پ. کوکبیان
استقلال و دولتسازی شیخ محمود برزنجی برای ملت کورد
مقدمه
پس از پایان جنگ جهانی اول، نقشهٔ ژئوپلیتیکی خاورمیانه با فروپاشی امپراتوری عثمانی و تحمیل قیمومیت بریتانیا بر عراق دگرگون شد. در این دوره، در جنوب کوردستان، این مرحله نه بهمثابه سرکوب، بلکه بهعنوان مبارزهای پیچیده، چندلایه و ساختاریافته برای حق تعیین سرنوشت شناخته میشود که رهبری آن را شیخ محمود برزنجی (حفید) بر عهده داشت.
در حالی که روایتهای استعماری (ایرانی و انگلیسی) کوشیدند جنبش او را به «یاغیگریهای قبیلهای» تقلیل دهند، بررسی دقیق اسناد تاریخی محفوظ در آرشیو «چمدی» نشان میدهد که او درگیر پروژهای فراگیر برای تأسیس دولت بود. شیخ محمود تنها جنگ مسلحانه نکرد؛ بلکه زیربنای یک دولت مستقل را بنا نهاد که دارای کابینهای متشکل از وزارتخانهها، ارتشی ملی و نظام مالی مستقل بود.
این نوشته عمق مقاومت شیخ محمود را با مقایسهٔ بلاغت قهرمانانهٔ او در دادگاه بریتانیا با دستاوردهای اجراییاش—از برافراشتن پرچم کوردی تا ایجاد «لیرهٔ کوردی»—بررسی میکند.
دادگاه: وارونهسازی منطق اشغال
پایهٔ اخلاقی مبارزهٔ شیخ محمود بیش از هر جا در رفتار او پس از قیام ۱۹۱۹ آشکار میشود. پس از مجروح شدن و دستگیری بهدست نیروهای بریتانیایی، او را به دادگاه نظامیای بردند که هدفش جرمانگاری مقاومت بود. مقامات اشغالگر او را به رهبری شورش علیه نظم «قانونی» متهم کردند.
اما شیخ محمود با موفقیت این روایت را وارونه ساخت و صحن دادگاه را به تریبونی برای برائت و انسجام ملی بدل کرد. بنا بر خاطرات شیخ لطیف حفید، او مشروعیت حقوقی دادگاه را رد کرد و پاسخ داد:
«شما بیگانگان سرزمین ما را اشغال کردهاید و نعمتهای آن را بردهاید. آیا شما مجرمید یا من که سرزمینم را از ستم شما رها میکنم؟» (ص. ۱۴)
با نامیدن حضور بریتانیا بهعنوان «اشغالگر» و اعمال خود بهمثابه «دفاع»، مشروعیت دادگاه را نفی کرد و تا پایان ایستاد و اعلام کرد:
«آنچه کردم برای ملتم بود… من مجرم نیستم.» (ص. ۱۵)
این نافرمانی ریشه در فلسفهٔ فداکاری او داشت؛ جایی که زندگی رهبر را در برابر بقای ملت ناچیز میدانست. حتی در حالی که مجروح و زیر بازجویی افسران بریتانیایی—از جمله میجر نوئل—بود، گفت:
«اگر من کشته شوم، ملت کورد نمیمیرد… من از کشورم دفاع میکنم.» (ص. ۲)
او مبارزهٔ خود را در چارچوبی تاریخی قرار داد و یادآور شد که «هزاران سال پیش از امروز، بهترین فرزندانمان قربانی استقلال کوردستان شدهاند» (ص. ۹). این بلاغت برای بسیج پیروان بود و نشان میداد جنبش، پروژهای شخصی نبود، بلکه ضرورتی ملی بهشمار میرفت.
ردّ پشتیبانی استعماری
یکی از تاکتیکهای رایج مدیریت استعماری بریتانیا، جذب رهبران محلی از طریق پیشنهاد کرسی، لقب، مناصب دولتی و پول بود. شیخ محمود بهطور کامل از این الگو فاصله گرفت و بیمیلی مطلق خود را نسبت به رشوهها و امتیازات نشان داد.
دولت بریتانیا بارها کوشید او را با دستگاه دولت تازهتأسیس عراق درهمآمیزد؛ از طریق پیشنهاد مناصب عالی یا مزایای مادی برای تضمین همکاری.
پاسخ شیخ محمود قاطع بود:
«من ملتم را برای پول یا مقام نمیفروشم… بهدنبال کرسی نیستم، بهدنبال حقوق کوردها هستم» (ص. ۲۲)
ردّ «کرسی»—نماد قدرتی که از سوی حاکم بیگانه اعطا میشود—نشانهٔ پایبندی او به حاکمیت حقیقی بود. وقتی مسیر دیپلماسی شکست خورد و مطالباتش از سوی کمیسر عالی سر پرسی کاکس نادیده گرفته شد، در توسل به رویارویی مسلحانه تردید نکرد و هشدار داد که اگر حقوق کوردها داده نشود «با شمشیر خواهد جنگید» (ص. ۳۳).
ابزارهای دولتداری: کابینه و وزارتخانهها
در کنار شعارهای اخلاقی آزادی، اقدامات اجرایی شیخ محمود در سال ۱۹۲۲ تلاش جدی برای ایجاد زیرساختهای یک دولت مدرن را آشکار میکند. در ۱۰ اکتبر ۱۹۲۲، او بهطور رسمی تأسیس «حکومت کوردستان» را اعلام کرد و کابینهای برای اعمال حاکمیت تشکیل داد (ص. ۳۸).
اسناد تاریخی «چمدی» فهرستی دقیق از این ساختار حاکمیتی ارائه میدهد که برای ادارهٔ تمامی جنبههای حکمرانی مستقل—بینیاز از بغداد یا لندن—طراحی شده بود. اعضای کابینه عبارت بودند از:
شیخ قادر، نخستوزیر (ص. ۳۸)
عبدالکریم الکه، وزیر دارایی (ص. ۳۸)
احمدبگ فتاحبگ، وزیر کشور (ص. ۳۸)
حمهآغا، وزیر جنگ/دفاع (ص. ۳۸)
مصطفی یامولکی، وزیر معارف (ص. ۳۸)
این کابینه صرفاً نمادین نبود؛ بلکه دستگاهی اجرایی و کارآمد بود که امور منطقه را اداره میکرد، مالیات جمعآوری مینمود و دفاع را سازمان میداد. اسناد بعدی سال ۱۹۲۳ نشاندهندهٔ تداوم و تکامل این ساختار است؛ از جمله حضور مجیدبگ بهعنوان وزیر کشور و احمدبگ حمهآغا بهعنوان وزیر دارایی در تغییرات بعدی کابینه (ص. ۴۲). تأسیس این وزارتخانهها نشان داد که کوردها توان و سرمایهٔ فکری و اجرایی لازم برای ادارهٔ یک دولت را دارند.
ارتش ملی و حاکمیت نمادین
در مرکز چشمانداز استقلال شیخ محمود، انحصار مشروع خشونت قرار داشت؛ امری که مستلزم ارتشی ملی و مستقل از نیروهای بریتانیا بود. او فرمان تأسیس «ارتش دفاع ملی» (لشکری میلی) را صادر کرد که با میلیشیای قبیلهای تفاوت داشت (ص. ۲۲؛ ص. ۳۸). مأموریت این ارتش حفاظت از مرزهای پادشاهی و اجرای تصمیمات کابینه بود.
همزمان، شیخ محمود برای استعمارزدایی از قلمرو نمادین کوردستان نیز گام برداشت. در واکنشی مستقیم به تقسیم منطقه پس از جنگ، در ۱۵ سپتامبر ۱۹۲۲ دستور پایین آوردن پرچم بریتانیا و برافراشتن پرچم کوردی در سلیمانیه را صادر کرد (ص. ۲۱) و اعلام کرد:
«من کوردستان را به بیگانگان واگذار نمیکنم.» (ص. ۲۱)
این اقدام باور او را بهصورت عملی تثبیت کرد که بریتانیاییها «بیگانه» و «اشغالگر»اند و این سرزمین تنها از آنِ کوردهاست.
علاوه بر این، او در پی رهایی ذهن کوردی از قرنها استحالهٔ فرهنگی بود. از سوءاستفادهٔ دولتهای همسایه از دین بهعنوان ابزار کنترل انتقاد کرد و گفت: «ترکها اسلام را به شلاقی برای به بند کشیدن ما تبدیل کرده بودند» (ص. ۹). برای مقابله، هویت زبانی را مستقیماً با عمل دینی پیوند زد و دستور داد که کوردها به زبان مادری بخوانند، بنویسند و نماز بگزارند (ص. ۲۱).
حاکمیت مالی: لیرهٔ کوردی
شاید پیچیدهترین اقدام دولتسازی، ایجاد پول مستقل بود. با درک این واقعیت که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ناممکن است، حکومت شیخ محمود «کمیتهٔ چاپ لیره» را برای جایگزینی روپیهٔ هندی و واحد پول وابسته به بریتانیا تأسیس کرد (ص. ۳۸).
زیر نظر وزارت دارایی، دولت با موفقیت «لیرهٔ کوردی»—که به «لیرهٔ کاغذی» نیز معروف بود—را منتشر کرد (ص. ۳۹). اسناد تاریخی جزئیات این اقدام را ثبت کردهاند: چاپ و انتشار اسکناسهایی با ارزشهای ۳۰۰، ۱۵۰، ۱۰۰ و ۵۰ لیره. این اقدام، همراه با ایجاد ضرابخانهٔ اختصاصی، بهعنوان یکی از «کارهای بزرگ» دولتداری توصیف شده است (ص. ۲۲).
این تصمیم تأییدی عملی بر شعار شیخ محمود بود که «ملتم را برای پول نمیفروشم»؛ چرا که بهجای دریافت پول، خود پول ملی را بنیان نهاد.
نتیجهگیری
تصویر تاریخی شیخ محمود برزنجی که از خاطرات و اسناد «چمدی» برمیآید، تصویر رهبری است که جنگی همهجانبه برای استقلال بهراه انداخت. قهرمانی او تنها در میدان نبرد نبود؛ بلکه در ردّ دادگاه بیگانه، ردّ رشوههای استعماری و تلاشهای بنیادین برای ساخت دولت نیز تجلی یافت.
از اعلام سرکشانهٔ ۱۹۱۹ که گفت «سرزمینم را از ستم شما رها میکنم» (ص. ۱۴) تا انتشار لیرهٔ کوردی در ۱۹۲۲ (ص. ۳۹)، همهٔ اقداماتش بر یک اصل استوار بود: ردّ تابعیت. با تأسیس وزارتخانهها، برافراشتن پرچم ملی و ایجاد پول، شیخ محمود مشروعیت امپراتوری را فرو ریخت و واقعیتی از دولتداری کوردستانی آفرید که مبارزهٔ کوردها را در ادامهٔ قرن تعریف کرد.
منابع
چیم دی (چه دیدم)
- دموکراسی: خدایی که شکست خورد - 01/27/2026
- بەهاری کورد - 01/27/2026
- دولتسازی شیخ محمود برزنجی - 01/27/2026
