غربی نیز در بهترین دسته‌بندی نظام‌ها برای زندگی کردن قرار ندارد.

دموکراسی از یک جهت و حقوق و آزادی کوردها از دیگر جهت نباید با یکدیگر خلط شوند. حقوق طبیعی کوردها که از کورد بودنشان سرچشمه می‌گیرد، نباید در مغلطه هیچ نظام یا سیستم اعتقادی‌ای به‌کار گرفته شود. نظام می‌تواند اسلامی، فاشیستی یا دموکراتیک باشد. کوردها یک ملت هستند و حقوق آن‌ها باید در هر نظامی یکسان باشد. دموکراسی می‌تواند در شرایط برابری و مساوات کار کند. دموکراسی به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله کورد را حل کند.
ملت‌ها پیش از دموکراسی وجود داشتند.